در گفتوگو با کارگردان مستند «آقای نخست وزیر» مطرح شد:
گفته بودیم آمریکا در تاریخ ایران بدنام است ولی برخی اعتنا نکردند
مستند «آقای نخست وزیر» به کارگردانی «محمدرضا امامقلی» و تهیه کنندگی امین حسنی و با حمایت سازمان هنری رسانهای اوج در مرکز مستند سفیرفیلم تولید شد. این مستند روایتی از ۲۸ ماه نخست وزیری دولت ملی دکتر مصدق و روزگار ملت ایران در آن زمان است و به وقایع ملی شدن صنعت نفت که این وقایع با شخصیت دکتر مصدق گره خورده، میپردازد.
رویداد۲۴- مینا قدرتی: مستند «آقای نخست وزیر» به کارگردانی «محمدرضا امامقلی» و تهیه کنندگی امین حسنی و با حمایت سازمان هنری رسانهای اوج در مرکز مستند سفیرفیلم تولید شد. این مستند روایتی از ۲۸ ماه نخست وزیری دولت ملی دکتر مصدق و روزگار ملت ایران در آن زمان است و به وقایع ملی شدن صنعت نفت که این وقایع با شخصیت دکتر مصدق گره خورده، میپردازد. این مستند ۷۰ دقیقهای با تکیه بر تصاویر آرشیوی ناب و کمتر دیده شده از دهه ۳۰ شمسی و گفتگو با چهرههایی همچون ابراهیم یزدی عضو جبهه ملی، داوود هرمیداس باوند عضو جبهه ملی، مهدی عبد خدایی عضو فدائیان اسلام و... با استناد به اسناد مکتوب، سعی در نشان دادن دو روی سکه از عملکرد دکتر محمد مصدق به عنوان یک شخصیت سیاسی تاثیرگذار تاریخ معاصر دارد.
محمدرضا امامقلی، متولد ۱۳۶۸ در قزوین و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی است. امامقلی اولین اثر خود را در سال ۱۳۸۷ با عنوان «زندگی شبکهای» با موضوع شبکههای اجتماعی در ایران و جهان تولید کرد و در سال ۱۳۹۳ مجموعه «کالای کشتار» را به ثمر رساند. او همچنین کارگردانی مستند «کربلای ۹۴» را نیز برعهده داشته است. انتخاب «آقای نخست وزیر» به عنوان نامزد بخش مستند هفدهمین «جشن حافظ» بهانهای شد تا با «محمدرضا امامقلی» کارگردان این مستند به گفتگو بنشینیم.
***

*در مورد ملی شدن صنعت نفت و دکتر مصدق فیلمهای بسیاری ساخته شد، چه شد که «آقای نخست وزیر» را ساختید؟
- درباره اهميت پرداختن به مسائل مهم تاريخي کمتر کسي است که آگاهي نداشته باشد. يکي از برههها و مقاطعي از تاريخ معاصر که در سالهاي اخير نگاهي موشکافانه و دقيق به آن نشده بود همين مساله ملي شدن صنعت نفت و کودتاي 28 مرداد ماه 1332 و در نتيجه سقوط کابينه مصدق است. فيلمهاي داستاني که نگاهي دقيق به اين موضوعات داشته باشد نداريم و در حوزه سينماي مستند نيز فعاليت درخوري را شاهد نبوديم. در پارادايم مستند، ما بايد به دنبال عبرت آموزي از وقايع و اتفاقات تاريخي باشيم. رسالت اجتماعي و فرهنگي فيلم مستند تاريخي همين است. بايد بدانيم که چرا مستند تاريخي را ميسازيم پس بايد مقطعي از تاريخ را انتخاب ميکرديم که به درد امروز جامعه ما بخورد.
*استقبال از مستند چطور بود؟
- الحمدلله استقبال خوبی را شاهد بودیم. اکران در حدود 100 دانشگاه و 20 موسسه و نهاد، اکران در سینماهای گروه هنر و تجربه و فروش اینترنتی هم قابل توجه بوده در نهایت هم پخش تلویزیونی داشتیم که برای یک مستند تاریخی به نظر اتفاق خوبی است. خب سایتها و خبرگزاریها و مطبوعات هم نگاه ویژهای به این مسئله داشتند.
