واشنگتنپست:
عواقب نابودی برجام به دست ترامپ چه خواهد بود؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا روز سهشنبه صحنهای در مجمع عمومی سازمان ملل به پا کرد. او نه مانند نیکیتا خروشچف در سال 1960 کفش خود را به روی میز کوبید و نه مانند یاسر عرفات در سال 1974 از تفنگ و شاخه زیتون گفت. اما ترامپ به روش خود آرامش مخاطبان را با یک سخنرانی شگفتآور و جنگ طلبانه برهم زد.

رویداد۲۴- دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا روز سهشنبه صحنهای در مجمع عمومی سازمان ملل به پا کرد. او نه مانند نیکیتا خروشچف در سال 1960 کفش خود را به روی میز کوبید و نه مانند یاسر عرفات در سال 1974 از تفنگ و شاخه زیتون گفت. اما ترامپ به روش خود آرامش مخاطبان را با یک سخنرانی شگفتآور و جنگ طلبانه برهم زد.
به گزارش رویداد۲۴ به نقل از واشنگتنپست، او در ابتدا با «مرد موشکی» خواندن کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی را مسخره کرد و بعد به او هشدار داد که اگر آمریکا تحریک شود، «کره شمالی را کاملاً نابود» خواهد کرد. اما شاید مسئله نگرانکنندهتر تهدید تلویحی ترامپ به خروج از توافق هستهای ایران بود. حسن روحانی، رئیسجمهور ایران به روش خود به صحبتهای ترامپ پاسخ داد: «اگر در هر شرایطی آمریکا تصمیم به نقض توافق بگیرد... این بدان معنا است که دست ما برای هرگونه اقدامی که به نفع کشورمان تشخیص دهیم کاملاً باز است.»
این شرایط یادآور سال 2002 است، زمانی که آمریکا تصمیم به خروج از توافق هستهای با کره شمالی گرفت و بهترین فرصت برای جلوگیری از برنامه هستهای کره شمالی را بر باد داد. اگر ترامپ از تأیید پایبندی ایران به توافق هستهای در پانزدهم اکتبر امتناع کند، نتیجه همان خواهد بود: یک کشور دیگر با تسلیحات هستهای دور برد که قابلیت ضربه زدن به آمریکا را دارد.
توافقی که در سال 2015 با ایران نهایی شد به شکل قابلتوجهی مشابه توافق مورد مذاکره با کره شمالی در سال 1994 است- از نظر پیدایش، مفهوم و مقاومت سیاسی که با آن روبرو شد.
هر دو داستان با بلندپروازی هستهای آغاز شد. هم ایران و هم کره شمالی زمانی که تحتفشارهای بینالمللی قرار گرفتند، برنامه هستهای خود را متوقف کردند. البته برخی تفاوتها وجود دارند. کره شمالی یک برنامه با پایه پلوتونیوم را پیگیری میکرد درحالیکه تمرکز اصلی ایران بر غنیسازی اورانیوم بود. آمریکا و کره شمالی خیلی سریع در مورد یک توافقنامه گفتگو کردند. چارچوب مورد توافق در سال 1994 در ژنو به امضا رسید، یعنی دو سال بعد از بروز بحران. در مقابل، نگرانیها در مورد ایران سالها به طول انجامید و در نهایت به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) ختم شد.
بااینحال هر دو توافقنامه از چارچوب چانهزنی مشابهی برخوردار بودند: لغو انزوای بینالمللی در ازای توقف فعالیت تسلیحاتی. هر دو کشور بازرسیهای بینالمللی را پذیرفتند. و هر دو قادر به پیگیری استفاده صلحآمیز از قدرت هستهای هستند.
این توافقنامهها واکنشهای موازی در آمریکا را به دنبال داشتند، بهخصوص در میان کسانی که میخواهند فشارهای بینالمللی را به دلایل دیگر، مانند نگرانی در مورد حقوق بشر یا تهدیداتی که متوجه همسایگانشان میشود، روی پیونگیانگ و تهران حفظ کنند.
مسلماً هیچیک از این دو توافق تمام مشکلات را حل نمیکند. هیچیک از آنها شامل ممنوعیت توسعه یا آزمایش موشکی که تهدید روزافزونی را متوجه آمریکا و متحدانش میکند، نمیشود. دولت کلینتون تلاش کرد به این مشکلات رسیدگی کند و حتی پیش از انتخابات سال 2000 به یک توافق موشکی هم نزدیک شد اما بحران انتخابات سال 2000 همهچیز را بر هم زد.
در ابتدا به نظر میرسید دولت تازه روی کار آمده جورج بوش کار کلینتون را ادامه خواهد داد اما زمانی که اطلاعات نشان داد تلاشهای غنیسازی کره شمالی بیش از آنچه انتظار میرفت، بوده، کسانی که در دولت جدید به مخالفت با توافق بودند، این مسئله را یک فرصت دیدند. جان بولتون، معاون وزیر خارجه وقت، در خاطرات خود نوشت: «این همان چکشی بود که برای از بین بردن توافق به دنبالش بودم.» این ادبیات نشان میدهد که بولتون و متحدانش همواره به دنبال راهی برای خروج از توافق بودند. در این صورت، مخالفت با هر دو توافق به یک شکل است.
میدانیم که در پی این اقدامات چه اتفاقی رخ داد. اکتبر 2006 کره شمالی آزمایش موشکهای دوربرد را از سر گرفت. در آن زمان بود که دولت بوش متوجه اشتباه خود شد. بنابراین نسخه تقریباً مشابهی از توافق قبلی که رها کرده بود را با توجه با ابعادی که بهشدت از سوی بوش مورد انتقاد بود، ارائه کرد. شاید کره شمالی موافق معامله بر سر تسلیحات هستهای در ازای روابط بهتر بود. بااینحال پس از نخستین آزمایش تسلیحات موشکی دریچه غیرهستهای شدن کره شمالی کمکم بسته شد. بوش و بعد باراک اوباما سعی کردند با پیونگیانگ به توافق برسند اما این تلاشها به دلایل متعدد بینتیجه ماند.
مسئله این است که ترغیب یک کشور به ترک تسلیحات هستهای که هنوز ندارد، آسانتر است. به همین دلیل است که دولت اوباما خود را ملزم به یافتن راهحلی برای یک ایران هنوز هستهای نشده، دانست. زمانی که از این دولت درباره مشکل قدیمی تسلیحات هستهای کره شمالی سؤال میشد، پیشنهادها اندکی وجود داشت و بیشتر به تلاش برای ترغیب ایران به عدم پیروی از کره شمالی اشاره میشد.
و حال در این نقطه قرار داریم. ترامپ دقیقاً با همان انتخاب بوش روبرو است- البته با یک تفاوت مهم. برخلاف کره شمالی با برنامه پنهانی غنیسازی اورانیوم، ایران همچنان به توافق امضا شده در وین پایبند است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این مورد کاملاً صریح است و ترامپ تاکنون دو بار پایبندی ایران را تأیید کرده است. بااینحال کسانی مانند بولتون در سال 2002 هستند که به دنبال یک چکش میگردند.
بسیاری از مقامات دولت باید بدانند که این یک اشتباه است. بههیچوجه امکان مذاکره دوباره درباره این توافق با ایران وجود ندارد. اگر ترامپ توافق را ترک کند، که به نظر میرسد در این موضع قرار دارد، بهشدت ممکن است که این داستان دقیقاً مانند کره شمالی اتمام یابد. آیا یک «مرد موشکی» کافی نیست؟