پروژه تندروها برای عبور از خط قرمز هستهای | بمب اتم؛ نسخه بازدارندگی یا آغاز خودزنی امنیتی ایران؟
رویداد۲۴| ایران هنوز با پیامدهای جنگ، فشار تحریمها و بنبست مذاکرات هستهای دستوپنجه نرم میکند و سایه شروع دوباره درگیریهای نظامی نیز بر کشور سایه انداخته است. در این بین، درخواست علنی سیدمحمود نبویان برای صدور مجوز ساخت بمب اتم، نشانه دیگری از تلاش بخشی از جریان سیاسی برای تغییر دکترین هستهای کشور است؛ مسیری که پیشتر با نامه ۷۰ نماینده مجلس، اظهارات برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی و تبلیغ تسلیحات هستهای در رسانههای نزدیک به نهادهای نظامی دنبال شده بود. اما تبدیل چنین مطالبهای به سیاست رسمی، نه فقط به معنای ورود به مناقشهای تازه با غرب، بلکه میتواند زمینهساز تشدید انزوای اقتصادی، افزایش خطر حمله نظامی و آغاز رقابت تسلیحاتی در منطقه شود.
نبویان از قم چه پیامی فرستاد؟
سیدمحمود نبویان، نماینده مجلس و از چهرههای شناختهشده جریان تندرو، شب گذشته در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که در جمع مردم قم، درخواست صدور مجوز ساخت بمب اتم از رهبر جمهوری اسلامی را مطرح کرده است. او مدعی شد این درخواست با تکبیر و تأیید حاضران همراه شده است.
اهمیت اظهارات نبویان وقتی بیشتر میشود که به خاطر آوریم، پیش از این ۷۰ نماینده مجلس در نامهای خواستار تغییر دکترین دفاعی جمهوری اسلامی و حرکت به سمت تولید سلاح هستهای شده بودند. این نامه در شهریور سال گذشته، به ابتکار حسنعلی اخلاقی امیری، نماینده مشهد، تهیه شده و به سران سه قوه و شورای عالی امنیت ملی ارسال شد. استدلال امضاکنندگان این بود که فتوای رهبر شهید درباره منع سلاح هستهای، لزوماً به معنای ممنوعیت تولید و نگهداری آن برای بازدارندگی نیست. آنها میان ساخت و استفاده از بمب اتم تفاوت قائل شدند و مدعی شدند که شرایط امنیتی جدید، بازنگری در سیاست پیشین را ضروری کرده است.
این مطالبه در همان مقطع با اظهارات احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، همراه شد. او به صراحت از ساخت بمب اتم دفاع کرد و گفت ایران باید سالها قبل چنین کاری را انجام میداد، زیرا هزینههای برنامه هستهای را پرداخته است.
در ماههای بعد نیز این موضعگیریها ادامه پیدا کرد. در مهرماه ۱۴۰۵، احمد نادری، عضو هیئترئیسه مجلس، بار دیگر از ضرورت ساخت بمب اتم و حتی انجام آزمایش هستهای سخن گفت و احتمال تغییر نگاه رهبر جدید جمهوری اسلامی به مسئله سلاح هستهای را مطرح کرد.
حسینعلی حاجیدلیگانی نیز فقدان بازدارندگی هستهای را یکی از ضعفهای ایران دانسته و از احتمال آزمایش بمب در آینده نزدیک سخن گفته است.
در سطحی بالاتر، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز در اظهاراتی در مردادماه این پرسش را مطرح کرد که وقتی آمریکا وارد جنگ با ایران شده، چرا ایران نباید به دنبال سلاح هستهای باشد؟
همزمان، روزنامه محافظهکار وطن امروز در مهرماه با تیتر «ایران باید بمب بسازد» به دفاع از تسلیحات هستهای پرداخت. خبرگزاری اصولگرای فارس نیز در روزهای اخیر با انتشار ویدئویی از گفتوگوهای خیابانی، تلاش کرد مطالبه ساخت بمب اتم را به عنوان خواسته عمومی ایرانیان بازنمایی کند.
