اینترنت ایران روی دور محدودیت؛ سرعت را کم میکنند، فیلترشکن را گران
رویداد۲۴| انتشار نتایج نظرسنجی مرکز پژوهشهای مجلس، در کنار اظهارات سخنگوی دولت درباره کاهش سرعت اینترنت و استفاده از فیلترشکنها این موضوع را به یکی از بحثهای داغ امروز تبدیل کرده است.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در نشست خبری امروز خود، کاهش سرعت اینترنت در شرایط جنگی را تأیید کرد و گفت: «طبیعی است که در میانه جنگ، برخی مواقع مجبوریم سرعت اینترنت را کاهش دهیم و این را انکار نمیکنیم.» او همچنین توضیح داد که دستگاههای متولی بهدلیل اهمیت پایگاههای داده و خدمات مبتنی بر اینترنت، گاهی ناچار به کاهش سرعت میشوند و این اقدام را در راستای «صیانت از داراییهای کشور» دانست.
مهاجرانی در عین حال ابراز امیدواری کرد که کشور در شرایط صلح پایدار قرار بگیرد و هدف حملات سایبری نباشد. او تأکید کرد که آتشبس در برخی حوزهها برقرار شده، اما به گفته او، هیچ بخشی از جنگ بهطور کامل متوقف نشده است.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که توضیح درباره ضرورتهای امنیتی، بهتنهایی پاسخ روشنی به پرسش کاربران درباره کیفیت اینترنت، دامنه محدودیتها و زمان بازگشت دسترسی پایدار نمیدهد. اگر کاهش سرعت برای حفاظت از زیرساختها ضروری است، همچنان این پرسش باقی میماند که این تصمیمها بر چه مبنایی اتخاذ میشوند، چه زمانی پایان مییابند و شهروندان چگونه میتوانند از وضعیت واقعی شبکه اطلاع پیدا کنند.
۶۵ درصد کاربران در مسیر فیلترشکن؛ هزینه محدودیتها با مردم است؟
بر اساس آمار منتشرشده، ۶۴.۷ درصد پاسخگویان برای دسترسی به شبکههای اجتماعی خارجی از فیلترشکن استفاده میکنند؛ رقمی که نشان میدهد استفاده از ابزارهای دور زدن فیلترینگ به بخشی از تجربه معمول اینترنت در ایران تبدیل شده است.
در همین نظرسنجی، ۱۶.۸ درصد پاسخگویان اعلام کردهاند روزانه کمتر از یک ساعت از اینترنت استفاده میکنند، در حالی که ۳۹.۷ درصد بین یک تا سه ساعت، ۲۰.۴ درصد بین سه تا پنج ساعت و ۸.۳ درصد بین پنج تا هفت ساعت آنلاین هستند. ۹.۶ درصد نیز دستکم هفت ساعت در روز از اینترنت استفاده میکنند. چهار درصد هم گفتهاند از اینترنت استفاده نمیکنند یا به آن دسترسی ندارند.
در بخش دیگری از نتایج، ۵۱.۳ درصد کاربران اینترنت موبایل، سرعت و قیمت فعلی را ترجیح دادهاند و ۴۱.۳ درصد خواهان اینترنت پرسرعتتر، حتی با قیمت بالاتر، بودهاند. این ارقام را نمیتوان بهتنهایی نشانه رضایت عمومی از کیفیت اینترنت دانست؛ بهویژه آنکه ترجیح قیمت پایینتر ممکن است بازتاب محدودیت قدرت خرید کاربران باشد، نه رضایت از سرعت و کیفیت موجود.
وقتی اینترنت با محدودیت دسترسی، اختلالهای مکرر و هزینه فیلترشکن همراه میشود، فشار آن تنها به کاربر عادی محدود نمیماند. کسبوکارهای آنلاین، تولیدکنندگان محتوا، شرکتهای خدماتی و مشاغلی که به ارتباطات بینالمللی وابستهاند نیز هزینه این وضعیت را میپردازند. در چنین شرایطی، اینترنت دیگر صرفاً یک ابزار سرگرمی نیست؛ زیرساختی اقتصادی است که اختلال در آن میتواند درآمد و فرصت شغلی را تحت تأثیر قرار دهد.
استارلینک؛ فناوریای که با ممنوعیت از بین نمیرود
در کنار محدودیت اینترنت، مقابله با استارلینک نیز به یکی از محورهای بحث درباره سیاست فضای مجازی تبدیل شده است. محمد مهاجری، روزنامهنگار و فعال سیاسی، در یادداشتی با عنوان «مبارزه با استارلینک کشک است، مگر اینکه...» با اشاره به تجربه برخورد با ویدئو، ماهواره و فیلترینگ، این رویکرد را نقد کرده است.
