امریکن کانسروتیو تشریح کرد
خطر تصمیم برجامی ترامپ برای محور آمریکا-اروپا
محکمترین اتحاد آمریکا با نقطه بیبازگشت روبرو است. زیگمار گابریل، وزیر خارجه آلمان ماه گذشته در سخنرانی خیرهکنندهای گفت: «این واقعیت که آمریکا در حال تعدیل نقش خود در امور جهانی است، نمیتواند تنها به سیاستهای یک رئیسجمهور گرهخورده باشد. هیچ تغییر جدی در این فرآیند وجود نخواهد داشت، حتی پس از انتخابات بعدی.»

رویداد۲۴- محکمترین اتحاد آمریکا با نقطه بیبازگشت روبرو است. زیگمار گابریل، وزیر خارجه آلمان ماه گذشته در سخنرانی خیرهکنندهای گفت: «این واقعیت که آمریکا در حال تعدیل نقش خود در امور جهانی است، نمیتواند تنها به سیاستهای یک رئیسجمهور گرهخورده باشد. هیچ تغییر جدی در این فرآیند وجود نخواهد داشت، حتی پس از انتخابات بعدی.»
به گزارش رویداد۲۴ به نقل از امریکن کانسروتیو، آنچه زمانی تنها یک نجوا و زمزمه بود، حال آشکارا گفته میشود: اروپا در حال آمادهسازی خود برای جهان پساآمریکا است، حتی پس از پایان دوران دونالد ترامپ. و در یک چرخش شگفتآور، سرنوشت محور آمریکا-اتحادیه اروپا ممکن است به تصمیمات ترامپ در مورد توافق هستهای ایران در اواخر هفته جاری وابسته باشد.
بسیاری در ماه دسامبر که ضربالاجل کنگره برای اعمال تحریمهای جدید علیه ایران پایان یافت، نفسی از سر آسودگی کشیدند. آنها با خود گفتند توافق هستهای از یک چالش دیگر نجات یافت. اما خوشحالیها موقت بود. ترامپ میتواند طی هفته جاری با انجام ندادن هیچ کاری، این توافق را نابود کند. ما پیشازاین هم شاهد چنین اقدامی بودهایم، اما این بار روابط آمریکا با اروپا در مرکز این نمایش قرار دارد.
هر 120 تا 180 روز، آمریکا باید لایحه تعلیق تحریمهای ایران را تأیید کند. عدم انجام این کار از سوی آمریکا نقض توافق هستهای است و احتمالاً منجر به اقدامات تلافی جویانه تهران میشود که میتواند از بین رفتن کل این طرح ابتکاری را به دنبال داشته باشد. هر بار که زمان تأیید این لایحه رسیده، نگرانیها در مورد اینکه ترامپ با بیعملی خود از توافق خارج شود، افزایش یافته است.
این بار اما شرایط نگرانکنندهتر است. ترامپ در اکتبر با عدم تأیید پایبندی ایران به توافق، توپ برجام را به زمین کنگره انداخت. این اقدام باعث آغاز فرآیندی شد که به کنگره 60 روز زمان میدهد که تحریمهای جدید علیه ایران را آغاز کند یا بهواسطه دیگر اقدامات آن را «اصلاح» کند. ترامپ تأکید کرده بود اگر کنگره نتواند در این مورد تصمیم بگیرد، به توافق هستهای پایان میدهد.
اما این بار حفظ توافق هستهای فقط مربوط به سانتریفیوژ ها و بندهای پایان دهنده به محدودیتهای ایران نیست. بلکه در مورد این است که آیا اتحادیه اروپا، آمریکا را یک رکن نظم لیبرال بینالمللی خواهد دید یا ستون پنجمی که به دنبال سقوط اتحادیه اروپا است. توافق هستهای به تازهترین و شاید مهمترین توافق بینالمللی تبدیل شده که اتحادیه اروپا خواهان حفظ آن است و ترامپ به دنبال پاره کردنش: از توافق پاریس تا آینده ناتو، یکپارچگی اتحادیه اروپا، تأمین بودجه سازمان ملل و مسئله جایگاه قدس.
برای اروپا، دو واقعیت تازه، آشکار شده است. نخست، اگر اتحادیه اروپا در مورد توافق هستهای کوتاه بیاید، ترامپ یک توافق دیگر را هدف قرار خواهد داد، و بعد توافق دیگری و بعد دیگری، تا زمانی که حتی بنیان نظم فعلی بینالمللی نیز از ریشه برکنده شود. همین مسئله نهایتاً باعث شده که اتحادیه اروپا خطوطی را ترسیم کند و مقابل ترامپ بایستد. منطق میگوید، هرچه اتحادیه اروپا بیشتر صبر کند، صدماتی که ترامپ پیش از توقف وارد خواهد کرد، بیشتر خواهد بود. بنابراین، اتحادیه اروپا بهتر دید که موضع خود در مورد توافق ایران را مشخص کند تا اینکه منتظر بماند و شاهد جسور شدن ترامپ در آینده باشد.
بنابراین فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در نیمههای ماه دسامبر اعلام کرد که حفظ و اجرای توافق هستهای 2015 یک «الزام قطعی» است. وی تصریح کرد: «ما نمیتوانیم شاهد تضعیف اعتبار توافقنامه چندجانبهای باشیم که بهواسطه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل تأیید شده است.»
دومین واقعیتی که اروپا دریافته این است که: ترامپ یک ناهنجاری یا امری خلاف قاعده نیست. ممکن است که بیگانه سیاسی باشد اما برای آمریکا بیگانه نیست. ریاست جمهوری وی تجلی احساسات عمیقی است که مدتها پیش از ورود ترامپ به عرصه سیاسی نیز در ایالاتمتحده وجود داشته و همچنان –اگر به لحاظ سیاسی غالب نشود- مدتها بعد از ترک پست او نیز ادامه خواهد داشت. بنابراین، نه شکست انتخاباتی و نه استیضاح برای بازسازی «هنجار» آمریکا کافی نخواهد بود چراکه ترامپ بخشی از هنجار تازه آمریکا است.
زیگمار گابریل ماه گذشته آشکارترین نکته را در مورد تفکر تازه اروپا بیان کرد. او درحالیکه دولت ترامپ را به «کمک به توسعه استراتژیهای مشترکی که نظم لیبرال بینالمللی و سیستم تجارت جهانی را حفظ میکنند» ترغیب کرد، کاملاً آگاه بود که از نظر آمریکا، این جهان دیگر یک «جامعه جهانی نیست، بلکه عرصهای است که در آن ملتها، بازیگران غیردولتی و شرکتها برای پیشرفت میجنگند.»
شاید ترامپ با لغو توافق هستهای، شاهد جدایی جبرانناپذیر از اتحادیه اروپا باشد. اما حتی سرسختترین مخالفان توافق هم باید بدانند که با به خطر انداختن محور آمریکا-اتحادیه اروپا، بیش از آنچه برایش چانه زدهاند، نصیبشان خواهد شد.