نوسان و شعف
رویداد۲۴-دیروز- پریروز، از قول امام جمعه محترم مشهد، جناب علمالهدی، خبری منتشر شد که سخت میشد باور کرد متن خبر عین سخنرانی معظمله باشد. ما معمولا از ایشان اظهارنظرهایی شنیدهایم که توام با عصبانیت و شکایتند. مثلا از وضع فیسبوک ناراحت بودهاند، موقع سخنرانی ناراحتیشان را هم بیان کردهاند. طبیعی است که موقع عصبانیت و ناراحتی، تداوم منطقی سخنرانی مخدوش شود و غلبه احساسات روی بقیه امور سایه بیفکند.
اما سخنرانی حجاب را اگر شنیده باشید، همین که اخیرا در خراسان رضوی و در حضور بانوان فعال در عرصه ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، بیان شد، ملتفت میشوید که با یک علمالهدی متفاوت روبهرو هستید که باید قدر حرفهایش را بدانید. ظاهرا بعضی تریبونها و بعضی مستمعین اقتضا میکنند تا سخنران تند و آتشین حرف بزند و هر نوع راه گفتوگو و تعاملی را ببندد. اما این سخنرانی حجاب از لون و جنس دیگری است. بگذارید عینا یک تکهاش را از سایتهای معتبر خبری، رونویسی کنم تا دستتان بیاید درباره چه «خبری» حرف میزنم: «همان طوری که بیحجابی با وجود فشارهای رضاخان اجبارپذیر نبود حجاب بانوان نیز در جامعه امروز اجبارپذیر نیست. حجاب با اجبار ممکن نیست. حجاب احساس هر خانمی است که نسبت به عفت باطنی خودش از نگاههای زهرآلود مرد نامحرم دارد. البته این پوشش در زنان مختلف به واسطه عادتها و تربیت آنان متفاوت است. یکی چادری و دیگری با مانتو حجاب را رعایت میکند لذا محدود کردن بانوان در نوع و کیفیت حجاب ممکن نیست و جواب نمیدهد و اصرار به این مساله نیز غلط است. فارغ از جنبه شخصی، ماهیت اجتماعی دارد زیرا رعایت حجاب و عفاف هویت جامعه اسلامی است.»
اول اینکه «جانا سخن از زبان ما میگویی». همه بحث هم همین است که مردمان شبیه هم نیستند و اصرار بر شبیهسازی نهتنها به جایی نمیرسد بلکه نتیجه عکس میدهد. همه بحث ما هم از ابتدا همین بوده که برخوردهای قهری نتیجه عکس میدهند و جز اینکه زنان و دختران را از «هویت» خود منزجر کنند کار دیگری نمیکنند. مردم متفاوتند از هم و هر کس را در گور خودش میخوابانند.
پس ریختن نیروهای قهری در مراسم عروسی یا به هم زدن مهمانیها- توام با توهین و تحقیر- نهتنها به قوام عفاف و حجاب نینجامیده بلکه حتی حزباللهیها و خانوادههای مومن را عصبانی کرده. اتفاقا روز اولی هم که حجاب مطرح شد، بحث هویتی آن بر دیگر بحثهایش میچربید و به هیچ عنوان منظور اعمال یک نوع سلیقه و یک نوع تلقی نبود. حتی خاطرم هست مرحوم آیتالله طالقانی در تلویزیون آمدند و جمله امام را تعبیر به دلسوزی پدرانه کردند و مثال زدند که خانم گاندی هم شالی بر سر دارند. به هیچ عنوان بحث اجبار چادر در میان نبود.حتی خانم ریاضی را که در تلویزیون اخبار میگفت، امام تایید ضمنی کردند.
از این بالاتر حجاب متداول در برنامههای تلویزیونی را که امروز از نگاه غالب سردمداران حجاب و عفاف، عین بدحجابی بلکه بیعفتی است، به عنوان عرف پذیرفتند. سریال پاییز صحرا یادتان است؟ شهلا میربختیاری و بقیه هنرپیشهها با پوششی بودند که امروز بچههای متعصب و غیرتی از دیدنش شاکی میشوند و فریاد وا اسلاما سر میدهند. اما امام به صراحت گفتند همین خوب است.
ولی از همان موقع عدهای بودند که از امام هم حزباللهیتر بودند و به قول معروف کاتولیکتر از پاپ عمل کردند و نظر دادند. درددلهای آقای محمد هاشمی رییس رادیو- تلویزیون آن زمان و سیدمحمد خاتمی وزیر ارشاد دهه شصت را بشنوید، دستتان میآید که اینها هر شب چه تلفنهایی را باید جواب میدادند و در مقابل چه دوستانی باید از خود دفاع میکردند. منتها آنها مستظهر به حمایت فقهی و سیاسی امام بودند و هیچوقت زیر بار چادری شدن مجریها نرفتند. اما نکته جالبی که در فرمایش جناب علمالهدی است این است که اجبار نتیجه نمیدهد، چه از جانب رضاخان باشد و چه از جانب جمهوری اسلامی به توفیق نمیرسد. به نظرم تجربه نشان داده که کار فرهنگی هم جواب نمیدهد. یا دوستان تلقی درستی از کار فرهنگی ندارند، یا بلد نیستند یا فکر کردهاند که با این بنرهای خنک و جملات بیمزه و اصرار مدام میتوانند در جان مخاطب اثر بگذارند.
هرچه هست فعلا در عمل به اینجا رسیدهایم که تحقق حجاب آرمانی آقایان محال است. در این ٤٠ سال نشده، من بعد هم نمیشود مگر اینکه شما هم مثل جناب علمالهدی به تفاوت فرهنگی، تربیتی، خانوادگی احترام بگذارید و هر کسی را که شبیه شما نبود از خود نرانید.
بالاخره این دخترانِ به ظاهر آلامد بدحجاب از مریخ که نیامدهاند. فرزندان همین آب و خاکند و از خانوادههای مذهبی بیرون آمدهاند. برخلاف باور خیلیها، هیچ کدام منظورشان توهین به ارزشها نیست و نمیخواهند به خون شهدا و به آرمانهای انقلاب اهانت کنند. همین یک قدم را بیایید جلو و همین یک اصل بدیهی را بپذیرید. همین که به تفاوتها احترام بگذارید بسیار عالی است. خدا اجرتان بدهد.