*آیا مستند «آقای نخست وزیر» مستندی سفارشی بود؟
- خیر، قبلاً هم گفته بودم که اگر دغدغه نداشتم این کار را نمیساختم! کلاً این لفظ سفارشی هم به نظر عموما برچسبی است که متاسفانه برای کم ارزش کردن آثار استفاده میشود و دارای بار منفی است.
*برخی از منتقدان فیلم گفتند که این مستند با مطابقت دادن وضعیت تحریم زمان ملی شدن نفت با دوره فعلی تحریمها سعی در ستایش تحریمها دارد، نظر شما در این باره چیست؟
- اگر تحریم بد است که هست، اگر تحریم آزار دهنده است که هست، پس چرا باید ستایش شود؟ مگر هرکس بگوید آمریکا بدعهد است و غیرقابل اعتماد مداحی تحریم میکند؟ خیر برخی منتقدان فیلم از این رو نگران هستند که نکند یادآوری تحریمهای ظالمانه دهه 30 شمسی و کودتای علیه دولت مصدق در خاطر مردم موجب شود روی خوشی به رابطه با آمریکا نشان ندهند و در این صورت تفکری که به دنبال این ارتباط و توافق است اقبالش کم شود.
یا شاید بعدها ما فیلم را به عنوان سند بیاوریم که گفته بودیم آمریکا در تاریخ ایران بدنام است ولی اعتنا نکردند. امروز که توافق هم صورت گرفت و تحریمها ادامه دارد چه؟ تحریمها علیه ما ظالمانه است چون استقلال میخواهیم و این مسئله در تاریخ غیر قابل کتمان است در همان دوره نهضت نفت هم مسئله اصلی استقلال بوده و امروز هم مسئله همین است.

*در پی انتشار اسنادی جدید از سوی وزارت خارجه آمریکا درباره رویدادهای سال ۱۳۳۲، مساله نقش آیتالله کاشانی در سقوط دولت محمد مصدق به موضوعی داغ در رسانهها تبدیل شد، نظر شما در این باره چیست؟
- انتشار اسناد جدید وزارت خارجه آمریکا درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دستاویزی شد تا بار دیگر «دوگانه کاشانی- مصدق» را به جنجال روز بدل کنند. احتمالاً تاکنون کمتر کسی مجموعه اسناد یک جلدی ۱۰۰۷ صفحهای فوق را، که پنجشنبه ۲۵ خرداد منتشر شد، بطور کامل مطالعه کرده است. اما نکات زیر قابل تامل است:
اسناد ارائه شده توسط آمریکا در 4 فصل که هر کدام مربوط به یک برهه است و در قالب کتابی حدود هزار صفحهای منتشر شدهاست. فصل اول از زمستان سال 1329 شروع میشود تا زمستان سال 1330، فصل دوم به بحث 30 تیر 1331 تحت عنوان «بحران سیاسی تیرماه 31» میپردازد. فصل سوم از قیام 30 تیر تا کودتای 28 مرداد. و فصل چهارم پس از کودتا است تا مهرماه سال 1333 و ما بحث را در این تقسیمبندی پیش خواهیم برد.
این اسناد کماکان بسیار ناقص و به نحو جهت داری ممیزی شده است. به نظر میرسد حدود ۸۱۰ مورد از اسامی و اماکن در نسخه منتشر شده حذف شدهاند (چرا آن بخشها سانسور شده و چرا بخشهای دیگر منتشر شدهاند؟) ضمن اینکه گرچه این اسناد بیانگر رضایت ضمنی برخی رهبران سابق نهضت ملی نفت و از جمله آیتالله کاشانی از برکناری دکتر مصدق است اما در هیچ کجای این اسناد خبری از همدلی نظری یا همراهی عملی وی با کودتاگران دیده نمیشود. فراموش نکنیم که کاشانی مرد روزهای تبعید و زندان و جهاد است و حتی در این اسناد هم آمریکاییها او را متخاصم نامیدهاند، مثلاً در تحلیل ارسالی سیا برای وزارت خارجه (مارس ۱۹۵۱) «خطر اصلی برای هرگونه حکومت هوادار غرب در ایران اتحاد نامقدس گروه مصدق با آیتالله کاشانی» خوانده شده (ص ۲۰) یا گزارش اول مارس ۱۹۵۳ الن دالس، رئیس سیا، به ژنرال آیزنهاور، رئیس جمهور، که رویه کاشانی را «ناسیونالیسم افراطی متخاصم با ایالات متحده» توصیف کرده است. (ص ۴۷۰).
به هر روی آیتالله کاشانی و دکتر مصدق از ابتدای نهضت با هم همکاری داشتهاند، در تبلیغات، اهداف، جلوبردن، همراهی در مذاکرات همدیگر را پوشش میدادند. از اسفند 1329 تا 30 تیر در بحث اقتصاد ملی آنها همدیگر را پوشش دادهاند اسناد، بیانیهها و دیدارها و مواضعی که داشتهاند موجود است که به صورت کاملا حمایتی پیش رفتهاند. در مقطع 30 تیر سال 1331 اوضاع متفاوت میشود؛ از چند وقت قبل تا بعدش. مصدق انتخابات مجلس هفدهم را برگزار کرده و اختلافاتی در رابطه با مدل برگزاری انتخابات بین آیتالله کاشانی و دکتر مصدق پیش آمدهاست. که از آیتالله کاشانی در اینباره نامهای دارد که ایشان بیان داشتهاند دخالتی در نحوه برگزاری انتخابات ندارد و توصیه بر روی هیچ کاندیدای خاصی ندارد. منتها بعد از برگزاری انتخابات هفدهم و بعد از روی کار آمدن آیتالله کاشانی به عنوان ریاست مجلس هفدهم دکتر مصدق لایحهای را به مجلس ارائه میدهند که لایحه افزایش اختیارات نخستوزیری بوده است که در این لایحه خواسته شده بود مجلس در یکسری از موارد قانونگذاری را به دولت واگذار کند مثلا در یک بازه زمانی 6 ماهه دولت هرکاری که میخواست انجام دهد به دلیل سرعت اصلاحات و بعد از مهلت قانونی لایحه آن حوزه را به مجلس تقدیم کند. این اشکال و اختلاف بهوجود آمد که با این کار اصل مشروطه زیر سوال خواهد رفت. به این ماجرای رد درخواست دکتر مصدق از طرف شاه مبنی بر تصدی وزارت جنگ را هم باید اضافه کرد که این عوامل در نهایت به استعفای دکتر مصدق منجر شد.
پس از استعفای دکتر مصدق و روی کار آمدن قوام، آیتالله کاشانی متاثر از بیانیه بسیار تند قوام، به شدت به قوام و دربار حمله کرده و از مصدق اعلام حمایت مینماید و در حالی که مصدق در آن چند روز در سکوت بهسر میبرد. منتها مسائل مربوط به اختلافات دوران انتخابات مانند یک زخم کهنه باقی مانده بود که به مرور در آینده و زمانی که مجلس اختیارات را به مصدق واگذار میکند خود را نشان میدهد و بعضی رفتارهای دکتر مصدق و اطرافیان آیتالله کاشانی و مظفر بقایی و... موجب تشدید اختلافات و منجر به کودتای 28 مرداد میشود.
به نظرم اینها مباحث جدیدی نیست و البته به این نکته هم باید دقت کرد که دکتر مصدق، آیتالله کاشانی یا حتی آیتالله بروجردی و خیلی از افراد مطرح دیگری در زمان سلطنت مشروطه فعالیت میکردهاند و سیستم سیاسی با حضور شاه را پذیرفته بودند. حتی در مورد دکتر مصدق مسائل و مباحث تحلیلی و حدس و گمان درباره اینکه مصدق درصدد تغییر رژیم بوده وجود دارد، اما اتفاقاً مصدق بعد از جریان 30 تیر قرآنی را امضا و به شاه هدیه داده بود و یادداشتی در اینباره نوشته بود که اقدامی در راستای الغای سلطنت در ایران بهعمل نیاورد و مراتب ارادتش را به شاه عرض کرده بود. آیتالله کاشانی هم در سیستمی با حضور شاه فعالیت میکردند؛ در غائله 9 اسفند آیتالله کاشانی نامهای به شاه میفرستند و از شاه میخواهد که از کشور خارج نشود. اما یک نکتهای وجود دارد و آن این است که خصومتی که طرفداران آیتالله کاشانی و دکتر مصدق هماینک دارند در زمان خودشان اینچنین و تا این حد نبوده است و در آن زمان دشمن اصلی را «آمریکا» و «انگلیس» میدانستند و این مسائلی که پیش میآورند صرفاً بخاطر این است که مسائل اصلی آن دوران فراموش گردد.
