داریوش قنبری در گفتگو با رویداد24:
ارتباطی بین احزاب و طبقات اجتماعی حاصل نشده است
نوع رفتاری که دولتها با احزاب سیاسی داشتند نیز در این عملکرد ضعیف دخیل است چرا که دولتها احزاب را رقبایی برای خود قلمداد میکردند در نتیجه احزاب را با موانع بسیاری از جمله جنگ روانی و تبلیغاتی مواجه و اجازه ندادند تا احزاب به شکل منسجمی به فعالیت بپردازند.

رویداد24: با نزدیک شدن به زمان انتخابات اسفند ماه احزاب سیاسی نیز کم کم به تکاپو افتاده اند حال به همین بهانه گفتگوی کوتاهی با داریوش قنبری عضو حزب مردم سالاری در مورد چرایی فصلی بودن احزاب در ایران داشته ایم:
به نظر شما چرا احزاب در ایران به معنای واقعی تاثیر گذار نیستند؟
باید به چند دلیل که چرا حزب یا احزابی به معنی واقعی کلمه در ایران شکل نمیگیرد، اشاره کرد، درست است که تشکلهایی در کشورمان فعالیت میکنند، اما این گروهها، حزب واقعی با استاندارهای تعریف شده در جهان یکی نیستند. دلیل اصلی عدم شکل گیری احزاب در کشور به فقدان پایگاه اجتماعی احزاب سیاسی در کشور مربوط میشود. چرا که جامعه ایران بر اساس جامعه طبقاتی تعریف نشده و این طبقات درهم ریخته هستند و از آن طرف احزاب هم طبقات اجتماعی را مورد نمایندگی قرار نمیدهند. بر همین اساس احزاب نماینده طبقه اجتماعی خاصی را یدک میکشند. متاسفانه در کشورمان بین احزاب و طبقات اجتماعی که سه جایگاه را تشکیل میدهند ارتباطی وجود ندارد. بنابراین اگر احزاب در ایران به صورت پوپولیستی از طرف جامعه یا همان طبقات اجتماعی و اقتصادی که گفتم سخن میگویند.
تاثیر عملکرد ضغیف احزاب در جامعه چیست؟
این موضوع باعث می شود تا ارتباطی بین احزاب و طبقات اجتماعی و اقتصادی حاصل نشود. به عقیده من، این مواردی که گفتم یکی از دلایل اصلی عدم شکلگیری احزاب سیاسی در کشور محسوب میشود. البته نوع رفتاری که دولتها با احزاب سیاسی داشتند نیز در این عملکرد ضعیف دخیل است چرا که دولتها احزاب را رقبایی برای خود قلمداد میکردند در نتیجه احزاب را با موانع بسیاری از جمله جنگ روانی و تبلیغاتی مواجه و اجازه ندادند تا احزاب به شکل منسجمی به فعالیت بپردازند. ایراد در فرهنگ سیاسی ایرانیها برای عدم تشکیل گروه، جریان و احزاب سیاسی هم تاثیر جامعه بر احزاب هست. متاسفانه عملکرد تاریخی برخی از احزاب باعث شده تا ذهنیتهای مناسبی راجع به آنها شکل نگیرد چرا که در طول تاریخ وابستگی بعضی از احزاب و گروهها به کشورهای بیگانه را میتوان یکی از دلایل بیاعتمادی بر شمرد، اما به نظر من، علت فقدان اصل تحزب در کشور بیتوجهی به احزاب سیاسی در سیستم انتخاباتی ایران است به این معنا که قانون انتخابات در کشورمان طوری تنظیم و تداعی شده که جایی برای حزب و از همه مهمتر فعالیت حزبی داخل قانون انتخابات وجود ندارد.
برای رفع مشکل ناکارآمدی احزاب چه باید کرد؟
متاسفانه انتخابات در ایران بر اساس انتخابات حزبی شکل نگرفته در حالیکه در کشورهای دیگر مردم به احزاب رای میدهند، اما در ایران چنین سیستمی حاکم نیست و به همین دلیل اصل تحزب در ایران پاسخگو نمیتواند باشد. اگر توجه کرده باشید اشخاصی که چهره هستند یا قابلیت برند بودن را دارند خود را در معرض رای مردم قرار داده و دیگر احساس نیازی به وجود حزب نمیکنند. بنابراین وقتی حزبی به معنای واقعی و حقیقی وجود نداشته باشد طبیعی است که گروهها، تشکلها و احزاب به سمت دوستانه و خانوادگی شدن پیش بروند. بنابراین این گونه احزاب، محافل دوستانه معرفی میشوند که هیچ شباهتی به احزاب واقعی ندارند. نظام پارلمانی و نخست وزیری بر اساس حزب تعریف شده تا مردم به احزاب رای بدهند، اما به عقیده من، باید در قانون انتخاباتی کشور برای احزاب جایگاه ویژه و مناسبی وجود داشته باشد تا مردم به اندیشه، تفکر و برنامه احزاب رای دهند. بنابراین اگر این تفکر رخ دهد و قانون انتخاباتی ایران متحول شود جای امیدواری است تا کم کم احزاب سیاسی بتوانند جایگاه اصلی و واقعی خودشان را در جامعه و کشور پیدا کنند.