این رسانه در معرفی ویدئو نوشته بود: پرتکرارترین مطالبه این روزهای مردم ایران این است که چرا آمریکا و اسرائیل بمب اتم داشته باشند، اما ایران نداشته باشد؟
آیا دکترین هستهای ایران در حال تغییر است؟
یکی از مهمترین موانع سنتی در برابر مطالبه ساخت سلاح هستهای، فتوای آیتالله علی خامنهای درباره حرمت تولید، نگهداری و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی بود؛ فتوایی که مقامهای جمهوری اسلامی بارها در دفاع از ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران به آن استناد کردهاند.
مسعود پزشکیان نیز در اردیبهشت ۱۴۰۴ در گفتوگو با تلویزیون عمان تأکید کرده بود که ایران بر اساس فتوای رهبر جمهوری اسلامی هیچگاه به دنبال تولید یا دستیابی به سلاح هستهای نبوده و نخواهد بود.
با این حال، پس از جنگهای دوازده و چهل روزه، بخشی از جریان سیاسی ایران تلاش کرده است این استدلال را تغییر دهد که داشتن سلاح هستهای لزوماً به معنای استفاده از آن نیست و میتوان صرفاً برای بازدارندگی به تولید و نگهداری آن روی آورد.
ناگفته نماند که این نگاه حتی در داخل ساختار سیاسی نیز مخالفانی دارد. محمد مخبر، مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی، در مهرماه امسال گفته است ایران به بازدارندگی لازم دست یافته و با اشاره به اهمیت تنگه هرمز، معتقد است کشوری که چنین موقعیت راهبردی در اختیار دارد، نیازی به بمب اتم ندارد.
بمب اتم قرار است چه چیزی را برای ایران حل کند؟
استدلال اصلی طرفداران ساخت بمب اتم، بازدارندگی در برابر حمله نظامی است. آنها با اشاره به تجربه کره شمالی میگویند کشوری که به سلاح هستهای دست یافته، هزینه حمله نظامی خارجی به خود را افزایش داده و از این طریق امنیت بیشتری به دست آورده است.
این استدلال در شرایطی مطرح میشود که ایران در دو سال گذشته با حملات نظامی مستقیم اسرائیل و آمریکا مواجه شده و بخشی از زیرساختهای نظامی و هستهای آن آسیب دیده است. در چنین شرایطی، این پرسش که چگونه میتوان از تکرار حملات جلوگیری کرد، پرسشی واقعی و جدی است. اما پاسخ به این پرسش لزوماً ساخت بمب اتم نیست.
نخست آنکه دستیابی به سلاح هستهای، به خودی خود تضمینکننده امنیت نیست. میان تصمیم به ساخت بمب، دستیابی به مواد شکافتپذیر با غنای تسلیحاتی، طراحی و تکمیل یک وسیله انفجاری قابل اتکا و ایجاد توانایی عملیاتی برای استفاده از آن، فاصله فنی و زمانی قابل توجهی وجود دارد.
دوم آنکه کشوری که در مسیر ساخت سلاح هستهای قرار میگیرد، ممکن است پیش از دستیابی به بازدارندگی مورد ادعای طرفداران این سیاست، با حملات پیشگیرانه و گستردهتری روبهرو شود. به عبارت دیگر، ممکن است هزینه عبور از آستانه هستهای پیش از آنکه فایده بازدارندگی حاصل شود، به کشور تحمیل شود. در همین راستا، امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر مسائل بینالملل، این پرسش را مطرح کرده که اگر زیرساختهای کشور پیش از دستیابی به بازدارندگی هستهای در یک حمله گسترده نابود شود، اساساً بمب قرار است چه چیزی را حفظ کند؟
این پرسش، نقطه ضعف مهم استدلال طرفداران تسلیحات هستهای را نشان میدهد: بازدارندگی زمانی کار میکند که کشور بتواند از توانایی خود برای پاسخ متقابل مطمئن باشد؛ اما حرکت به سمت ساخت بمب میتواند در همان مرحله گذار، احتمال درگیری را افزایش دهد.
هزینه خروج از انپیتی؛ فراتر از یک اختلاف سیاسی
یکی از پیامدهای جدی حرکت به سمت ساخت بمب، مسئله تعهدات حقوقی ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است.
ایران این پیمان را در سال ۱۹۶۸ امضا و در سال ۱۹۷۰ تصویب کرده است. بر اساس ماده دوم این پیمان، کشورهای فاقد سلاح هستهای متعهد میشوند که سلاح هستهای یا ابزارهای انفجاری هستهای را تولید یا تحصیل نکنند. در مقابل، ماده چهارم حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را برای اعضا به رسمیت میشناسد.
بنابراین، این ادعا که ایران میتواند در چارچوب عضویت در انپیتی بمب اتم تولید کند، با تعهدات صریح این پیمان تعارض دارد.
البته ماده دهم انپیتی به هر عضو اجازه میدهد در صورت وقوع رویدادهای فوقالعادهای که منافع عالی کشور را به خطر انداختهاند، از پیمان خارج شود؛ اما این خروج نیز مستلزم اعلام رسمی به سایر اعضا و شورای امنیت سازمان ملل متحد، دستکم سه ماه پیش از آن، همراه با توضیح درباره دلایل تصمیم است.
خروج از انپیتی به معنای رفع خودکار تمام محدودیتها و پیامدهای بینالمللی نیز نیست. چنین اقدامی میتواند زمینهساز افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی، تشدید نگرانیهای امنیتی و کاهش همکاریهای بینالمللی با ایران شود.
در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم، محدودیت دسترسی به منابع مالی و دشواری تجارت خارجی مواجه است، ورود به چنین مناقشهای میتواند هزینههای تازهای به کشور تحمیل کند؛ هزینههایی که در نهایت فقط متوجه ساختار سیاسی نخواهد بود و زندگی روزمره مردم را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
پرونده هستهای همین حالا هم با بحران نظارت روبهرو است
این مباحث در شرایطی مطرح میشود که پرونده هستهای ایران حتی پیش از هر تصمیم احتمالی برای ساخت بمب، با یکی از پیچیدهترین دورههای خود روبهرو شده است.
بر اساس گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پس از حملات به تأسیسات هستهای ایران و محدود شدن دسترسی بازرسان، آژانس نتوانسته است وضعیت بخشی از مواد هستهای ایران را به طور کامل راستیآزمایی کند.
در گزارشهای آژانس، ذخیره ۴۴۰.۹ کیلوگرمی اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد پیش از حملات، یکی از مهمترین موضوعات نگرانی بوده است. این میزان اورانیوم به معنای در اختیار داشتن بمب اتم نیست؛ زیرا تبدیل مواد هستهای به سلاح، مستلزم طی مراحل فنی و تسلیحاتی دیگری است. اما عدم امکان راستیآزمایی دقیق محل و وضعیت این مواد، نگرانیهای اشاعهای را افزایش داده است.
در بیانیه مشترک فرانسه، آلمان، بریتانیا و آمریکا در نشست شورای حکام آژانس در خرداد ۱۴۰۵ نیز تأکید شده بود که آژانس به دلیل نبود دسترسی نمیتواند درباره وضعیت مواد هستهای اعلامشده ایران، از جمله حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا، نتیجهگیری لازم را انجام دهد.
گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ نیز تصریح میکند که وضعیت فعلی برنامه هستهای ایران نامشخص است و میزان آسیب حملات نظامی به تواناییهای هستهای کشور به طور کامل روشن نیست. این گزارش همچنین تأکید میکند که بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی پیشین آمریکا، ایران در سال ۲۰۲۵ در حال ساخت سلاح هستهای نبود.