اسم رمز تشویش اذهان که توسط کودتاگران استفاده میشود همین دوگانه مصدق و کاشانی است. چرا؟ چون متهم باید بگریزد. مشابه این اسناد در سال 2001 هم منتشر شد و امروز واقعاً چیز جدیدی منتشر نشده و حرف خاصی گفته نشده. آمریکا به این فضا دامن میزند چون اگر افکار و اذهان عمومی درگیر این بحث نباشد، آنچه محل بحث است آمریکا و خصومت آن است. موضوع اصلی که تحریم آمریکایی، کودتایی آمریکایی و خصومت آمریکایی است را به حاشیه میکشند. باید لوله تفنگمان به سوی آمریکا باشد، اگر انگشت اتهام هست باید به سوی آمریکا باشد که در مملکت ما کودتا کرده است.
* یکی از نکات برجسته فیلم شما استفاده از صداها و فیلمهای آرشیوی بود که برای نخستین بار رونمایی میشد. چگونه به این آرشیو دسترسی پیدا کردید؟
- طبيعتاً به سختي همه اينها فراهم شد. آن زمان (دهه 30) تکنولوژي تصويربرداري در ايران خيلي ضعيف بود. اگر اخباري به صورت تصويري گرفته ميشد، غالباً توسط امريکاييها و انگليسيها گرفته ميشد. بخش اعظمي از اين تصاوير از طريق اينترنت گردآوري شد. بخش ديگري را هم از طريق موسسه مطالعات تاريخ معاصر، فيلم خانه ملي، مرکز اسناد انقلاب و آرشيو مرکزي صداوسيما توانستيم جمع کنيم. که البته عموماً شامل عکس ميشد. همه اين مراکز يک روال اداري و بوروکراسي عجيب و غريبي دارند که بسيار فرسايشي است.
* مستندی را دردست ساخت دارید؟ کار بعدی شما هم مرتبط با همین موضوع خواهد بود؟
- کار بعدی هم تاریخی خواهد بود ان شاالله. اما با موضوعی متفاوت.
*حرف پایانی؟
- تاریخ سراسر عبرت است و حوادث تاریخی مانند چراغی در راه رسیدن به آینده هستند. به نظر بنده معمولاً جنگها یا انقلابها آثار فراموش نشدنی در افکار عمومی مردم به جا میگذارند که میتوان تاریخ کشور را به قبل و بعد از این اتفاقات تقسیم کرد، کودتای آمریکایی 28 مرداد نیز یک چنین تاثیری بر مردم و سیاست ایران داشت. طی سه دهه گذشته، آمریکا و ایران عموماً در مناقشات خصمانه بودهاند، که خب دشمنان خونی و حتی شاید ابدی هستند. آمریکا همیشه ایران را نیرویی اهریمنی میداند که برای صدور انقلاب به اقصی نقاط جهان برنامه میریزد و بلند پروازیهایش نه تنها در عقیده که در عمل هم پایش را از محاسبات آمریکاییها بالاتر گذاشته و موشکهای دوربردش تا اسرائیل هم میرسند. آمریکا یک کینه دیگر هم از ایران به دل دارد و آن اقدامی است که سفارت یا بهتر بگوییم مقر جاسوسی آنها توسط چند دانشجو تسخیر میشود و 444 روز شعار طعنهآمیز «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» تیتر اخبار دنیا میشود. ایرانیها هم همواره آمریکا را به عنوان یک قدرت استعماری مستکبر و جنگ افروز می شناسند که رویای تسلط بر کل منطقه و همچنین تغییر در نظام را در سر می پروراند که برای رسیدن به این رویا از جنگ مستقیم و نیابتی گرفته تا سعی در براندازی نرم را امتحان کرده و دست از تلاش نکشیده است. اما به نظر بنده بخش عمدهای از این خصومت، ریشه در 63 سال قبل و کودتای ننگین 28 مرداد دارد که طی آن آمریکا دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرده و زمینه شکلگیری استبداد 25 ساله حکومت محمدرضا شاه پهلوی را فراهم کرد. نقش آمریکا در جلوگیری از روند استقلال ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب انکار ناپذیر است و مرور تاریخ میتواند برای نحوه مواجهه با سیاست این کشور بسیار راهگشا باشد.

● علاقهمندان برای خرید اینترنتی این مستند میتوانند به فروشگاه اینترنتی سینمامارکت http://cinemamarket.ir مراجعه کنند.
مصاحبه از: مینا قدرتی
محمدرضا امامقلی، متولد ۱۳۶۸ در قزوین و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی است. امامقلی اولین اثر خود را در سال ۱۳۸۷ با عنوان «زندگی شبکهای» با موضوع شبکههای اجتماعی در ایران و جهان تولید کرد و در سال ۱۳۹۳ مجموعه «کالای کشتار» را به ثمر رساند. او همچنین کارگردانی مستند «کربلای ۹۴» را نیز برعهده داشته است. انتخاب «آقای نخست وزیر» به عنوان نامزد بخش مستند هفدهمین «جشن حافظ» بهانهای شد تا با «محمدرضا امامقلی» کارگردان این مستند به گفتگو بنشینیم.
***

*در مورد ملی شدن صنعت نفت و دکتر مصدق فیلمهای بسیاری ساخته شد، چه شد که «آقای نخست وزیر» را ساختید؟
- درباره اهميت پرداختن به مسائل مهم تاريخي کمتر کسي است که آگاهي نداشته باشد. يکي از برههها و مقاطعي از تاريخ معاصر که در سالهاي اخير نگاهي موشکافانه و دقيق به آن نشده بود همين مساله ملي شدن صنعت نفت و کودتاي 28 مرداد ماه 1332 و در نتيجه سقوط کابينه مصدق است. فيلمهاي داستاني که نگاهي دقيق به اين موضوعات داشته باشد نداريم و در حوزه سينماي مستند نيز فعاليت درخوري را شاهد نبوديم. در پارادايم مستند، ما بايد به دنبال عبرت آموزي از وقايع و اتفاقات تاريخي باشيم. رسالت اجتماعي و فرهنگي فيلم مستند تاريخي همين است. بايد بدانيم که چرا مستند تاريخي را ميسازيم پس بايد مقطعي از تاريخ را انتخاب ميکرديم که به درد امروز جامعه ما بخورد.
*استقبال از مستند چطور بود؟
- الحمدلله استقبال خوبی را شاهد بودیم. اکران در حدود 100 دانشگاه و 20 موسسه و نهاد، اکران در سینماهای گروه هنر و تجربه و فروش اینترنتی هم قابل توجه بوده در نهایت هم پخش تلویزیونی داشتیم که برای یک مستند تاریخی به نظر اتفاق خوبی است. خب سایتها و خبرگزاریها و مطبوعات هم نگاه ویژهای به این مسئله داشتند.
*آیا مستند «آقای نخست وزیر» مستندی سفارشی بود؟
- خیر، قبلاً هم گفته بودم که اگر دغدغه نداشتم این کار را نمیساختم! کلاً این لفظ سفارشی هم به نظر عموما برچسبی است که متاسفانه برای کم ارزش کردن آثار استفاده میشود و دارای بار منفی است.
*برخی از منتقدان فیلم گفتند که این مستند با مطابقت دادن وضعیت تحریم زمان ملی شدن نفت با دوره فعلی تحریمها سعی در ستایش تحریمها دارد، نظر شما در این باره چیست؟
- اگر تحریم بد است که هست، اگر تحریم آزار دهنده است که هست، پس چرا باید ستایش شود؟ مگر هرکس بگوید آمریکا بدعهد است و غیرقابل اعتماد مداحی تحریم میکند؟ خیر برخی منتقدان فیلم از این رو نگران هستند که نکند یادآوری تحریمهای ظالمانه دهه 30 شمسی و کودتای علیه دولت مصدق در خاطر مردم موجب شود روی خوشی به رابطه با آمریکا نشان ندهند و در این صورت تفکری که به دنبال این ارتباط و توافق است اقبالش کم شود.
