نقش تعیین کننده استانداران در سرنوشت دولت روحانی
رویداد۲۴-دادن اختیارات اجرایی بیشتر به استانها و باز کردن دست مدیران استانی در حوزههای تصمیمگیری قطعاً میتواند بسیاری از موانع بوروکراتیک پیش روی رشد کشور را بردارد. استانداران در واقع «والی» حکومت در مناطق مختلف و به عبارتی دیگر رئیس اجرایی هر استانی هستند. به همین اعتبار نیز باید توجه داشت که تناسب عنوان این جایگاه با میزان اثرگذاری آن در بخشهای مختلف در گرو این است که تناسب قابل قبولی نیز بین جایگاه مدیریت استانها و حوزه اختیارات آنها ایجاد شود. شکی نیست که مدیران استانی به دلیل احاطه بیشتری که بر جزئیات مسائل هر منطقه و مناسبات حاکم بر آن دارند، میتوانند تصمیماتی قابل قبولتر و منطقیتر برای هر استان اتخاذ کنند. مضافاً اینکه با افزایش اختیارات مدیران استانی، نگاه مرکزگرای حاکم در کشور که یکی از موانع اساسی توسعه ماست هم قدری تضعیف خواهد شد. با وجود مرکزگرایی فعلی، قسمت عمده مسائل مربوط به تصمیمگیری و تصمیم سازی استانهای کشور باید در دستگاهها و وزارتخانههای بالادستی حل و فصل شود، به این معنا که هر دستگاهی برای پرداختن به مسائل خارج از مرکز باید متوجه 30 حوزه استانی دیگر هم باشد که هر کدام درگیر چالشها، مسائل و مشکلاتی متفاوت از هم هستند و حاکمیت مناسبات اجتماعی نیز در آنها تفاوت عمدهای دارد. در چنین شرایطی به طور قطع هر چقدر هم تلاش و کوشش شود، شاید نتوان تمام مسائل مربوط به یک استان را در تصمیمگیریهای آن لحاظ کرد. چرا که در همان قدم اول احاطه بر مسائل و مناسبات تمام مناطق کشور به صورت متمرکز در یک دستگاه مرکزی کار بسیار پیچیدهای است.
ما قطعاً برای توسعه بیشتر نیازمند دادن اختیاراتی وسیعتر از وضعیت فعلی به مدیریت استانها هستیم. در این میان اما یک شرط بسیار مهم وجود دارد که در صورت دادن اختیارات به استانها خود مانع بزرگی بر سر تصمیمگیریهاست و آن هم امکان ایجاد فشارهای مضاعف روی مدیران استانی و خصوصاً استانداران است. شکی نیست که با انتقال برخی اختیارات به استانها، فشارها روی مدیران ارشد استانی با اهداف مختلف برای سمت و سو دادن به برنامهها و سیاستها چند برابر وضع موجود خواهد شد.
مجموعههای اداری ما چه در استانها و چه در سطح ملی، هر چه بیشتر محل رجوع تصمیمگیریها و تصمیم سازیها شوند، به همان میزان هم محل رجوع فشارها و توصیهها خواهند شد. در این شرایط سؤال اساسی این است که چند درصد از استانداران تمام دولتهای پس از انقلاب از صلابت لازم برخوردار بودند که بتوانند به معنای واقعی در قامت یک «والی» چنین فشارهایی را مدیریت و در بسیاری مواقع دفع کنند؟ این دقیقاً همان پاشنه آشیل افزایش اختیارات استانهاست. به این معنا که افزایش اختیارات مدیران استانی یک پیششرط بسیار حیاتی دارد و آن هم روی آوردن به انتخاب مدیرانی قویتر و باصلابتتر است. مدیرانی که بتوانند در میان تمام فشارها، آرامش فضای تصمیمگیری را حفظ کنند و در قدم بعدی صلابت و مقاومت لازم را برای اجرای آن تصمیمات داشته باشند.