نقد رویداد۲۴ بر تازهترین اثر «جیم جارموش»
«پترسون»؛ مدح قرائت شاعرانه از روزمرگی
اگر چه جارموش کارگردانی است که میتوان از جای جای فیلمهایش معنا بیرون کشید اما او مخاطبش را مسئول یافتن آن در فیلمهایش میداند. یک هرمنوتیک مصرّح که همه بینندگان را مسئولیتی دوباره میبخشد.

رویداد۲۴،حامد فرجی: اگر چه جارموش کارگردانی است که میتوان از جای جای فیلمهایش معنا بیرون کشید اما او مخاطبش را مسئول یافتن آن در فیلمهایش میداند. یک هرمنوتیک مصرّح که همه بینندگان را مسئولیتی دوباره میبخشد.
فیلم «پترسون» نیز از این قاعده کلی مستثنا نیست. فیلمی که به معنای دقیق کلمه میتوان آن را «مدح قرائت شاعرانه از روزمرگی» دانست.
فیلم «پترسون» روایت یک هفتهی زندگی یک راننده اتوبوس است به نام پترسون (آدام درایور)، که هر روز صبح حدود ساعت ۶ و پانزده دقیقه بدون صدای زنگ از خواب بیدار میشود و زندگیِ منضبطِ عاری از تکنولوژیاش را آغاز میکند. شعر میخواند و شعر میسراید. اشعاری عاشقانه که در حین رانندگی به خانه ذهنش سرازیر میشوند.
لورا (گلشیفته فراهانی)، همسرش هم زندگی را با خلاقیت رنگآمیزی میکند. گویی سکون همسر شاعر _ راننده اش با شور و هیجان او به تعادل سوق میرسد. نوعی «یین یانگ زناشوئی».
پترسون شعر را به جان روزمرگی میخوراند تا نظم هر روز با تموج شاعرانه بهم آمیزد و لورا سادگی پرهیجان پختن کیک و نواختن گیتار را طوری نشان میدهد که مملو از لذت زیستن میشود.
روایت فیلم هیچ پیچیدگی دراماتیکی ندارد و اتفاقا همین نقطه قوت آن است. روایتی کاملا ساده و کم تنش از یک روزمرگی عاشقانه و شاعرانه.
جارموش عاشق شعر و موسیقی است و این اولین فیلمش نیست که عشقش را فریاد میکشد. اما در «پترسون» شعر به کمک زندگی میآید. شعر دست زندگی را میگیرد تا از ابتذال روزمرگی نجات پیدا کند. دیگر همه ارکان زندگی از سادهترین تا پیچیدهترین آن، امری شاعرانه است.
در قسمتی از فیلم دختر بچهای ده ساله شعری را برای پترسون میخواند . شعری ساده که تمام همتش تزریق نگاه شاعرانه به بدن بیمار روزمرگی است:
آب از آسمان بارانی می بارد
مانند گیسوان سرازیر میشود
از شانههای یک دختر جوان
آبشار
در خیابان استخر به پا میکند
آینههای کثیف با ابرها
و ساختمانها در درون خودشان
روی سقف خانه من فرو میریزد
روی مادر من
روی موهای من
بیشتر مردم به آن، باران میگویند
فیلم به ما گوشزد می کند که اگر وجوه شاعرانه زیستنمان - دفتر شعر پترسون توسط سگش پاره پاره میشود- تکه تکه شد، باید دوباره آن را از نو سرود. همانطور که در انتهای فیلم مترجم و استاد ژاپنی دفتری سفید به پترسون هدیه میدهد تا از سرودن دست نکشد و ریشه درخت زندگی نخشکد.