یا شاید بعدها ما فیلم را به عنوان سند بیاوریم که گفته بودیم آمریکا در تاریخ ایران بدنام است ولی اعتنا نکردند. امروز که توافق هم صورت گرفت و تحریمها ادامه دارد چه؟ تحریمها علیه ما ظالمانه است چون استقلال میخواهیم و این مسئله در تاریخ غیر قابل کتمان است در همان دوره نهضت نفت هم مسئله اصلی استقلال بوده و امروز هم مسئله همین است.

*در پی انتشار اسنادی جدید از سوی وزارت خارجه آمریکا درباره رویدادهای سال ۱۳۳۲، مساله نقش آیتالله کاشانی در سقوط دولت محمد مصدق به موضوعی داغ در رسانهها تبدیل شد، نظر شما در این باره چیست؟
- انتشار اسناد جدید وزارت خارجه آمریکا درباره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، دستاویزی شد تا بار دیگر «دوگانه کاشانی- مصدق» را به جنجال روز بدل کنند. احتمالاً تاکنون کمتر کسی مجموعه اسناد یک جلدی ۱۰۰۷ صفحهای فوق را، که پنجشنبه ۲۵ خرداد منتشر شد، بطور کامل مطالعه کرده است. اما نکات زیر قابل تامل است:
اسناد ارائه شده توسط آمریکا در 4 فصل که هر کدام مربوط به یک برهه است و در قالب کتابی حدود هزار صفحهای منتشر شدهاست. فصل اول از زمستان سال 1329 شروع میشود تا زمستان سال 1330، فصل دوم به بحث 30 تیر 1331 تحت عنوان «بحران سیاسی تیرماه 31» میپردازد. فصل سوم از قیام 30 تیر تا کودتای 28 مرداد. و فصل چهارم پس از کودتا است تا مهرماه سال 1333 و ما بحث را در این تقسیمبندی پیش خواهیم برد.
این اسناد کماکان بسیار ناقص و به نحو جهت داری ممیزی شده است. به نظر میرسد حدود ۸۱۰ مورد از اسامی و اماکن در نسخه منتشر شده حذف شدهاند (چرا آن بخشها سانسور شده و چرا بخشهای دیگر منتشر شدهاند؟) ضمن اینکه گرچه این اسناد بیانگر رضایت ضمنی برخی رهبران سابق نهضت ملی نفت و از جمله آیتالله کاشانی از برکناری دکتر مصدق است اما در هیچ کجای این اسناد خبری از همدلی نظری یا همراهی عملی وی با کودتاگران دیده نمیشود. فراموش نکنیم که کاشانی مرد روزهای تبعید و زندان و جهاد است و حتی در این اسناد هم آمریکاییها او را متخاصم نامیدهاند، مثلاً در تحلیل ارسالی سیا برای وزارت خارجه (مارس ۱۹۵۱) «خطر اصلی برای هرگونه حکومت هوادار غرب در ایران اتحاد نامقدس گروه مصدق با آیتالله کاشانی» خوانده شده (ص ۲۰) یا گزارش اول مارس ۱۹۵۳ الن دالس، رئیس سیا، به ژنرال آیزنهاور، رئیس جمهور، که رویه کاشانی را «ناسیونالیسم افراطی متخاصم با ایالات متحده» توصیف کرده است. (ص ۴۷۰).
