تاریخ انتشار: ۱۳:۵۴ - ۰۳ بهمن ۱۳۹۶

گفت‌و‌گو حلقه مفقوده جامعه

حسین موسوی تبریزی: این نوع گفت‌و‌گو در واقع همان عنصر گمشده اداره جامعه ما است که باعث شده تا افراد حاضر در قدرت عموماً در دوره‌های زمانی مختلف راهی را بروند که نقض‌کننده راه‌های رفته شده قبلی است

رویداد۲۴-حسین موسوی تبریزی: این نوع گفت‌و‌گو در واقع همان عنصر گمشده اداره جامعه ما است که باعث شده تا افراد حاضر در قدرت عموماً در دوره‌های زمانی مختلف راهی را بروند که نقض‌کننده راه‌های رفته شده قبلی است  حسین موسوی تبریزی دبیرکل مجمع محققین و مدرسین

این نوع گفت‌و‌گو در واقع همان عنصر گمشده اداره جامعه ما است که باعث شده تا افراد حاضر در قدرت عموماً در دوره‌های زمانی مختلف راهی را بروند که نقض‌کننده راه‌های رفته شده قبلی است و بعدی‌ها هم راهی را خواهند رفت که راه رفته شده امروز را نقض کند.

امروز در کشور تقریباً کسی نیست که به وجود بحران‌ها و مشکلات متعددی، از فساد اداری و ناکارآمدی ساختاری گرفته تا مسائل محیط زیستی معترف نباشد. به عبارتی در یک سطح گسترده بین نهادهای حاکم، فعالان سیاسی و اقشار مختلف مردم، سرفصل‌های اصلی مجموعه مشکلات کشور نظیر بیکاری، رکود، مسائل محیط زیستی، بحران نظام بانکی و... مورد پذیرش و شناسایی قرار گرفته‌اند.
ما مدت‌های نسبتاً زیادی است که درباره این دست مسائل سخن می‌گوییم اما نه تنها نتوانسته‌ایم تا اینجا بخشی از مشکلات را حل کنیم که حتی شاهد هستیم بر حجم این مشکلات نیز در بازه‌های زمانی مختلف افزوده می‌شود. با این شرایط باید بپرسیم گره کار ما کجاست؟ شاید نزدیک‌ترین پاسخ به جوابی صحیح اینگونه باشد که ریشه مشکلات ما عدم درک مشترک و تفاهم بر سر مسائل جامعه است. به عبارتی هر کسی صرفاً از جایی که خودش نشسته به مسائل جامعه نگاه می‌کند و عموم دیدها به مشکلات، دیدی یکطرفه و نه همه جانبه است.
در هیچ نظام سیاسی و حقوقی نمی‌توان تصمیم‌گیران و افرادی را یافت که از همه زوایا به مسائل نگاه کنند. در واقع این دید محدود نتیجه طبیعی محدودیت‌های انسانی است که از نظر زمان و توان تنها قدرت فهم قسمتی از مسائل را دارد. پس چگونه می‌شود که آن دید همه جانبه را به مجموعه‌ای از انسان‌ها که هر کدام زاویه دید خود به مسائل را دارند، بسط داد؟ پاسخ درست این پرسش روی آوردن به گفت‌و‌گو، تبادل نظر، مباحثه و اظهارعقیده با هدف رسیدن به یک تفاهم بر سر مشترکات است.
این نوع گفت‌و‌گو در واقع همان عنصر گمشده اداره جامعه ما است که باعث شده تا افراد حاضر در قدرت عموماً در دوره‌های زمانی مختلف راهی را بروند که نقض‌کننده راه‌های رفته شده قبلی است و بعدی‌ها هم راهی را خواهند رفت که راه رفته شده امروز را نقض کند. این وضعیت یک سیکل معیوب و بدون نتیجه در کشور ایجاد خواهد کرد، همان‌طور که تاکنون نیز ایجاد کرده است. در واقع گفت‌و‌گو فی‌نفسه خود راه‌حل مشکلات نیست بلکه مسیر عبور از این مشکلات را نشان ما داده و هموار می‌کند. بنابراین اگر ما صرفاً گفت‌و‌گو را به مثابه یک راه‌حل فرض کنیم، باز هم در اشتباه هستیم. در واقع راه‌حل‌های بنیادین آن تصمیماتی هستند که از دل گفت‌و‌گوهایی با هدف تفاهم بیرون آمده‌اند.
ما متأسفانه امروز در شرایطی نیستیم که همچنان بتوانیم در دامنه وسیعی از اختلاف‌نظرهای بنیادین به راه خود ادامه دهیم. مشکلات مبتلا به کشور بخوبی نشان می‌دهند که مسیر فعلی باید خیلی زود تغییر کند. انجام گفت‌و‌گوهایی ناظر به این تغییر مسیر در شرایط فعلی ما یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. گفت‌و‌گوهایی که به هیچ عنوان نیازی ندارند که معطوف به تغییر نگرش طیف‌ها و گروه‌های سیاسی باشند بلکه باید هدف آنها در چارچوب ایجاد بستری برای رسیدن یک درک متقابل و عمومی از سر فصل مشکلات کشور باشد. ما هم‌اکنون این درک متقابل را نداریم و هنوز نتوانسته‌ایم بر سر مسائل بنیادین خود تفاهمی مبنایی انجام دهیم.
حتی در ابرچالش‌هایی مانند فساد هم به نظر می‌رسد که گروه‌های مختلف تنها بر سر فصل موضوع اشتراک نظر دارند و یک قدم بعد از آن در شناسایی‌ ریشه‌های چنین فسادی به اختلافات جدی می‌خورند. این وضعیت در قبال اکثر مسائل کشور وجود دارد و همین است که ضرورت رفتن به سمت یک گفت‌و‌گوی سازنده در سطح سیاسیون فعال و تأثیرگذار جامعه الزامی می‌کند./

 

منبع: ایران آنلاین
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha