علی دارابی کیست؟ | گزینهای برای تغییر در سازمان صداوسیما
رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: با لرزان شدن پایههای صندلی جبلی در سازمان صداوسیما، نام گزینههای زیادی برای تکیه بر صندلی ریاست این سازمان به گوش میرسد؛ گزینههایی که با اندکی اختلاف، همگی امتداد جبلی هستند. حداقل به لحاظ رویکرد و نگاه به مفهوم و ماهیت رسانه، نمیتوان آنها را چندان متفاوت از دارابی دانست. اما آیا چهرههای دیگری هم هستند که میتوان انتصاب آنها را نماد تغییر در سازمان صداوسیما دانست؟
باید گفت بله، چنین گزینههایی وجود دارند، اما آیا میتوان گفت این گزینهها شانسی برای جانشینی جبلی دارند؟ هنوز کسی پاسخ این سؤال را نمیداند.
شاید مهمترین گزینه در برابر جوانان تندرویی که اسب خود را برای جلوس بر صندلی ریاست سازمان صداوسیما زین کردهاند، علی دارابی باشد؛ مدیر باسابقهای که در سازمان صداوسیمای تحت مدیریت ضرغامی فعالیت کرد و میتوان او را نماد مدیران دوران پیشاجبلی دانست؛ مدیری که میتوان او را مهمترین گزینه از میان اصولگرایان میانهرو دانست.
ضرغامی آنقدر به دارابی باور داشت که بعدها او را با خود به وزارت میراث فرهنگی برد تا سکاندار معاونت او در این وزارتخانه هم باشد. با این سوابق میتوان علی دارابی را نماد تغییر دانست. او از جنس مدیران زمان لاریجانی است که محافظهکاری، میانهروی و تلاش برای مدیریتی معتدل جزو مهمترین خصایص مدیریتی اوست.
پس حضور نام دارابی در میان این گزینههای بهشدت ایدئولوژیک میتواند پیامآور آشتی با مخاطبی باشد که در زمان ضرغامی بسیار بیشتر از امروز به رادیو و تلویزیون اعتماد داشت. شاید یکی از دلایلش این بود که در آن دوران فضای رسانه تا این اندازه ایدئولوژیک نبود و مردم میتوانستند در کنار شعارهای بیپایان که جزو ذاتیات صداوسیماست، کمی هم با دیدن شبکههای مختلف سرگرم شوند.
پس اگر دارابی انتخاب شود، معنای سیاسی این انتخاب یک چیز خواهد بود؛ نظام میخواهد بازوی رسانهای خود را معتدل کند و این خبر خوبی برای تمام کسانی است که آرزو دارند صداوسیما بهجای آنکه مورد توجه یک گروه خاص باشد، حقیقتاً به رسانه ملی تبدیل شود.
علی دارابی کیست؟
علی دارابی متولد ۲۰ آبان ۱۳۴۰ است. او دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تهران و دکترای جامعهشناسی سیاسی از دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات است.
علی دارابی در سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۷ در جهاد سازندگی، مسئولیت اداره روابط عمومی وزارت جهاد سازندگی و همچنین قائممقامی تعاون ستاد مرکزی مهندسی جنگ جهاد را بر عهده داشت. او در فاصله سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴ معاون اداری و مالی، معاون پژوهش و برنامهریزی و معاون امور مراسم ستاد شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی بوده است.
او بعدها در سمتهایی مانند معاون امور مجلس و استانهای سازمان صداوسیما، قائممقام سازمان صداوسیما، مشاور رئیس سازمان صداوسیما و معاون امور استانهای سازمان صداوسیما به فعالیت پرداخته است.
ضرغامی آنقدر به دارابی علاقه داشت که او را همراه خود به وزارت میراث فرهنگی برد تا معاونش باشد. این موضوع، نزدیکی فکری و تشکیلاتی دارابی به ضرغامی را از یک گمانهزنی فراتر میبرد و به موضوعی مشخص و تثبیتشده تبدیل میکند.
در زمان دارابی بود که صداوسیما تا این اندازه گسترش یافت و شبکههای نسیم، پویا، ورزش، نمایش، تماشا، مستند، افق، سلامت و... راهاندازی شدند. او همچنین پروژههای بزرگی مانند «پایتخت» و سریال ۱۱۰ قسمتی «کیمیا» را در حوزه سرگرمی راهاندازی کرد تا نشان دهد میتواند یک مدیر اجرایی مطمئن هم برای سازمان صداوسیما باشد.
نگاه سیاسی و حواشی دوران مدیریت دارابی
دارابی بههرحال دارای مدرک جامعهشناسی سیاسی است و شاید بتوان گفت سیاست را بهتر از بسیاری از مدیران فرهنگی کشور میشناسد. این را میتوان از موضوعات کتابهایی که منتشر کرده، متوجه شد.
بیشتر بخوانید:
جواد رمضاننژاد کیست؟ | موسس شبکه افق و جانشین احتمالی جبلی
علی فروغی؛ آقازاده پرحاشیه | نزدیکترین چهره به رهبری و جنجالیترین گزینه برای جانشینی جبلی
افق بسته رسانه ملی؛ چرا صداوسیما به اصلاح مدیریتی فوری نیاز دارد؟
سازمان حاشیهها/ صداوسیما سال ۹۸ را چگونه گذراند؟
شاید مهمترین حادثه دوران مدیریت دارابی، در زمان قائممقامی او در سازمان صداوسیما اتفاق افتاد؛ سال ۱۳۸۸ و انتخابات پرمناقشه آن، جایی که نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری برای مناظرههای دونفره در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و یک مشتزنی سیاسی اساسی به راه انداختند.
دارابی پنج سال بعد در گفتوگو با نشریه مثلث، درباره برگزاری آن مناظرهها گفت: «مناظره ۸۸ که مناظره نبود. کیفرخواست علیه نظام مقدس و مظلوم جمهوری اسلامی ایران بود. یعنی طرفین برای اثبات خودشان، گذشته، حال و آینده انقلاب را هر کدام به نوعی زیر سؤال بردند. البته آن موقع من در معاونت سیما نبودم، قائممقام رئیس سازمان بودم. در عین حال که رسانه هم در برابر عملی انجامشده قرار گرفته بود که اصلاً تصورش را نداشت.»
این اظهارنظر نشان میدهد دارابی با هوش سیاسی بالا قصد دارد خودش را از مناقشات سیاسی نظام دور نگه دارد و چهره یک اصولگرای میانهرو را به خود بگیرد؛ درست مانند کاری که رئیس او، عزتالله ضرغامی، در این روزها انجام میدهد.
او در ادامه این مصاحبه از پیشنهاد خودش به محمدجواد ظریف حرف زد تا نشان دهد ارتباط گستردهای با تمام جریانهای سیاسی کشور دارد: «ما در رسانه ملی جلسهای ۵-۴ ساعته با آقای ظریف و معاونان ایشان داشتهایم. اگر روزی بخواهیم منتشر کنیم خیلی حرف میشود، ما سؤالاتی داریم و البته آنها نیز پاسخهایی دارند. اگر من جای دکتر ظریف بودم حتماً یک پیوست رسانهای را در کنار مذاکرات ژنو الحاق میکردم و از اول تا آخر یک تیم مستندساز را در هر جایی حتی ضیافت شام همراه خودم میبردم، چون اینها مذاکرات تاریخی و سرنوشتساز برای این کشور است که باید ثبت کنیم.»
اما دوران مدیریت دارابی حواشی هم داشت که باعث شد قضاوتهای مختلفی درباره نحوه مدیریت او صورت بگیرد.
ماجرا به پخش صحنهای از یک فیلم سینمایی با بازی جکی چان در شبکه محلی کیش برمیگردد که در آن، صحنه مضاجعه دو بازیگر پخش شد؛ صحنهای که بهسرعت در شبکههای اجتماعی وایرال شد.
علیرضا نجابت، مدیرکل صداوسیمای مرکز کیش، کمی بعد از پخش این صحنه عذرخواهی و عنوان کرد: «عملی ناخواسته از سوی برخی از کارکنان این مرکز سرزده و تصاویری نامناسب در بخش کوتاهی از یک فیلم سینمایی پخش شده که در این خصوص بررسیها انجام شده است و عوامل دخیل در این اتفاق ناخواسته، به ترتیب از پستهای سازمانی خود برکنار و توبیخ شدهاند.»
اتفاقی که در نهایت باعث برکناری خود نجابت توسط علیعسکری، رئیس وقت سازمان صداوسیما، شد.
دوران معاونت در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی
دارابی پس از پایان دوران مسئولیتش در سازمان صداوسیما، همراه با عزتالله ضرغامی به وزارت میراث فرهنگی رفت و معاون او شد؛ سمتی که تا به امروز نیز آن را حفظ کرده و توانسته است با صالحیامیری اعتدالگرا هم کار کند که این موضوع نشاندهنده مشرب سیاسی دارابی است.
دارابی در دوران معاونت خود در وزارت میراث فرهنگی، درگیر مسائلی مانند تلاش برای آبگیری سد چمشیر بود؛ سدی که نهتنها فعالان محیط زیست، مانند کاوه مدنی، با آبگیری آن مخالف بودند، بلکه وزارت میراث فرهنگی نیز با آبگیری آن مخالفت میکرد؛ چراکه طبق گفته خود دارابی در یک مصاحبه: «با اینکه آبگیری سد آغاز شده، پیگیری ما برای ارائه مخالفت به نهادهای مرتبط ادامه دارد. دستکم ۱۲۰ محوطه تاریخی بر اثر آبگیری سد چمشیر غرق میشود.»
علیرغم تمام این مخالفتها، در نهایت عملیات آبگیری سد چمشیر انجام گرفت تا یک بار دیگر ثابت شود میراث فرهنگی اولویت نظام حکمرانی در ایران نیست و تلاشهای معاون این وزارتخانه هم نمیتواند تغییری در آن ایجاد کند.
اما یکی دیگر از مسائلی که در دوران معاونت دارابی در وزارت میراث فرهنگی پیش آمد، ماجرای پروندههای مطرحشده برای استرداد اموال تاریخی از خارج از کشور بود.
او درباره این موضوع بهصراحت گفت: «هفت پرونده مفتوحه برای استرداد اموال تاریخی در خارج از کشور وجود دارد، برای اقامه شکایات باید وکیل بگیریم، اما رقم وکالت آنقدر بالاست که «در توان ما نیست».»
دارابی کمی بعد، پیگیری این موضوع را تنها وظیفه وزارت میراث فرهنگی ندانست و گفت: «بازگشت این اموال باید دغدغه وزارت خارجه و نهاد ریاستجمهوری باشد و کمیتهای متشکل از نهادهای مختلف باید شکل بگیرد.»
این موضوعات نشان میدهد دوران مدیریت دارابی در میراث فرهنگی چندان هم بیحاشیه نبوده است؛ هرچند دارابی در تمام این سالها ثابت کرده مدیری است که بلد است حواشی را کنترل کند.
پیام انتخاب احتمالی دارابی به ریاست سازمان صداوسیما
اگر دارابی گزینه بعدی برای ریاست سازمان صداوسیما باشد، میتوان آن را تغییری ملموس پس از دوران ایدئولوژیک جبلی-جلیلی دانست؛ دورانی که در آن صداوسیما از صفت ملی تهی شد و عملاً به تریبون یک جریان سیاسی خاص تبدیل شد.
شاید دارابی با توجه به سوابق سیاسی و موضعگیریهایش، همان مدیری باشد که بتواند سازمان صداوسیما را یک بار دیگر به مدار اعتدال برگرداند؛ اعتدالی که لازمه آن رسیدن نظام به جمعبندی نهایی درباره آینده کشور است.
انتخاب دارابی که بسیار از مواضع سیاسی جبلی-جلیلی دور است، نشان میدهد که نظام سیاسی خواهان احیای بازوی رسانهای خود به شکلی دیگر است.
شاید با بازگشت دارابی بتوان سلبریتیهای جداشده را به صداوسیما بازگرداند، برنامههای مخالف وفاق را از کنداکتور حذف کرد و بهطورکلی سازمان را به شکلی اداره کرد که طیف وسیعتری از تماشاگران و شهروندان ایرانی را به خود جلب کند.
دارابی میتواند سازمان صداوسیما را به تعادل بازگرداند، به شرطی که تصمیم نظام سیاسی هم همین باشد.