در چنین شرایطی، اظهارات علنی درباره ضرورت ساخت بمب میتواند نگرانیهای موجود را تشدید کند و فضای لازم برای احیای نظارت و مذاکره را محدودتر سازد.
مسابقه تسلیحاتی در منطقه؛ ایران تنها بازیگر این معادله نیست
پیامد دیگر چنین سیاستی را باید در سطح منطقهای جستوجو کرد. اگر ایران رسماً به سمت ساخت سلاح هستهای حرکت کند، بعید است کشورهای منطقه این تحول را صرفاً یک تصمیم داخلی تلقی کنند.
عربستان سعودی پیشتر بارها اعلام کرده است که در صورت دستیابی ایران به سلاح هستهای، گزینههای مشابه را برای خود محفوظ میداند. ترکیه و مصر نیز در هر معادله جدید امنیتی منطقهای ناگزیر خواهند بود درباره موقعیت خود بازنگری کنند.
در چنین شرایطی، خاورمیانه که همین حالا نیز با بحرانهای متعدد نظامی و امنیتی روبهرو است، ممکن است وارد رقابت تازهای برای دستیابی به تسلیحات هستهای شود.
چنین رقابتی فقط به افزایش تعداد سلاحها محدود نمیشود؛ بلکه خطر محاسبات اشتباه، افزایش تنشهای نظامی، گسترش فناوریهای حساس و کاهش امکان کنترل بحران را نیز به همراه دارد.
از سوی دیگر، اسرائیل که خود برخوردار از زرادخانه هستهای اعلامنشده است، احتمالاً هرگونه حرکت ایران به سمت ساخت بمب را تهدیدی مستقیم علیه برتری راهبردی خود تلقی خواهد کرد. این مسئله میتواند بهانه تازهای برای اقدامات نظامی، فشار بر آمریکا و متحدان غربی و تشدید فضای امنیتی منطقه فراهم کند.
آیا بمب اتم امنیت میآورد یا ایران را وارد دور تازهای از بحران میکند؟
در میان بحثهای اخیر درباره ساخت سلاح هستهای، یک نکته نباید نادیده گرفته شود: مطالبه بمب اتم در فضای سیاسی ایران، همزمان با افزایش فشارهای خارجی و کاهش اعتماد به سازوکارهای دیپلماتیک مطرح شده است. از این منظر، میتوان آن را واکنشی به تجربه حملات نظامی و ناکامی بازدارندگیهای پیشین دانست؛ اما واکنش به یک تهدید، لزوماً نباید به انتخاب پرهزینهترین مسیر منجر شود.
طرفداران ساخت بمب باید توضیح دهند که هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی این تصمیم چگونه قرار است مدیریت شود و چه تضمینی وجود دارد که ایران پیش از دستیابی به بازدارندگی مورد ادعا، هدف حمله دیگری قرار نگیرد.
همچنین باید روشن شود که آیا ساخت بمب واقعاً میتواند تحریمها را کاهش دهد، سرمایهگذاری خارجی را بازگرداند، اقتصاد را از بحران خارج کند و امنیت پایدار برای شهروندان ایجاد کند یا برعکس، بهانهای برای تشدید فشارهای بینالمللی و محدودیتهای تازه خواهد شد.
در شرایطی که حتی مقامهای رسمی کشور نیز هنوز بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران تأکید میکنند، تبدیل درخواست چند نماینده و چهره سیاسی به مطالبهای عمومی و سپس تصمیمی راهبردی، نیازمند پاسخگویی روشن درباره پیامدهای آن است.
مسئله این نیست که ایران نباید درباره امنیت خود و ضعفهای بازدارندگیاش بحث کند؛ مسئله این است که آیا ساخت بمب اتم واقعاً راهی برای کاهش تهدیدهاست یا میتواند کشور را وارد دور تازهای از تنش، انزوا و خطر جنگ کند؟