استدلال اصلی مهاجری این است که ممنوعیت و برخورد، لزوماً فناوری را از دسترس مردم خارج نمیکند؛ بلکه ممکن است تنها استفاده از آن را دشوارتر و پرهزینهتر کند. او با یادآوری تجربه فیلترینگ مینویسد کاربران برای عبور از محدودیتها راههای تازهای پیدا میکنند و سرعت تحول فناوری نیز از توان سیاستهای بازدارنده پیشی میگیرد.
البته نگرانیهای امنیتی درباره اینترنت ماهوارهای را نمیتوان بهسادگی نادیده گرفت. هر فناوری ارتباطی ممکن است در شرایط جنگی کاربردهای امنیتی و نظامی پیدا کند و دولتها نیز برای حفاظت از زیرساختهای خود مسئولیت دارند. اما از این واقعیت نمیتوان نتیجه گرفت که مقابله فنی و قضایی با یک فناوری، بدون توجه به نیازهای ارتباطی جامعه، راهکاری پایدار خواهد بود.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که فیلترینگ گسترده، به حذف نیاز کاربران به شبکههای اجتماعی خارجی منجر نشده است. در عوض، دسترسی به این خدمات را به استفاده از ابزارهای واسطه وابسته کرده و هزینه و پیچیدگی بیشتری به کاربران تحمیل کرده است. گسترش استفاده از فیلترشکن در نظرسنجی مرکز پژوهشهای مجلس نیز با همین واقعیت سازگار است.
مهاجری در نهایت راهحل را نه در تشدید برخورد با فناوری، بلکه در افزایش اعتماد عمومی به رسانههای داخلی و تقویت انسجام اجتماعی میبیند. این استدلال، فارغ از ارزیابی درباره میزان اثرگذاری هر راهکار، به مسئلهای اساسی اشاره دارد: سیاست محدودسازی وقتی با بیاعتمادی عمومی روبهرو شود، ممکن است بهجای حل مسئله، تقاضا برای راههای جایگزین را بیشتر کند.
مسئله فقط اینترنت نیست؛ مسئله اعتماد عمومی است
سیاست اینترنتی ایران اکنون با چند مسئله همزمان روبهروست: نگرانیهای امنیتی در شرایط جنگی، اختلاف بر سر روایت رسمی قطعیهای گذشته، نارضایتی از سرعت و قیمت، استفاده گسترده از فیلترشکن و تلاش برای مقابله با فناوریهای ارتباطی جدید. کنار هم قرار گرفتن این عوامل نشان میدهد که مسئله را نمیتوان تنها با توضیح ضرورتهای امنیتی یا تشدید محدودیتها حل کرد.
اگر کاهش سرعت اینترنت برای مقابله با تهدید مشخصی ضروری است، دولت باید تا حد امکان مبنای فنی تصمیم، دامنه اختلال و مدت اجرای آن را توضیح دهد. اگر هدف، حفاظت از زیرساختهاست، باید روشن شود چه اقداماتی برای افزایش تابآوری شبکه و جلوگیری از آسیب به خدمات عمومی انجام شده است؛ و اگر سیاست فیلترینگ قرار است ادامه پیدا کند، مسئولان باید به این پرسش پاسخ دهند که چرا با وجود سالها محدودیت، بخش بزرگی از کاربران همچنان به ابزارهای دور زدن فیلترینگ نیاز دارند.
در نهایت، نمیتوان از یک سو اینترنت را زیرساخت حیاتی اقتصاد و ارتباطات دانست و از سوی دیگر، هزینه اختلالها و محدودیتهای آن را صرفاً با ارجاع به شرایط جنگی توضیح داد. امنیت ارتباطات اهمیت دارد، اما امنیت پایدار تنها با محدود کردن دسترسی کاربران به دست نمیآید. سیاستی که میان حفاظت از زیرساختها، استمرار خدمات و حق دسترسی شهروندان توازن برقرار نکند، ممکن است در کوتاهمدت محدودیت ایجاد کند، اما در بلندمدت هزینه اقتصادی و اجتماعی آن را افزایش دهد. پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا قرار است اینترنت ایران به زیرساختی قابل اتکا برای زندگی و کسبوکار مردم تبدیل شود یا محدودیت و اختلال، به وضعیتی دائمی بدل خواهد شد؟