به هر روی آیتالله کاشانی و دکتر مصدق از ابتدای نهضت با هم همکاری داشتهاند، در تبلیغات، اهداف، جلوبردن، همراهی در مذاکرات همدیگر را پوشش میدادند. از اسفند 1329 تا 30 تیر در بحث اقتصاد ملی آنها همدیگر را پوشش دادهاند اسناد، بیانیهها و دیدارها و مواضعی که داشتهاند موجود است که به صورت کاملا حمایتی پیش رفتهاند. در مقطع 30 تیر سال 1331 اوضاع متفاوت میشود؛ از چند وقت قبل تا بعدش. مصدق انتخابات مجلس هفدهم را برگزار کرده و اختلافاتی در رابطه با مدل برگزاری انتخابات بین آیتالله کاشانی و دکتر مصدق پیش آمدهاست. که از آیتالله کاشانی در اینباره نامهای دارد که ایشان بیان داشتهاند دخالتی در نحوه برگزاری انتخابات ندارد و توصیه بر روی هیچ کاندیدای خاصی ندارد. منتها بعد از برگزاری انتخابات هفدهم و بعد از روی کار آمدن آیتالله کاشانی به عنوان ریاست مجلس هفدهم دکتر مصدق لایحهای را به مجلس ارائه میدهند که لایحه افزایش اختیارات نخستوزیری بوده است که در این لایحه خواسته شده بود مجلس در یکسری از موارد قانونگذاری را به دولت واگذار کند مثلا در یک بازه زمانی 6 ماهه دولت هرکاری که میخواست انجام دهد به دلیل سرعت اصلاحات و بعد از مهلت قانونی لایحه آن حوزه را به مجلس تقدیم کند. این اشکال و اختلاف بهوجود آمد که با این کار اصل مشروطه زیر سوال خواهد رفت. به این ماجرای رد درخواست دکتر مصدق از طرف شاه مبنی بر تصدی وزارت جنگ را هم باید اضافه کرد که این عوامل در نهایت به استعفای دکتر مصدق منجر شد.
پس از استعفای دکتر مصدق و روی کار آمدن قوام، آیتالله کاشانی متاثر از بیانیه بسیار تند قوام، به شدت به قوام و دربار حمله کرده و از مصدق اعلام حمایت مینماید و در حالی که مصدق در آن چند روز در سکوت بهسر میبرد. منتها مسائل مربوط به اختلافات دوران انتخابات مانند یک زخم کهنه باقی مانده بود که به مرور در آینده و زمانی که مجلس اختیارات را به مصدق واگذار میکند خود را نشان میدهد و بعضی رفتارهای دکتر مصدق و اطرافیان آیتالله کاشانی و مظفر بقایی و... موجب تشدید اختلافات و منجر به کودتای 28 مرداد میشود.
به نظرم اینها مباحث جدیدی نیست و البته به این نکته هم باید دقت کرد که دکتر مصدق، آیتالله کاشانی یا حتی آیتالله بروجردی و خیلی از افراد مطرح دیگری در زمان سلطنت مشروطه فعالیت میکردهاند و سیستم سیاسی با حضور شاه را پذیرفته بودند. حتی در مورد دکتر مصدق مسائل و مباحث تحلیلی و حدس و گمان درباره اینکه مصدق درصدد تغییر رژیم بوده وجود دارد، اما اتفاقاً مصدق بعد از جریان 30 تیر قرآنی را امضا و به شاه هدیه داده بود و یادداشتی در اینباره نوشته بود که اقدامی در راستای الغای سلطنت در ایران بهعمل نیاورد و مراتب ارادتش را به شاه عرض کرده بود. آیتالله کاشانی هم در سیستمی با حضور شاه فعالیت میکردند؛ در غائله 9 اسفند آیتالله کاشانی نامهای به شاه میفرستند و از شاه میخواهد که از کشور خارج نشود. اما یک نکتهای وجود دارد و آن این است که خصومتی که طرفداران آیتالله کاشانی و دکتر مصدق هماینک دارند در زمان خودشان اینچنین و تا این حد نبوده است و در آن زمان دشمن اصلی را «آمریکا» و «انگلیس» میدانستند و این مسائلی که پیش میآورند صرفاً بخاطر این است که مسائل اصلی آن دوران فراموش گردد.
اسم رمز تشویش اذهان که توسط کودتاگران استفاده میشود همین دوگانه مصدق و کاشانی است. چرا؟ چون متهم باید بگریزد. مشابه این اسناد در سال 2001 هم منتشر شد و امروز واقعاً چیز جدیدی منتشر نشده و حرف خاصی گفته نشده. آمریکا به این فضا دامن میزند چون اگر افکار و اذهان عمومی درگیر این بحث نباشد، آنچه محل بحث است آمریکا و خصومت آن است. موضوع اصلی که تحریم آمریکایی، کودتایی آمریکایی و خصومت آمریکایی است را به حاشیه میکشند. باید لوله تفنگمان به سوی آمریکا باشد، اگر انگشت اتهام هست باید به سوی آمریکا باشد که در مملکت ما کودتا کرده است.
* یکی از نکات برجسته فیلم شما استفاده از صداها و فیلمهای آرشیوی بود که برای نخستین بار رونمایی میشد. چگونه به این آرشیو دسترسی پیدا کردید؟
- طبيعتاً به سختي همه اينها فراهم شد. آن زمان (دهه 30) تکنولوژي تصويربرداري در ايران خيلي ضعيف بود. اگر اخباري به صورت تصويري گرفته ميشد، غالباً توسط امريکاييها و انگليسيها گرفته ميشد. بخش اعظمي از اين تصاوير از طريق اينترنت گردآوري شد. بخش ديگري را هم از طريق موسسه مطالعات تاريخ معاصر، فيلم خانه ملي، مرکز اسناد انقلاب و آرشيو مرکزي صداوسيما توانستيم جمع کنيم. که البته عموماً شامل عکس ميشد. همه اين مراکز يک روال اداري و بوروکراسي عجيب و غريبي دارند که بسيار فرسايشي است.
* مستندی را دردست ساخت دارید؟ کار بعدی شما هم مرتبط با همین موضوع خواهد بود؟
- کار بعدی هم تاریخی خواهد بود ان شاالله. اما با موضوعی متفاوت.
*حرف پایانی؟
- تاریخ سراسر عبرت است و حوادث تاریخی مانند چراغی در راه رسیدن به آینده هستند. به نظر بنده معمولاً جنگها یا انقلابها آثار فراموش نشدنی در افکار عمومی مردم به جا میگذارند که میتوان تاریخ کشور را به قبل و بعد از این اتفاقات تقسیم کرد، کودتای آمریکایی 28 مرداد نیز یک چنین تاثیری بر مردم و سیاست ایران داشت. طی سه دهه گذشته، آمریکا و ایران عموماً در مناقشات خصمانه بودهاند، که خب دشمنان خونی و حتی شاید ابدی هستند. آمریکا همیشه ایران را نیرویی اهریمنی میداند که برای صدور انقلاب به اقصی نقاط جهان برنامه میریزد و بلند پروازیهایش نه تنها در عقیده که در عمل هم پایش را از محاسبات آمریکاییها بالاتر گذاشته و موشکهای دوربردش تا اسرائیل هم میرسند. آمریکا یک کینه دیگر هم از ایران به دل دارد و آن اقدامی است که سفارت یا بهتر بگوییم مقر جاسوسی آنها توسط چند دانشجو تسخیر میشود و 444 روز شعار طعنهآمیز «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» تیتر اخبار دنیا میشود. ایرانیها هم همواره آمریکا را به عنوان یک قدرت استعماری مستکبر و جنگ افروز می شناسند که رویای تسلط بر کل منطقه و همچنین تغییر در نظام را در سر می پروراند که برای رسیدن به این رویا از جنگ مستقیم و نیابتی گرفته تا سعی در براندازی نرم را امتحان کرده و دست از تلاش نکشیده است. اما به نظر بنده بخش عمدهای از این خصومت، ریشه در 63 سال قبل و کودتای ننگین 28 مرداد دارد که طی آن آمریکا دولت ملی دکتر مصدق را سرنگون کرده و زمینه شکلگیری استبداد 25 ساله حکومت محمدرضا شاه پهلوی را فراهم کرد. نقش آمریکا در جلوگیری از روند استقلال ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب انکار ناپذیر است و مرور تاریخ میتواند برای نحوه مواجهه با سیاست این کشور بسیار راهگشا باشد.

● علاقهمندان برای خرید اینترنتی این مستند میتوانند به فروشگاه اینترنتی سینمامارکت http://cinemamarket.ir مراجعه کنند.
مصاحبه از: مینا قدرتی