گزارش رویداد۲۴ به بهانه سفر اخیر رئیسجمهور روسیه به تهران
تثبیت رفاقت یا تأمین منافع؛ پوتین از رابطه با ایران چه میخواهد؟
سفرهای متعدد پوتین به ایران را نباید با دیده احساسی نگریست بلکه باید بر مبنای واقعیات جامعه جهانی مشاهده کرد. هدف پوتین نه زیارت است و نه تبرک جستن، بلکه تأمین منافعی است که برای قدرت افزونتر روسیه و جایابی در آینده خاورمیانه موردنیاز است. لذا مسئولان جمهوری اسلامی باید بدانند در مراودات و ارتباطات خود با روسیه، به این کشور با نگاه طرف مقابل و شریک تجاری نگاه کنند که درصدد تأمین منافع خویش است و نه با نگاه دوست صمیمی و رفیق دیرین که درصدد لطف به کشور و ارتقای ایران است.

رویداد۲۴، محمدمهدی تولایی- در جهان سیاست و به ویژه در حوزه سیاست خارجی، آنچه که بهعنوان محور و مدار اصلی مورد توجه سیاستمداران واقعی قرار گرفته و میگیرد «منافع ملی» است. این منافع، عایداتی است که برای تأمین و نقد کردن آنها برای میهن خویش، هیچ جایگزینی نمیتواند مورد بحث قرار گیرد و هرگونه کوتاه آمدن از آنها، منجر به خسارات عظیمی خواهد شد.
به فراخور قدرتمندی اعضای جامعه جهانی، تبیین چارچوب منافع ملی و حدومرز آن، متفاوت است. کشوری که خود را قدرت منطقهای به حساب میآورد، چارچوب منافع ملی خویش را نیز در حوزه منطقه، تعریف میکند و خود را ذیحق در موضوعات منطقهای محسوب میکند و به ارائه مواضع خویش و حتی دخالت در امور منطقه میپردازد. به همین نسبت، کشوری که خود را قدرتی جهانی محسوب میکند، پهنه جهانی را البته با لحاظ اهم و مهم، مرز منافع ملی خویش تصور میکند و لذا در امور جهانی به اظهارنظر و دخالت میپردازد.
روسها خود را قدرتی جهانی محسوب میکنند؛ هرچند برخی نظریهپردازان، آنان را ابر قدرت منطقهای مینامند ولی پیشرفت روسیه در شاخصهای مهمی که نمایانگر قدرت یک کشور قدرتمند است حکایت از آن دارد که روسیه پس از شوروی، رویای احیای شوروی را در ذهن خویش میپروراند؛ احیای قطبی که بیش از 25 سال از فروپاشی آن میگذرد.
مسئولان روسیه با پسزمینه ذهنی قدرت شوروی و با تلاش مضاعف برای تأمین منافع ملی خویش، کوشیدهاند روسیه را بار دیگر بهعنوان قدرتی مؤثر در پهنه جهانی معرفی نمایند. کوششهایی که منجر به آن شده است که کوچکترین دریچهای که میتواند منفعتی حاصل کند را بسته نگه ندارند. برای روسها، تفاوتی نمیکند که با حسن روحانی به مذاکره بنشینند یا با دونالد ترامپ، با بنیامین نتانیاهو به توافق برسند یا با ملک سلمان، بلکه در تمامی این موارد، روسیه و منافع آن مهم است ولاغیر.
ضربالمثل رایجی را میتوان برای اقدامات روسیه به کار برد. ضربالمثلی که حکایت از اعتقاد قلبی و اقدام عملی روسها در موضوعات سیاست خارجی دارد. روسها معتقدند «هر آنچه از آنِ ماست که برای ماست، اما آنچه از آنِ شماست باید مشخص شود که چه مقدار از آن، برای ماست.» بر همین اساس، مشاهده میشود که مسئولان روسیه به موارد مرتبط با خویش، واکنش شدید نشان میدهند و برای کسب منفعت از موارد مرتبط با دیگران، پیشقدم در مذاکره میشوند.
سیاست روسیه را میتوان بهمثابه مغازهای «چهار نبش» در نظر گرفت؛ چراکه برای تأمین منافع خویش، به ماهیت طرف مقابل و تضاد و تقابل طرفهای مقابل خویش نمینگرد و تنها و تنها، عایدات خویش را مدنظر میگیرد. از سوئی برای ایران، نیروگاه اتمی میسازد تا از منافع روابط با ایران، بهرهمند شود، از سویی برای خوشایند آمریکا و حفظ ارتباطات و مراودات، به قطعنامههای تحریمی علیه ایران، رأی مثبت میدهد و اقدام به وتو نمیکند، از سوی دیگر ماهوارههای رژیم صهیونیستی را به فضا ارسال میکند، از سوی دیگر با گروههای فلسطینی به مراوده میپردازد، از جانب دیگر به مقابله با تروریستهای مهاجم به کشورهای همپیمان خویش، اقدام میکند و از جانب دیگر، به فروش سلاح به حامیآنهمان مهاجمان، اقدام میکند.
موارد فوقالذکر، بخشی از اقدامات روزانه سیاستمداران روس است؛ اقداماتی که تماماً در راستای منافع ملی روسیه است لذا باید دانست همانگونه که نمیتوان به هیچ کشوری در سیاست خارجی، اعتماد کرد به روسیه نیز نمیتوان اتکا کرد و اعتماد نمود.
درست است که جمهوری اسلامی ایران، پس از مواجهه با تحریمهای سخت و فلجکننده و سپس خروج از آن، آنهم با مشقت و دشواری فراوان، تلاش دارد با همکاری و گسترش ارتباطات با روسیه، برای عدم اجماع دوباره جهانی علیه خویش اقدام کرده و اقتصاد خود را به مراحلی از رشد برساند ولی مسئولان کشور باید بدانند که اتکای بدون پشتوانه به روسیه، خطر بزرگی است که در سادهترین حالت آن، ممکن است منافعی از کشور را بهصورت ناخواسته، در دامن روسیه بریزد که در آینده، حتی صحبت از آنهم برای کشور، هزینهساز باشد همانند سهم ایران از دریاچه مازندران.
سفرهای متعدد پوتین به ایران را نباید با دیده احساسی نگریست بلکه باید بر مبنای واقعیات جامعه جهانی مشاهده کرد. هدف پوتین نه زیارت است و نه تبرک جستن، بلکه تأمین منافعی است که برای قدرت افزونتر روسیه و جایابی در آینده خاورمیانه موردنیاز است. لذا مسئولان جمهوری اسلامی باید بدانند در مراودات و ارتباطات خود با روسیه، به این کشور با نگاه طرف مقابل و شریک تجاری نگاه کنند که درصدد تأمین منافع خویش است و نه با نگاه دوست صمیمی و رفیق دیرین که درصدد لطف به کشور و ارتقای ایران است.
تجربه نشون داده روسیه با هر کشوری دوست میشه یعنی نقشه هایی برای اون کشور کشیده شده و یعنی خطر
من اینو توی کامنتای زمان برجامم هم نوشتم ولی برای حرف یه شهروند عادی کسی تره خورد نمیکنه
روسیه به حدی به صدام نزدیک شد و بهش قول کمک و مساعدت داد که من میگفتم به خاطر این پشتیبانی روسیه محاله آمریکا به عراق حمله کنه و صدام رو برداره
ولی بعد از اینکه در ذهن صدام این توهم رو درست کرد که نگران نباش من باهاتم و دقیقا در آخرین لحظات پشت صدام رو خالی کرد
با قذافی هم همین کار رو کرد و قذافی فکر می کرد روسیه که هست نگرانی وجود نداره
حالا سوریه برای روسه مهمه به دلیل اینکه هم مرزن ولی ما باید حواسمون بهش باشه و همینجوری به کسی دلخوش نکنیم