دیده بان برج آزادی
رویداد۲۴-با حساب آفتابی که دیروز، پنجم دی ماه، تیغ زد عمر عزتالله فولادوند به 82 سالگی رسید. چشم بد دور. خانهاش آباد و چراغ زندگیاش روشن. از این عمر آبرومند، استاد دست کم 7 دهه را به زیارت معبد دانایی و دیده بانی از برج آزادی گذرانده است.هنوز هم تو گویی از فضیلت این زیارت مستمر و شکوه این دیدهبانی شرافتمند خسته نشده است. حالا وقت آن است که فرهنگ سرزمین ما برایش اسپند بر آتش بریزد و خطاب به او بگوید «زیارت قبول.» در تمام آثارمتنوع و رنگارنگی که از قلم گردن کلفت او ریخته آنچه مشترک است تکریم آزادی و ترویج دانایی بوده است. مثل مرغ مضطربی که در خانه، جوجههایی بیقرار و پرگو دارد، فولادوند به هر باغ و بیشهای که سرک کشیده بیدرنگ هوای لانه کرده است با چینهدانی از سوغات پربهای آزادی و دانایی. سروقت هر صاحب رأیی رفته کارش کشف نقشه گنج آزادی و دانایی در آثار آن اندیشمند بوده خواه پای کانت و هگل و هایک در میان بوده باشد یا تاکمن و اورول و یاسپرس و پوپر. در تسبیح پرمهره آثارترجمهایاش، ریسمانی که دانهها را به مهربانی و صلابت در کنار هم مینشاند ابریشم لطیف آزادی است. به این اعتبار استاد عزتالله فولادوند را میتوان «مترجم آزادی» نام داد. او در مسیر دشوار و دلهره آور ترجمه، آنقدر دنده پهن است که هیچ دست اندازی، دلزدهاش نکرده و آتش مهرش به دانایی سرد نشده و دشواری وظیفه دیدهبانی از برج آزادی را با بزرگمنشی تحمل کرده است. برای نسل ملتهبی که آرمانش آزادی و قبلهگاهش دانایی و آگاهی است کسی مثل عزتالله فولادوند آموزگاری بزرگ و بیرقیب است.در کشاکش تفسیرهای بیبنیاد از آرمان آزادی و رهایی، کسی خیال نمیکرد که باید سراغ این آرمانهای درخشان را از نویسندگان و مترجمان و آموزگاران فروتنی همچون عالیجناب عزتالله فولادوند بگیرد. آدرس صحیح لابلای آشوب ادعاها گم شده بود. اکنون که باران بند آمده و غبارهای وحشی از نفس افتادهاند و «راه» نمایان شده است فهمیدهایم فانوس برج آزادی از جایی حوالی منزل کسانی چون محمد علی فروغی و محمدحسن لطفی و محمدقاضی و… به ما چشمک میزند. این برج بلند و سرفراز، دیدهبانانی مرارت کشیده اما آبرومند دارد. عزتالله فولادوند از جمله این دیدهبانان است.