تجربه لذت اندیشیدن
رویداد۲۴-بازیگران وارد صحنه میشوند. تماشاگران، تماشاگران نیستند. اما نه بازیگری وارد میشود و نه تماشاگری تماشا میکند. آیا درک ما انعکاس عین در ذهن است؟ آیا واقعیت آن چیزی است که ما میبینیم و تصور میکنیم؟ آیا واقعیتی که ما میفهمیم، همان است که دیگری هم میفهمد؟ نقش بازیهای زبانی چیست؟ اینکه در زیر یک نقاشی نوشته شده است، «این یک پیپ نیست» چه معنا و مفهومی دارد؟ برداشتها و معانی مختلف از یک واقعیت را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا معنایابی با درستی و نادرستی، نسبتی دارد؟ ما خیلی چیزها را میفهمیم و بعضی امور را نمیفهمیم، یا خیلی از امور را نمیفهمیم و تنها برخی واقعیتها را میفهمیم؟ میگویند هگل در بستر مرگ گفت: «تنها یک نفر مرا میفهمید و او هم مرا نمیفهمید. «این یک پیپ نیست» به کارگردانی محمد مساوات عنوانی است که از نام اثر نقاشی «رنه ماگریت» گرفته شده. میشل فوکو همین نقاشی را دستاویز تحلیل کرده و با نگاهی هرمنوتیکی به توصیف جمله زیر تابلو میپردازد. مساوات، متد فهمیده خود را از فهم نقاش با روایتی از سوی خود خلق میکند؛ روایتی که آدمهایش، شبیه مُثل افلاطونی در غار هستند. جان و جیم و ماری را میبینیم و مادر و پلیس را نمیبینیم و همه در فاصله خیال و واقعیت سرگردان هستند.
آدمهای نمایش هم واقعی هستند و هم توهمی و خیالی، در اینجا مرز خیال و واقعیت هم برای بازیگران و هم برای تماشاگران درهم ریخته میشود. آدمهای نمایش هم هستند و هم نیستند. هم خودشان هستند و هم ضد خودشان.ما در تاریکی زندگی را به تماشا مینشینیم و تنها با انداختن نور بر بخشهایی از صحنه، چیزی را میبینیم. آنچه میبینیم تمام واقعیت است یا وجهی از واقعیت، یا تصویری بر دیوار غاری. گاه این و گاه آن صحنه را میبینیم و هیچگاه تمام مسأله را نمیفهمیم.تجربه هنری را تجربه کردن، تجربهای است که تنها با دیدن، شنیدن و خواندن تجربه میشود. کارهای مساوات، دقت تماشاگر را طلب میکند. ریتم تند و هیجانی نمایش و دقت در انتخاب کلام و واژهها از ویژگیهای دو کار نمایشی است که تاکنون از محمد مساوات دیدهایم. لذت اندیشیدن در هنگام تماشای «این یک پیپ نیست» را میتوان در اثر مساوات تجربه کرد.