تاریخ انتشار: ۰۸:۵۹ - ۰۴ آذر ۱۳۹۶
گزارش رویداد۲۴ به بهانه پایان کار داعش در خاورمیانه

سربلندی ایران در سایه تدبیر سرداران عرصه دیپلماسی و نظامی

اگر برجام نبود و قطعنامه‌های تحریمی در شورای امنیت لغو نشده بود، اینک ایران درگیر جنگی فرسایشی و پر تلفات بود که آینده ناخوشایندی را متصور می‌کرد؛ جنگی که هیچ‌گاه اجازه نمی‌داد دلاورمردان نظامی ایران، در سوریه و عراق با داعشی های خبیث به مبارزه بپردازند و آنان را به نابودی بکشانند. اگر توافق هسته‌ای نبود، با کوچک‌ترین آزمایش موشکی و با اولین شلیک به دیرالزور و با اولین حضور نظامی در کشورهای همسایه، قطعنامه‌های جدیدی علیه ایران، تصویب می‌شد و بر اجماع جهانی برای مقابله با ایران می‌افزود.
سربلندی ایران در سایه تدبیر سرداران عرصه دیپلماسی و نظامی
رویداد۲۴- شاید بتوان گفت نظام جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های اخیر و به مدد انتخاب عالمانه مردم و رهبری حکیمانه، حدیثی گران‌بها از امیرالمؤمنین(ع) را سرلوحه راهبردهای خویش قرار داده است تا از موانع ایجاد شده در مسیر رو به پیشرفت کشور بکاهد و مانع از قرار گرفتن در سرازیری سستی و ناتوانی شود. امیرالمؤمنین(ع) در این سخن حکیمانه می‌فرمایند: «کارهای بزرگ را به مردم پست و فرومايه سپردن، باعث زوال دولت‌ها است.»

برآیند حدیث مذکور آن است که سپردن کارهای بزرگ و مسئولیت‌های خطیر به افراد بی‌تجربه و پرمدعایی که بر اثر حادثه، در معرض مناصب قرار گرفته‌اند و نه بر اثر تخصص و کار بلدی، موجب مواجهه با مصائب و در نتیجه، سقوط دولت‌ها خواهد شد. چه بسیارند دولت‌ها در تاریخ که به‌واسطه توانمندی دولتمردان و حاکمان، برای کشور خویش، عظمت و سربلندی آفریدند و چه بسیارند حاکمانی که به دلیل ناتوانی و بی‌تجربگی، موجبات تحقیر کشور و ملت خویش را در جهان فراهم آوردند.

ایران اسلامی طی یک دهه اخیر، تجربیات گران‌بهایی را در سطوح بالای حکمرانی و کشورداری کسب کرده است که اعتنای به آن‌ها و سرمشق قرار دادن آن تجربیات، موجب تسریع در پیشبرد امور خواهد شد و بی‌توجهی و عدم اعتنا، ضربات جبران‌ناپذیری را نثار کشور و دولت خواهد کرد.

ایران کهن و صاحب شکوه، در طی سال‌های گذشته، شرایطی کاملاً متفاوت و متضاد را تجربه کرد که در دو سوی بردار، قابل نمایش است. از شرایط تحریم و تهدید به جنگ تا شرایط تعاون و فتح، از شرایط صدور قطعنامه‌های متعدد تا شرایط حمایت‌های جهانی، و از شرایط تضعیف مواضع تا شرایط تثبیت قدرت.

یک پژوهش ساده و برون‌نگر در موضوع فراز و نشیب‌های سیاست در طی سال‌های اخیر، گویای آن است که ایرانیان تصمیم گرفتند از زوال دولت خویش، ممانعت کنند و حاکمانی را بر مسند امر بگمارند که با تدبیر خویش، بار دیگر موجب سرافرازی ایران و ایرانی شوند.

تجربه نشان داده است که سرافرازی ایران در سایه گزینش افراد توانمند در حوزه‌های گوناگون مسئولیت است و سپردن کارها به چنین افرادی است که بر قدرت دولت‌ها می‌افزاید. نکته مهم در این موضوع، وجود افراد کار بلد و توانمند در صدر تمامی مسئولیت‌ها است، یعنی به نحوی چیدمان صورت گیرد که در مناصب کلان، افراد متخصص و برنامه‌ریزی قرار گیرند تا توازن مورد نظر رعایت شود و «کُمیت» مسئولیتی لنگ نزند. اگر بخش سیاسی کشور، قوی باشد ولی در بخش نظامی، توانایی وجود نداشته باشد، اگر بخش نظامی، قدرتمند باشد ولی دیپلماسی دارای ضعف باشد، و اگر هر بخشی از مناصب کشور، دارای مسئولان ناتوانی باشد، نظام‌ها و دولت‌ها در برآیند کلی، متضرر می‌شوند.

