ایجاد جبهه حق و باطل بعد از انتخابات امری خطرناک است
رویداد۲۴- اما پشت این عکسها و روزنامهها و شعارها سوابقی بود که از آنها بیخبر بودیم. نمیدانستیم در زندان چه گذشته و پیش از اینها برادران با هم چه دعواهایی کردهاند. از اختلافنظر بین علما هم خبر نداشتیم. نمیدانستیم بعضی از آقایان سر فلسفه و فقه و عرفان و تصوف و ادبیات و مبارزه با هم اختلاف جدی دارند و در پی تقابل با یکدیگرند. از سوابق انجمنهای اسلامی اروپا و امریکا هم بیخبر بودیم و نمیدانستیم تحصیلکردههای انقلابی چه دل خونی از هم دارند. تازه وقتی دعواها علنی شد و دستهبندیها و جبههگیریها رسمیت یافت پردهها کنار رفت و فهمیدیم سابق بر این در زندان و مدرسه و کنفدراسیون و در حین مبارزه چه اتفاقی افتاده و چه حرفهایی زده شد. ماهیت آن دعواها عقیدتی بود، اما چون مربوط به مجلس و ریاستجمهوری و انتصابهای حکومتی میشد، شکل سیاسی به خود گرفته بود. میگویند مرحوم طالقانی از اول میدانست که آب بازرگان با روحانیون انقلابی به یک جو نمیریزد. او چون از سابقه هر دو طرف باخبر بود میدانست که کنار آمدنشان محال است.
ما دعواهای عقیدتی/ سیاسی متعددی را پشت سر گذاشتیم تا اینکه بالاخره رسیدیم به حکومت تقریبا یکدست. روحانیت مبارز توانست وفاداریاش را به امام و انقلاب نشان بدهد و نفوذ کلام فوقالعادهای پیدا کند. مکلاهایی هم که توانستند برادریشان را ثابت کنند و جاهطلبی از خود نشان ندهند، ماندند و مدیریت خرد و کلان کشور را به دست گرفتند. بیشتر بحث تعهد و مکتبی بودن و ولایتپذیری و از این قبیل جریان داشت، اما برای تقریب به ذهن میتوانم بگویم در آغازین سالهای دهه شصت، غیرخودیها رفتند و خودیها ماندند. کسی که سیاست و اقتضائات کار سیاسی را نمیشناخت گمان میکرد حالا که حکومت یکدست شده دیگر همه سرشان را میاندازند پایین و برادروار و متحد کار میکنند و کار مملکت را پیش میبرند و چون همه متعلق به یک گروهند پس رقابتی هم بینشان وجود ندارد و همه دنبال تحقق آرمانهای انقلابند. فیلمهای تبلیغاتی سومین رییسجمهور اسلامی را بازبینی کنید متوجه عرضم میشوید و میبینید که هیچ اختلافنظر و رقابتی در میان نیست و قصد همه خدمت است و قربهالیالله. اما سیاست اقتضائات خودش را داشت. سیاست و حکومت و اداره جامعه اقتضائاتی دارند که هر چقدر هم از آنها فرار کنید گوشهای گیرتان میآورند و وادارتان میکنند تا جبهه تشکیل دهید، دعوای تازه راه بیندازید و با دیگری رقابت کنید. در واقع دعوای یونیها و یتیها تقصیر کسی نبود، نیرویی هم نمیتوانست جلویشان را بگیرد. همه اینها که خود را نماینده اسلام ناب محمدی میدانستند و تلویحا حریف را به اسلام امریکایی متهم میکردند، دو سال جلوتر متحد و یکدل بودند و در یک جبهه میجنگیدند. بعدها نیز هر کدام چند شقه شدند و با هم درافتادند.
قدرت، افتراق میآورد و دوستان را از هم دور میکند. این افتراق شاید به لحاظ اخلاقی بد باشد یا در ذهن مردم بد جلوه کند، اما از آن گریزی نیست و چهبسا برای آبادانی و پیشرفت کشور ضرورت دارد. با مرور خاطرات گذشته میفهمیم چطور در سایه قدرت، برادران راستها از هم متفرق شدند و ساز خود را زدند. امریکا و اسراییل بدشان نمیآید که در ایران بین انقلابیها تفرقه بیندازند و از آب گلآلود ماهی بگیرند اما غیرواقعی و غیرمنصفانه است اگر شقه شقه شدن راستها و چپها را به آنها نسبت بدهیم. معمولا گروهی که به پیروزی میرسد و صاحب قدرت میشود ناگزیر است از تشعب. اما چیزی که میخواهم بگویم و مجبورم به اجمال بگویم این است که دعوای سیاسی امروز، دعوای عقیدتی نیست و با زور و ظاهرسازی هم نمیشود عقیدتیاش کرد. عقیدتی هم بشود راه به جای خوبی نمیبرد. برد و باخت سیاسی را نباید به دعوای حق و باطل کشاند. وارد کردن تعابیری مثل حلال و حرام هم جز بالا بردن هزینه دعوای سیاسی کار دیگری نمیکند. خرج کردن اصطلاحات و تعابیر دینی ساده است؛ عین آب خوردن میشود تهمت زد و حریف را در برابر مردم خلع سلاح کرد. اما این مردم، مردم سی سال پیش نیستند و بیش از آنچه به چشم میآید از سوابق خبر دارند. طولانی شدن دوره رقابت با تصنع و تکلف، عقیدتی کردن دعوای سیاسی همه را آلوده میکند و از چشم مردم میاندازد. نیز با توجه به وضعیت شکننده دنیا فوقالعاده خطرناک است و کار دست همه میدهد.