تاریخ انتشار: ۰۸:۳۲ - ۲۴ دی ۱۳۹۶
نقد رویداد۲۴ بر تازه‎ترین اثر «جیم جارموش»

«پترسون»؛ مدح قرائت شاعرانه از روزمرگی

اگر چه جارموش کارگردانی است که می‎توان از جای جای فیلم‎هایش معنا بیرون کشید اما او مخاطبش را مسئول یافتن آن در فیلم‎هایش می‎داند. یک هرمنوتیک مصرّح که همه بینندگان را مسئولیتی دوباره می‎بخشد.
«پترسون»؛ مدح قرائت شاعرانه از روزمرگی
رویداد۲۴،حامد فرجی: اگر چه جارموش کارگردانی است که می‎توان از جای جای فیلم‎هایش معنا بیرون کشید اما او مخاطبش را مسئول یافتن آن در فیلم‎هایش می‎داند. یک هرمنوتیک مصرّح که همه بینندگان را مسئولیتی دوباره می‎بخشد.

فیلم «پترسون» نیز از این قاعده کلی مستثنا نیست. فیلمی که به معنای دقیق کلمه می‎توان آن را «مدح قرائت شاعرانه از روزمرگی» دانست.
 
فیلم «پترسون» روایت یک هفته‎ی زندگی یک راننده اتوبوس است به نام پترسون (آدام درایور)، که هر روز صبح حدود ساعت ۶ و پانزده دقیقه بدون صدای زنگ از خواب بیدار می‎شود و زندگیِ منضبطِ عاری از تکنولوژی‎اش را آغاز می‎کند. شعر می‎خواند و شعر می‎سراید. اشعاری عاشقانه که در حین رانندگی به خانه ذهنش سرازیر می‎شوند.

لورا (گلشیفته فراهانی)، همسرش هم زندگی را با خلاقیت رنگ‎آمیزی می‎کند. گویی سکون همسر شاعر _ راننده اش با شور و هیجان او به تعادل سوق می‎رسد. نوعی «یین یانگ زناشوئی».

پترسون شعر را به جان روزمرگی می‎خوراند تا نظم هر روز با تموج شاعرانه بهم آمیزد و لورا سادگی پرهیجان پختن کیک و نواختن گیتار را طوری نشان می‎دهد که مملو از لذت زیستن می‎شود.

روایت فیلم هیچ پیچیدگی دراماتیکی ندارد و اتفاقا همین نقطه قوت آن است. روایتی کاملا ساده و کم تنش از یک روزمرگی عاشقانه و شاعرانه.

جارموش عاشق شعر و موسیقی است و این اولین فیلمش نیست که عشقش را فریاد می‎کشد. اما در «پترسون» شعر به کمک زندگی می‎آید. شعر دست زندگی را می‎گیرد تا از ابتذال روزمرگی نجات پیدا کند. دیگر همه ارکان زندگی از ساده‎ترین تا پیچیده‎ترین آن، امری شاعرانه است.

در قسمتی از فیلم دختر بچه‎ای ده ساله شعری را برای پترسون می‎خواند . شعری ساده که تمام همتش تزریق نگاه شاعرانه به بدن بیمار روزمرگی است:

آب از آسمان بارانی می بارد

مانند گیسوان سرازیر می‎شود 

از شانه‎های یک دختر جوان

آبشار

در خیابان استخر به پا می‎کند

آینه‎های کثیف با ابرها

و ساختمان‎ها در درون خودشان 

روی سقف خانه من فرو می‎ریزد

روی مادر من

روی موهای من

بیشتر مردم به آن، باران می‎گویند

فیلم به ما گوشزد می کند که اگر وجوه شاعرانه زیستن‎مان - دفتر شعر پترسون توسط سگش پاره پاره می‌شود- تکه تکه شد، باید دوباره آن را از نو سرود. همانطور که در انتهای فیلم مترجم و استاد ژاپنی دفتری سفید به پترسون هدیه می‎دهد تا از سرودن دست نکشد و ریشه درخت زندگی نخشکد.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha