تاریخ انتشار: ۱۳:۳۸ - ۲۳ شهريور ۱۳۹۶

نگاهی متفاوت به حادثه اتوبوس دختران دانش آموز

داستان غمبار حادثه دلخراش واژگونی اتوبوس حامل دانش‌آموزان فرزانه استان هرمزگان چنان تلخ و دردناک بود که اگر ما به عمق فاجعه و مصیبت وارده خوب بنگریم می‌بایست تا ابد در برابر اولیا و بازماندگان این حادثه جگرسوز شرمسار باشیم.

رویداد۲۴-داستان غمبار حادثه دلخراش واژگونی اتوبوس حامل دانش‌آموزان فرزانه استان هرمزگان چنان تلخ و دردناک بود که اگر ما به عمق فاجعه و مصیبت وارده خوب بنگریم می‌بایست تا ابد در برابر اولیا و بازماندگان این حادثه جگرسوز شرمسار باشیم. برای جبران گوشه‌ای از این سهل‌انگاری بزرگ که منجر به داغدار شدن دل پدران و مادران با ایمان این مرز و بوم شد به جای تأسف خوردن مسئولان، چاره اندیشی کرده و برای شادی روح پاک و معصوم این نو شکوفه‌های بهاری، با اقدامات عالمانه و اساسی از تکرار دوباره این حوادث جلوگیری کنیم.

براستی آیا تا به حال به این موضوع بطور دقیق و بنیادی اندیشیده‌ایم که معضل تصادفات رانندگی و تلفات ناشی از آن کی و چه موقع به پایان خواهد رسید؟
چرا واقعاً به شکل علمی و کاربردی به علل بروز تصادفات رانندگی و سوانح جاده‌ای فکر نمی‌کنیم؟ در شرایطی که کشور هر ازگاهی با یک حادثه جاده‌ای جدید مواجه می‌شود به نظر می‌رسد  وقت آن رسیده  یک برنامه منسجم و الگو گرفته از فناوری روز دنیا برای کاهش تصادفات جاده‌ای از سوی دولت تهیه شود.
بنا به آمار روزانه 50 نفر از هموطنان در جاده‌های کشور قربانی حوادث جاده ای می‌شوند علاوه بر این روزانه هزینه 100 نفر معلول و از کار افتاده دائمی و 600 نفر مجروح نیز به اقتصاد ضعیف کشور تحمیل و این تراژدی غمبار فردا روز نیز دوباره تکرار می‌شود.  هیچ جنگی تا کنون توانسته است جان این همه نخبه و قشر پویا و جوان مملکت را از ما بگیرد اما متأسفانه هنوز به خودمان نیامده‌ایم و برای حل این معضل چاره درستی نیندیشیده‌ایم.
از بین بردن این مشکل و حل این مسأله به عزمی ملی و حرکتی جهادی نیاز دارد. مسئولان باید عمیقاً باور کنند که این کشتار و معلولیت و از کار افتادگی دائمی انبوهی از جوانان و استعداد‌های کشور نیاز به حرکتی ضربتی  دارد و نباید گذاشت به امری عادی و روزمره بدل شود.
اما گاهی می‌بینیم به جای چاره اندیشی عاجل برای حل چنین مشکل سترگی، به نشست‌های مقطعی و همایش‌های فرمایشی رو می‌آوریم و از گفتن حقیقت اجتناب می‌کنیم. آیا اندیشیده‌ایم با این کار اقتدار و عظمت میهن عزیز اسلامی مان را به مخاطره می‌اندازیم؟!
شاید وقت آن رسیده باشد که مسئولان از خود بپرسند نتیجه کدام همایش غیرعلمی و غیرکارشناسی در کاهش تصادفات و معضل ترافیک تأثیر حداکثری را داشته است!
وجه دیگر این ماجرا این است که در برابر هر حادثه ای انگشت اتهام را به سوی پلیس نشانه می‌رویم. چرا همه از پلیس و پرسنل زحمتکش راهور ناجا انتظار معجزه دارند؟ آیا به نظر شما می‌توان برای هر پنج خودرو یک پلیس استخدام کرد تا در تمام ساعات رانندگی ناظر بر اعمال افراد باشند و اصولاً  آیا جامعه‌ای که با نظارت نظامی و انتظامی اصلاح شود می‌تواند جامعه‌ای پویا و اندیشه‌گر باشد؟!
پاسخ پرسش‌های بی‌شمار در این زمینه فقط یک کلمه است؛«آموزش». مگر نه این که تمام مسئولان در همه جایگاه‌های خویش از طریق آموزش به این رتبه و مقام دست یافته‌اند! مگر راز تمام علوم که امروزه بشر را از مرگ حتمی نجات می‌دهد یا در نهایت به رستگاری رهنمون می‌سازد آموزش نیست؟! پس چرا در این مورد که با جان عزیزان مان در ایران اسلامی سر و کار دارد آموزش را جدی نمی‌گیریم.
ضمن عرض تسلیت و طلب مغفرت برای جانباختگان حادثه واژگونی اتوبوس استان هرمزگان و آرزوی صبر و شکیبایی برای بازماندگان، هدف از طرح این موضوع این بود که به احترام پرواز ناگهانی این نوگلان عزیز این بار سکوت نکنیم و با همّت و پشتکار جدی به آسیب شناسی چنین حوادث تلخ بپردازیم تا به یاری خداوند از تکرار چنین اتفاقاتی جلوگیری بنماییم.

 

اما آنچه بیش از پیش ما را در رسیدن به هدف مقابله با تصادفات رانندگی یاری خواهد کرد، بررسی علل وقوع چنین وقایعی است که اکثریت قریب به اتفاق نیز در این روزها به آن معترفند. طبق نظر همه صاحبنظران، کارشناسان و پلیس راهور ناجا، خطای عامل انسانی حداقل در این اتفاق دلیل اصلی رخداد حادثه است. حال تردیدی نیست که اگر ما از عامل انسانی (راننده) صحبت می‌کنیم بر این باوریم که این عامل و سرنشینان وسیله نقلیه قبلاً آموزش‌ها و مهارت‌های لازم را برای رانندگی و یا در جایگاه یک مسافر دیده‌اند؟!
اکنون که شما خواننده گرامی این یادداشت را می‌خوانید و یا راقم این سطور کی و کجا بطور متوالی آموزش‌های فرهنگ ترافیک و رانندگی را فرا گرفته‌ایم؟!
اگر پاسخ تان گذراندن کتاب گواهینامه است که شکی نیست منظور ما این کتاب نیست. چرا که خواندن این کتاب تا قبل از 18 سالگی ضرورت نداشته و اغلب مردم نیز برای رفع نیاز و اخذ گواهینامه آن را در یک فرصت و مجال کوتاه مرور می‌کنند و پس از قبولی در آزمون نیز حتی یکبار هم از آن استفاده نمی‌کنند. بلکه منظور آموزش فرهنگ جامع ترافیک از دوران کودکی تا بزرگسالی است که متأسفانه هنوز در کشور ما اتفاق نیفتاده است.یعنی آموزش همگانی! بنابراین وقتی بحث آموزش می‌شود قطعاً ذهن آدمی به سازمان‌ها و ارگان‌های آموزشی از جمله آموزش و پرورش، وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت و درمان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما و جراید و مطبوعات و امروز نیز فضای مجازی معطوف می‌گردد، نه پلیس!
ما بر این باوریم که زمانی پلیس می‌تواند راننده و عابر پیاده را مورد مؤاخذه قرار بدهد که پیشاپیش آموزش فرهنگ ترافیک توسط آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی، وزارت علوم و تحقیقات و رسانه‌های جمعی در یک برنامه بلند مدت به مردم داده شده باشد و سپس پلیس به عنوان ناظر بر اعمال مردم در حوزه ترافیک باشد تا در صورت تخلف و عدول از آموزه‌ها با حداکثر جرایم و برخورد محکم قانون را اجرا نماید. اما متأسفانه آنچه امروزه ما درگیر آن هستیم این است که سازمان‌های آموزشی هیچ‌کدام وظیفه آموزشی خود را انجام نمی‌دهند و همواره در صورت بروز حادثه پلیس را مسئول صددرصدی تصادفات می‌دانند.
شاید در این راستا دولت بر این عقیده باشد که آموزش هزینه‌ای مضاعف می‌خواهد که در مقابل چنین ادعایی باید اذعان کرد:آموزش هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذاری است! ما نباید به این موضوع بیندیشیم که چقدر برای آموزش خود هزینه کرده‌ایم بلکه باید بر این باور باشیم که برای ارزشمندی و رشد و اعتلای فرهنگ خود و مقابله با خسارت‌های اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی خویش چه میزان سرمایه‌گذاری نموده ایم! به سخن دیگر اگر ما این نظر متخصصان و کارشناسان حوزه ترافیک را قبول کنیم که 70 الی 90 درصد تصادفات رانندگی به دلیل خطای عامل انسانی اتفاق می‌افتد فلذا پرداختن به مسائل دیگر فرصت سوزی و اتلاف وقت است. عامل انسانی یعنی فرهنگ! یعنی آموزش! حال اگر این آموزش از دوران کودکی اتفاق بیفتد مثل تمام آموزه‌های دیگر در ذهن آدمی ملکه می‌شود و نا خودآگاه تمامی قوانین و مقررات را رعایت می‌کند، علاوه بر آن با رفتار صحیح ترافیکی اطرافیان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.
این واقعیت مهم را نمی‌توان انکار کرد که اگر ما بهترین جاده‌ها و مطمئن‌ترین خودروها را هم داشته باشیم اما از فرهنگ صحیح رانندگی و ترافیکی برخوردار نباشیم همچنان شاهد تلفات مرگبار و خسارات غیر قابل جبرانی خواهیم بود.
باید بپذیریم که رانندگی و رفتار ترافیکی یک هنر است، یک هنر مانند: خوشنویسی، طراحی، نقاشی، نویسندگی، خیاطی، دوچرخه سواری، نوازندگی و... یعنی تعادل و هماهنگی اساس و شاکله اصلی آن را تشکیل می‌دهد. این تعادل و هماهنگی بدون آموزش امکانپذیر نیست. این هنر الزاماً می‌بایست در مدت زمان طولانی تحت نظر استادان فن آموخته شود، سپس متربی باید بطور مستمر آن را تکرار کند تا در پایان یک راننده و یا یک هنرمند کار آزموده تربیت شود.
نکته قابل تأمل آنکه اگر ما بتوانیم فرهنگ را در رانندگی اصلاح کنیم به تبع آن می‌توانیم به اصلاح دیگر رفتارهای ناهنجار دست یابیم.
اصلاح این رفتار فقط و فقط از طریق سازمان‌های آموزشی امکانپذیر است. رئیس جمهوری محترم در هفته‌های اخیر در توصیه‌ای به وزیر محترم آموزش و پرورش تأکید داشتند که دانش‌آموز باید پس از اتمام دوره متوسطه یک فن و حرفه را بیاموزد، سؤال اینجاست: چه هنری می‌تواند ارزشمند‌تر از هنر بهتر زندگی کردن باشد؟! آیا اگر دانش‌آموزان در طول کلاس‌های درس فرهنگ خوب زیستن و رعایت قوانین انسانی را بیاموزند از جمله در دنیای ماشینی، فرهنگ صحیح ترافیکی را بیاموزند، جامعه به سعادت رهنمون نخواهد شد؟! کوتاه سخن اینکه آموزش رکن اساسی و ستون اصلی ساختار هر فرهنگی است و جوامعی که به پیشرفت‌هایی نائل آمده‌اند، آموزش را در اولویت برنامه‌های مدیریتی خویش قرار داده‌اند، ما نیز به جهت کاستن از حوادث ناگوار رانندگی و حفظ صلابت و اقتدار جامعه الزاماً می‌باید از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای و مقصر قلمداد کردن همدیگر به صورت ضرب الاجل آموزش را آغاز کنیم و پس از آن دست یاری به پلیس راهور ناجا دراز کنیم. امید است دولت محترم، متولیان فرهنگی، مسئولان گرامی، سازمان صدا و سیما، مطبوعات و نشریات ارجمند ترتیبی اتخاذ نمایند تا زمینه‌های آموزش فرهنگ ترافیک با یک حرکت جهادی و عزمی ملی آغاز شده و برای جلوگیری از تکرار حوادث این‌چنینی گام‌های جدی برداشته شود. در نوشتاری دیگر به ضرورت تشکیل آژانس راهبری که به وظایف تمامی سازمان‌ها و نهاد‌های مرتبط با موضوع کاهش تصادفات رانندگی می‌پردازد خواهیم پرداخت.

منبع: روزنامه ایران
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha