ادعای ترامپ درباره متحدان تهران؛ چین و روسیه در جنگ ایران چه نقشی دارند؟
رویداد۲۴| رئیسجمهور آمریکا روز گذشته، در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که پکن و مسکو برای ورود به چنین مسیری هزینه زیادی خواهند پرداخت و واشنگتن نیز بهسرعت از هرگونه کمک آنها مطلع خواهد شد. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل وارد مرحلهای فرسایشی شده و پرسش درباره نقش متحدان شرقی تهران، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.
رابطه ایران با چین و روسیه طی سالهای گذشته بارها بهعنوان یکی از پشتوانههای راهبردی تهران در برابر فشارهای غرب مطرح شده است؛ از همکاریهای نظامی و امنیتی با مسکو تا خرید نفت ایران از سوی پکن و همکاریهای اقتصادی دو کشور. با این حال، تحولات جنگ نشان میدهد که میان مخالفت سیاسی با حملات آمریکا و اسرائیل، کمک غیرمستقیم به ایران و ورود مستقیم به یک درگیری نظامی، فاصله قابلتوجهی وجود دارد. همین فاصله، پرسش اصلی درباره آینده روابط تهران با پکن و مسکو است.
چین و روسیه کجا ایستادهاند؟
چین از آغاز جنگ، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرده و بر ضرورت توقف عملیات نظامی و بازگشت طرفها به مذاکره تأکید داشته است. وزارت خارجه چین در مواضع رسمی خود، حمله به ایران را نقض حاکمیت این کشور دانسته و خواستار جلوگیری از گسترش درگیری شده است. پکن همچنین از تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ حمایت کرده است.
روسیه نیز موضعی مشابه در مخالفت با حملات نظامی و تأکید بر راهحل دیپلماتیک اتخاذ کرده است. سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل بر ضرورت حلوفصل دیپلماتیک بحران تأکید کردند. مسکو همچنین در مواضع رسمی خود، اقدامات آمریکا و اسرائیل را عامل تشدید بحران معرفی کرده است.
با این حال، محکومیت حملات و حمایت دیپلماتیک به معنای تعهد به دفاع نظامی از ایران نیست. توافق همکاری راهبردی ایران و روسیه که در سال ۲۰۲۵ امضا شد، زمینه گسترش روابط دو کشور را فراهم میکند، اما تعهد متقابل برای ورود به جنگ در آن پیشبینی نشده است. بنابراین، نمیتوان صرفاً با استناد به این توافق انتظار داشت که مسکو در صورت تشدید حملات، مستقیماً وارد میدان شود.
روسیه چه کمکی میتواند به ایران کرده باشد؟
در میان دو شریک شرقی تهران، نقش روسیه به دلیل سابقه همکاریهای نظامی و امنیتی اهمیت بیشتری دارد. مسکو و تهران طی سالهای گذشته در حوزههایی مانند تجهیزات نظامی، همکاریهای دفاعی و تبادل تجربه فعالیت داشتهاند. اما پرسش مهم این است که آیا این همکاریها در جریان جنگ نیز به پشتیبانی عملیاتی از ایران تبدیل شده است یا خیر.
در روزهای اخیر نیز گزارشهایی درباره کمک تسلیحاتی روسیه به ایران منتشر شده بود. رویترز در گزارشی درباره اظهارات ترامپ، به گزارشی از بلومبرگ اشاره کرد که در آن یک مقام گفته بود روسیه در حال تأمین موشک برای ایران است. با این حال، جزئیات این ادعا، نوع تجهیزات، زمان تحویل و ابعاد احتمالی آن بهطور مستقل روشن نشده است.
اگر این گزارشها تأیید شوند، نشان میدهند که کمک احتمالی مسکو میتواند در حوزههایی مانند اطلاعات، تجهیزات و همکاریهای فنی تعریف شود؛ حوزههایی که با اعزام نیروی نظامی روسیه به جنگ تفاوت اساسی دارند.
چین؛ شریک اقتصادی ایران، نه متحد نظامی
نقش چین پیچیدهتر است. پکن از یک سو روابط اقتصادی و سیاسی گستردهای با تهران دارد و از سوی دیگر، منافع تجاری آن به ثبات بازار جهانی، امنیت مسیرهای کشتیرانی و روابطش با اقتصادهای بزرگ وابسته است. چین یکی از خریداران مهم نفت ایران است و ادامه تجارت نفتی، در شرایط تحریم، برای تهران اهمیت اقتصادی دارد.
با این حال، روابط اقتصادی نزدیک لزوماً به معنای آمادگی برای ورود به جنگ نیست. چین همزمان به روابط تجاری گسترده با کشورهای خلیج فارس و اقتصادهای غربی وابسته است و تشدید درگیری میتواند هزینههای سنگینی برای آن ایجاد کند. اختلال در تنگه هرمز، افزایش قیمت انرژی و ناامنی مسیرهای حملونقل دریایی، مستقیماً با منافع اقتصادی پکن در تضاد قرار میگیرد.
در ماههای گذشته گزارشهایی درباره احتمال کمک تسلیحاتی چین به ایران و نقش برخی نهادهای چینی در تأمین اطلاعات مطرح شده است. رویترز در گزارش اخیر خود به ادعاهایی درباره انتقال تجهیزات پدافندی قابلحمل و دسترسی ایران به تصاویر ماهوارهای اشاره کرده است؛ ادعاهایی که پکن آنها را بهعنوان کمک نظامی به ایران تأیید نکرده است. بنابراین، میان گزارشهای منتشرشده درباره کمک احتمالی و شواهد قطعی درباره میزان و ماهیت آن باید تمایز گذاشت.
آنچه روشنتر به نظر میرسد، اهمیت رابطه اقتصادی چین برای تهران است. ادامه خرید نفت، حفظ کانالهای تجاری و مخالفت سیاسی با فشارهای یکجانبه آمریکا میتواند بخشی از فضای تنفس اقتصادی ایران را حفظ کند، اما این حمایت با تضمین امنیت نظامی ایران تفاوت دارد.
چرا پکن و مسکو حاضر نیستند هر هزینهای را بپردازند؟
پاسخ را باید در منافع ملی این دو قدرت جستوجو کرد. روسیه با جنگ اوکراین، فشارهای اقتصادی و نیازهای نظامی خود روبهروست و نمیتواند بدون محاسبه هزینهها، جبههای تازه در برابر آمریکا و متحدانش بگشاید. همکاری با ایران ممکن است برای مسکو در حوزههای دفاعی و ژئوپلیتیک سودمند باشد، اما ورود مستقیم به جنگ میتواند دامنه تقابل با غرب را بهشدت گسترش دهد.
چین نیز به دنبال حفظ جایگاه اقتصادی و سیاسی خود در جهان است. پکن میتواند با مخالفت دیپلماتیک با حملات، ادامه روابط تجاری و تلاش برای میانجیگری، در معادلات بحران اثر بگذارد؛ اما ورود مستقیم به جنگ، خطر برخورد گسترده با آمریکا و آسیب به منافع اقتصادی چین را افزایش میدهد.
از این منظر، اظهارات ترامپ درباره هزینههای احتمالی کمک به ایران را باید در چارچوب رقابت قدرتها و تلاش واشنگتن برای بازداشتن پکن و مسکو از مداخله بیشتر ارزیابی کرد. البته ادعای رئیسجمهور آمریکا مبنی بر اینکه این دو کشور هیچ کمکی به ایران نمیکنند، بهخودیخود اثباتکننده نبود همکاریهای پنهان یا غیرمستقیم نیست؛ همانطور که گزارشهای مربوط به چنین همکاریهایی نیز بدون شواهد مستقل، نمیتوانند مبنای نتیجهگیری قطعی قرار گیرند.
تهران در انتظار کدام حمایت است؟
برای ایران، مسئله اصلی صرفاً داشتن دو شریک قدرتمند نیست؛ بلکه این است که این روابط در شرایط جنگ و فشار اقتصادی تا چه اندازه به دستاورد ملموس تبدیل میشوند. حمایت سیاسی در مجامع بینالمللی، همکاریهای اطلاعاتی احتمالی، فروش تجهیزات و ادامه تجارت نفتی، هرکدام میتوانند اهمیت داشته باشند، اما هیچیک لزوماً به معنای تضمین دفاع نظامی نیستند.
اگر جنگ ادامه پیدا کند، احتمالاً ارزش همکاریهای اقتصادی، فنی و دیپلماتیک تهران با پکن و مسکو بیشتر خواهد شد. با این حال، میزان این همکاریها به محاسبه هزینه و فایده در پایتختهای چین و روسیه وابسته میماند؛ نه صرفاً به توافقهای راهبردی یا نزدیکی سیاسی.