رئیس «غیررسمی» در ساختمان شیشهای؛ چرا تکلیف پیمان جبلی مشخص نمیشود؟
رویداد۲۴| تقریبا یک ماه از پایان دوره پنجساله ریاست پیمان جبلی بر صداوسیما گذشته و هنوز خبری از صدور حکم جدید برای او یا معرفی گزینه جایگزین نیست. در پی همین وضعیت نیز با وجود مطرح بودن اسامی متعدد به عنوان گزینههای ریاست رسانه ملی، برخی رسانهها از ماندگار شدن جبلی میگویند.
جبلی ماندنی شد؟
پیمان جبلی در هفتم مهر ۱۴۰۰ با حکم رهبر جمهوری اسلامی به ریاست سازمان صداوسیما منصوب شد و دوره پنجساله مسئولیتش در هفتم مهر امسال به پایان رسید. در هفتههای اخیر گمانهزنیهای بسیاری درباره صاحب بعدی کرسی ریاست صداوسیما صورت گرفت، حتی روزنامه جمهوری اسلامی در گزارشی که بازتاب بسیاری هم داشت به نقل از منابع مطلع از قطعی شدن تغییر ریاست این سازمان خبر داد.
امروز، اما خبرآنلاین در گزارشی از ورود بیسروصدای جبلی به دور دوم ریاست خود نوشته است! بر اساس این گزارش، رئیس فعلی صداوسیما ظاهراً همچنان در رأس سازمان باقی مانده؛ با این حال، هنوز خبر رسمی و شفافی درباره صدور حکم جدید و جزئیات تمدید مسئولیت او منتشر نشده است.
ابهام درباره ریاست این صداوسیما موضوع قابل توجهی است، زیرا انتصاب او مطابق اصل ۱۷۵ قانون اساسی در اختیار رهبر جمهوری اسلامی است و تصمیم نهایی درباره مدیریت سازمان، برخلاف تغییرات معمول در کابینه یا دستگاههای اجرایی، در مسیر مستقلی اتخاذ میشود. این قانون البته توضیح مشخصی درباره اعتبار تصمیمات و ادامه فعالیت رئیس سازمان بعد از پایان دوره نداده است.
جبلی در شهریورماه، در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره احتمال تمدید مسئولیتش، گفته بود از ماندن خود یا تغییر تیم مدیریتی اطلاعی ندارد و تابع تصمیم رهبری خواهد بود. او همچنین در دفاع از عملکرد سازمان، شرایط ویژه سالهای مدیریتش را یادآوری کرده بود. این موضع نشان میداد که حتی در روزهای نزدیک به پایان دوره نیز تصمیم نهایی برای افکار عمومی روشن نبود. اکنون، با گذشت نزدیک به یک ماه از موعد پایان حکم، ادامه فعالیت او بدون توضیح رسمی روشن، خود به بخشی از مسئله تبدیل شده است.
از رحمانیفضلی تا رمضاننژاد؛ جایگزین جبلی کیست؟
گمانهزنیها درباره رئیس بعدی رسانه ملی، اما پیش از پایان دوره ریاست جبلی، شروع شده و هنوز هم ادامه دارد. خبرگزاری فارس، در گزارشی که اوایل شهریور بازتاب پیدا کرد، از چهار گزینه اصلی نام برد: عبدالرضا رحمانیفضلی، وزیر پیشین کشور و مدیر سابق صداوسیما؛ علی دارابی، از مدیران باسابقه سازمان؛ محسن اسماعیلی، حقوقدان و معاون رئیسجمهور؛ و مهدی عبوری، مدیر و تهیهکننده. در گزارشهای دیگر، نامهایی، چون مرتضی میرباقری، علی بخشیزاده، احسان محمدحسنی، علی فروغی و محمدمهدی دادمان نیز مطرح شد.
در روزهای اخیر، اما نام مصطفی محمدی و جواد رمضاننژاد نیز به عنوان گزینههای احتمالی مطرح شده است. بحث جانشینی جبلی صرفاً به انتخاب یک مدیر اجرایی محدود نیست و میتواند درباره تداوم یا تغییر رویکردهای محتوایی سازمان نیز معنا پیدا کند.
در این میان، یک نکته مهم کمتر مورد توجه قرار گرفته است. فهرستهای منتشرشده نهتنها یکسان نیستند، بلکه از نظر جایگاه و سابقه افراد نیز تفاوتهای معناداری دارند. حضور مدیران قدیمی صداوسیما در کنار چهرههای سیاسی دولت و مدیران نسل جدید رسانهای، نشان میدهد که درباره جانشین جبلی دستکم چند مسیر متفاوت قابل تصور بوده است؛ بازگشت به الگوی مدیران باسابقه، انتخاب چهرهای با تجربه سیاسی و اجرایی یا سپردن سازمان به مدیری که از درون ساختار رسانهای و فرهنگی سالهای اخیر برخاسته است. با این حال، ادامه حضور جبلی در رأس سازمان، فعلاً این گمانهزنیها را در وضعیت تعلیق قرار داده است.
مسئله فقط رئیس نیست؛ صداوسیما با بحران مخاطب چه میکند؟
دلیل اهمیت این جابهجایی احتمالی را باید در کارنامه پنجساله جبلی جستوجو کرد. او در سال ۱۴۰۰ با وعده اجرای سند تحول رسانه ملی به ریاست سازمان رسید؛ اما در طول این دوره، انتقادها درباره جهتگیری سیاسی برنامهها، محدود شدن تنوع دیدگاهها، حذف برخی چهرههای رسانهای و گسترش نظارت بر تولیدات فرهنگی ادامه یافت. چنان که کار به بحث در جلسه هیات دولت رسید و پزشکیان هم صراحتا گفت که مخاطب تلویزیون نیست. البته جبلی نیز در روزهای بعد طی یک مصاحبه با کنایه جواب او را داد و شکاف بین رویکرد دولت و رسانه ملی را بیشتر عیان کرد.
کاهش جذابیت رسانه رسمی در برابر شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای نمایش خانگی و رسانههای فارسیزبان خارج از کشور نیز چالشی نیست که با تغییر یک مدیر بهخودیخود حل شود. صداوسیما از نظر گستره پوشش و منابع در موقعیتی متفاوت از رقبای خود قرار دارد، اما دسترسی گسترده لزوماً به معنای اعتماد یا انتخاب داوطلبانه مخاطب نیست. وقتی بخشی از جامعه احساس کند مسائل روزمره، مطالبات سیاسی و سبک زندگیاش در برنامههای رسانه ملی بازتابی ندارد، افزایش تولیدات یا تغییر مدیران بهتنهایی برای بازسازی رابطه با مخاطب کافی نخواهد بود.
با این همه، حتی اگر جبلی در سمت خود باقی بماند، پرسشهای اصلی همچنان پابرجاست: آیا دوره تازه مدیریت او با تغییر محسوس در سیاستهای برنامهسازی، بازتر شدن فضای رسانهای و تلاش برای جلب اعتماد مخاطبان همراه خواهد شد یا ساختار موجود با همان اولویتها ادامه پیدا میکند؟ و اگر رئیس جدیدی منصوب شود، آیا انتخاب او نشانه تغییر در سیاستهای رسانهای خواهد بود یا صرفاً جابهجایی مدیریتی در همان چارچوب پیشین؟
پاسخ به این پرسشها را نه صرفاً نام رئیس آینده، بلکه ترکیب مدیران، سیاستهای محتوایی، نحوه مواجهه با منتقدان و میزان تحمل تنوع دیدگاهها مشخص خواهد کرد. برای رسانهای که عنوان «ملی» را یدک میکشد، آزمون اصلی نه ماندن یا رفتن یک مدیر، بلکه توانایی بازسازی رابطهای است که بدون اعتماد مخاطب، با هیچ حکم انتصابی احیا نمیشود.