طعم گس یک سودای بیهنگام
رویداد۲۴-میل کردهای اقلیم کردستان عراق به جدایی از دولتمرکزی، رؤیایی به قدمت تاریخ این کشور است. رؤیایی که کردهای عراق را واداشته، در طول چنین تاریخی دست به تلاشها و حتی گاه قیامهایی بزنند که هربار یا به خاطر اختلاف بین گروههای مختلف کردی در عراق یا به دلیل مخالفت حکومتها به فرجام نرسد.کردهای عراق اکنون در سالهای پایانی دهه دوم از هزاره سوم و درمیان مخالفتهای جهانی بسیار گسترده، بر آن هستند تا در قالب ادبیات و عباراتی مدرن، از طریق یک همهپرسی به سودای دیرین خود جامه عمل پوشند. اما در شرایط کنونی خاورمیانه و جهان که تنها با همگرایی است که بقا مییابد نه جدایی، تحقق این آرزو و غلبه بر مشکلات ناشی از آن،پیشاپیش محکوم به ناکامی است و تنها شاید امتیازهایی کوچک در قیاس با چنین آرزوی بزرگی، بتوانند التیامبخش چنین ناکامی باشند.
تاریخ بیرحم است. همه چیز را از خوب تا بد، درست یا نادرست، ثبت میکند و به دست نسلهای بعد میسپارد تا شاید چراغی باشد برای آیندگان. در چنین تاریخی فرزند زمانه بودن است که نام یک سیاستمدار یا یک قوم را به نیکی جاودانه میکند و در غیر این صورت نام به ضرورت تاریخی شاید جاودانه شود اما نه به نیکی که بهعنوان درس عبرت. به نیکی جاودانه شدن کاری دشوار است که نخستین لازمه آن، داشتن درک درست از موقعیت است. در شرایط کنونی جهان که جدا شدنها و کوچک شدن جوامع، امنیت اقتصادی و سیاسی آنها را با خطر مواجه میکند و تنها در قالب ائتلافها و اتحادها است که بقای جوامع تضمین میشود، جدایی اقلیم کردستان از کشور عراق که آن را حق مسلم خود میپندارند، اقدامی است که کردهای اقلیم را در معرض خطرات فراوان امنیتی در مواجهه با تروریسمی که سراسر منطقه را تهدید میکند و همچنین دشمن کردن دوستان و دشمنتر کردن دشمنان قرار میدهد. ضمن آنکه این خاورمیانه پرآشوب که تازه در حال کامیابی در خاموش کردن آتشی است که داعش برافروخته است، دیگر تحمل یک بحران جدید را ندارد و چرا باید کردهای اقلیم مسئولیت چنین بحرانی را که میتواند دامن همه کشورهای منطقه را بگیرد، بهنام خود ثبت کنند؟ این درسی است که اقلیم باید از اشتباهی که سودان جنوبی در سالهایی نه چندان دور و صدام در سالهایی دورتر مرتکب شد، بیاموزد. صدام در حمله به کویت مرتکب اشتباه در درک موقعیت جهانی شد و در میان مخالفت جهانی با چنین حملهای تانکهای خود را به سمت بیابانهای کویت هدایت کرد.
جهان مقابل او ایستاد و حمله به کویت بنیانی شد برای حمله امریکا به عراق در سال 2003. سودان جنوبی هم نمونه دیگری است که میتوان و باید از آن درسها آموخت. سودای سودان جنوبی برای جدایی از سودان متحد در حالی به تحقق رسید که مردان سیاسی آن دچار تفرقه شدید و حتی نزاع بر سر قدرت بودند. اکنون 6 سال از استقلال سودان جنوبی از سودان میگذرد و هر روز وضعیت این کشور بدتر از روز قبل میشود. در این 6 سال خونهای بیگناه بسیار بر زمین ریخته و خانههای بیشمار در آتش قهر گروههای متخاصم سوخته است و چه خوب است کردهای اقلیم خبرهای داخلی چند ماه اخیر خود را مرور کنند و نگاهی به ناپدید شدنها و قتلهای مشکوک رخ داده در این منطقه داشته باشند و از سودان جنوبی عبرت بیاموزند. حکایت همه پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق حکایت آن مرد است که بر سر شاخه نشسته بود و بن میبرید. شاید شاخه از تنه تنومند درخت جدا شود اما مرد و شاخهاش فرو میافتند و در مسیر این افتادن شاید زخمی بر پیکر درخت و کسانی که کنار این درخت ایستادهاند، بنشانند، اما به یقین خود بیشترین آسیب را از این بریدن از تنه و ریشه خواهند دید.