سال‌ها است که جمهوری اسلامی ایران در بخش نظامی، دارای توانمندی‌های بسیاری شده است و همین توانمندی‌ها و پیشرفت‌های روزافزون موجب شده تا جهانیان به قدرت نظامی ایران، اذعان داشته و آن را در ردیف قدرت‌های برتر منطقه محسوب کنند. همین قدرت نظامی و فرماندهی توانمند آن، زمانی قدرت مانور دارد و می‌تواند در مسیر ارتقا و پیشرفت، گام بردارد که مسئولان توانمندی نیز، مناصب سیاسی را بر عهده داشته باشند و هدایتگر صحیح امور سیاسی باشند. عکس این موضوع نیز صادق است. یعنی خبره‌ترین سیاستمداران نیز اگر بر صندلی تدبیر سیاست تکیه زده باشند ولی کشورشان از ضعف قدرت نظامی رنج ببرد، نمی‌توانند به شایستگی در مسیر تحقق اهداف کشور گام بردارند.

در سال‌های گذشته، ایران قدرتمند در عرصه نظامی، دچار سیاستمدارانی ناتوان شده بود که روز به روز بر مشکلات کشور می‌افزودند و دستاوردی جز قطعنامه‌های تحریمی نداشتند. با «ندانم‌کاری» و بی‌تجربگی، بهانه به دست مستکبران داده و ایران را به‌عنوان «خطر بین‌المللی» به جهانیان معرفی کردند. موجب تحمیل قطعنامه‌های تحریمی و فلج کننده‌ای به دولت و ملت ایران شدند که زدودن آثار آن‌ها حتی با توافق نیز سال‌ها زمان می‌برد. ایران را در مسیر سرگذشت خفت‌بار برخی کشورها قرار دادند که دچار سرشکستگی «نفت در برابر غذا» شدند. روز به روز بر حجم تهدیدات خارجی برای آغاز جنگ نظامی، افزوده می‌شد و دولتمردان ایرانی، با غفلت از اجماع جهانی علیه ایران، مشغول مذاکره بر سر مکان برگزاری مذاکرات برای قرائت بیانیه خود بودند. مشکلات حاصل شده از تحریم، تمامی ارگان‌ها از جمله نیروی نظامی کشور را درگیر خود کرده و جمهوری اسلامی را در عرصه حمایت از هم‌پیمانان خارجی، دچار مشکل کرده بود. 

با مشاهده مشکلات فراوان موجود و وضعیت بغرنج کشور، مردم فهیم ایران به انتخاب «تدبیر و امید» همت گماشتند و موجب تغییر اوضاع شدند. هنگامی که افراد توانمندی بر صندلی مسئولیت هدایت سیاست کشور تکیه زدند و توازن در مناصب سیاسی و نظامی حاصل شد، آنگاه مشکلات انباشته شده از گذشته، رو به حل‌وفصل نهاد.

اگر برجام نبود و قطعنامه‌های تحریمی در شورای امنیت لغو نشده بود، اینک ایران درگیر در جنگی فرسایشی و پر تلفات بود که آینده ناخوشایندی را متصور می‌کرد؛ جنگی که هیچ‌گاه اجازه نمی‌داد دلاورمردان نظامی ایران، در سوریه و عراق با داعشی های خبیث به مبارزه بپردازند و آنان را به نابودی بکشانند. اگر توافق هسته‌ای نبود، با کوچک‌ترین آزمایش موشکی و با اولین شلیک به دیرالزور و با اولین حضور نظامی در کشورهای همسایه، قطعنامه‌های جدیدی علیه ایران، تصویب می‌شد و بر اجماع جهانی برای مقابله با ایران می‌افزود.

اگر تدبیر دیپلمات‌های جان‌برکف نبود، موانع تحریمی و اقتصادی فراوانی وجود داشت که مانع از گستردن چتر اقدامات نظامی در سوریه و عراق می‌شد و محور مقاومت را به گسستگی می‌کشاند. اگر برجام نبود، «اس 300» هم تحویل نیروهای نظامی کشور نمی‌شد و بسیاری از تجهیزات نظامی و قطعات کاربردی نیز در مبدأ با قوانین تحریمی روبرو می‌شد.

به طور خلاصه باید نوشت که تدبیر سیاستمداران و دیپلمات‌های ایرانی با همت و شجاعت نظامیان وفادار در هم آمیخت و ایران را پیروز نبرد تحریم‌ها و قطعنامه‌ها، و پیروز نبرد با داعشی های جنایتکار کرد. 

سربلندی ایران را باید مرهون تدبیر ظریف‌ها و سلیمانی‌هایی دانست که با تخصص و تدبیر، افسار مسئولیت را در دست گرفتند و دلاورانه، از جان و آبروی خویش گذشتند تا گزندی به دولت و ملت ایران، تحمیل نشود و نظام جمهوری اسلامی، مسائل خود را یکی پس از دیگری حل‌وفصل نماید.
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha