معرفی چهرههای جشنواره فیلم فجر
هادی حجازیفر؛ ستاره تازه سینمای ایران
ایستاده در غبار برای سینمای ایران یک اتفاق بود. اجرای رشکبرانگیز فیلم، توجه بینظیر کارگردان به جزئیات و روایتی نو و تازه از تاریخ باعث شد ایستاده در غبار مورد توجه همه اهالی سینما قرار بگیرد. اما به غیر از این مسائل فیلم یک برگ برنده دیگر هم داشت.

رویداد۲۴- مازیار وکیلی: ایستاده در غبار برای سینمای ایران یک اتفاق بود. اجرای رشکبرانگیز فیلم، توجه بینظیر کارگردان به جزئیات و روایتی نو و تازه از تاریخ باعث شد ایستاده در غبار مورد توجه همه اهالی سینما قرار بگیرد. اما به غیر از این مسائل فیلم یک برگ برنده دیگر هم داشت.
بازیگر نقش جاویدالاثر احمد متوسلیان. کسی او را نمیشناخت. کسی یادش نبود او زمانی نقشی کوتاه در فیلم مزرعه پدری مرحوم رسول ملاقلیپور ایفا کرده است. کسی تا قبل از آغاز تیتراژ فیلم اسم او را نمیدانست. او هادی حجازیفر بود. تئاتر خوانده بود و سالها در پلاتوها و کارهای دانشجویی زحمت کشیده بود. صبر کرده بود و انتظار کشیده بود تا اتفاقی که باید در زمان خودش بیاُفتد. آن اتفاق ایستاده در غبار بود. فیلم از صداهای واقعی استفاده میکرد.
حجازیفر دیالوگی نداشت و باید جوری لب میزد که صدای احمد متوسلیان با لبهایش همخوانی کامل داشته باشد. این بخش، سختترین قسمت اجرای این نقش بود. حجازیفر به خوبی از عهده این کار برآمده بود و این را میشد در صحنههای سخنرانی فیلم به وضوح مشاهده کرد. بازی حجازیفر در این فیلم چنان دقیق و درست بود که ناگهان نامش بر سر زبانها اُفتاد. بعد از ایستاده در غبار حجازیفر دیگر گمنام نبود. ستارهای تازه در سینمای ایران متولد شده بود. ستارهای که شبیه هیچکس نبود. یک پدیده نو و تازه بود که مشابهی نداشت.
حجازیفر داشت تبدیل به شمایل میشد. کافی بود بتواند با یک انتخاب درست دیگر این شمایل را تثبیت کند. آن نقش تثبیت کننده باز هم از سوی مهدویان به او پیشنهاد شد. ماجرای نیمروز بمب جشنواره سی و پنجم فیلم فجر بود. بمبی که ترکید و جنجال آفرید. ماجرای نیمروز نقل محافل سینمایی شد. فیلم تماشاگران را به دو دسته اصلی تقسیم کرد. موافقان و مخالفان. حد وسطی وجود نداشت. اما مخالفان هم نمیتوانستند کیفیت بینظیر فیلم را انکار کنند.
بخشی از این کیفیت بدون شک به بازیهای فیلم برمیگشت و گل سرسبد این بازیها هم به هادی حجازیفر تعلق داشت. کمال ماجرای نیمروز یک وسترنر پرشور بود. یک مرد که بهتر از هر کس دیگری اسلحه و قواعدش را میشناخت. بهتر از هر کسی میتوانست آن را در دستش بگیرد. شهر برایش کوچک بود. آرمانگرایی پاکباخته و متعصبی پرشور بود. این شور و حرارت و تپش را میشد در لحظه به لحظه بازی حجازیفر لمس کرد. بازی حجازیفر در ماجرای نیمروز آدم را یاد توشیرو میفونه هفت سامورایی میانداخت. او دقیقاً میفونه ماجرای نیمروز بود. با همان حس طنز کمنظیر که از میفونه سراغ داریم.
حجازیفر با همان نگاههای تیز و برنده و با همان تعضب و شور درست مثل میفونه نقش کمال را بازی کرد. درخشش بینظیر حجازیفر در این نقش هیچ شک و شبههای برای سیمرغ بلورین نقش دوم مرد باقی نگذاشت. همه فهمیدند جایزه برای حجازیفر است جز هیئت داوران. این جایزه انقدر قطعی بود که کسی دربارهاش چون و چرا نمیکرد. اما در روز اختتامیه جایزه از حجازیفر دریغ شد. داوریهای پارسال جشنواره فیلم فجر جنجالیترین داوری تمام ادوار این جشنواره بود. داوران بعضی از بدیهیات را در نظر نگرفتند تا همه اهالی سینما از داوریهای امسال شاکی باشند.
حجازیفر اما نجیبانه اعتراض کرد. هیچگاه هیاهو نکرد. آرام و سربه زیر به فعالیت خود ادامه داد و توانست جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مرد انجمن منتقدان را کسب کند. درخشش فوقالعاده حجازیفر باعث شد سیل پیشنهادات به سوی او سرازیر شود. پیشنهاداتی که همگی به لحاظ مالی وسوسهانگیز بود و خود حجازیفر در مصاحبهای گفته بود رد کردن این پیشنهادهای ضعیف اما وسوسهانگیز سختترین کاری است که او انجام میدهد. علیرغم پیشنهادهای متنوع و گوناگونی که به دست حجازیفر رسید او سعی کرد گزیده کار باقی بماند. اما با همه گزیده کاریهایش باز هم یکی از پرکارترین بازیگران جشنواره امسال است. او با سه فیلم در بخش مسابقه حضور دارد.
لاتاری بدون شک مهمترین فیلم حجازیفر در جشنواره امسال است. حجازیفر در این فیلم نقشی متفاوت از نقشهای قبلیاش بر عهده دارد. از تکه کوتاهی که از فیلم بیرون آمده مشخص شده که حجازیفر نقش موسی یک مربی رده پایین فوتبال را بر عهده دارد. نقشی که هنوز معلوم نیست چه جایگاهی در فیلم دارد و قرار است چه اتفاقاتی را در فیلم رقم بزند. اما کلیپهای کوتاهی که از این فیلم در فضای مجازی منتشر شده خبر از نقش متفاوت دیگری میدهد. نقشی که میتواند نقطه عطف دیگری را در کارنامه کم تعداد اما رشکبرانگیز حجازیفر رقم بزند.
در آن کلیپ کوتاه که از فیلم منتشر شد شاهد سکانسی از بازی حجازیفر مقابل فرخنژاد هستیم. سکانسی که در آن حجازیفر یکی از همان نگاههای نابش را تحویل فرخنژاد میدهد. نگاههایی جذاب و منحصربهفرد که بدل به امضای حجازیفر شدهاند. این نگاهها همان چیزی است که حجازیفر را بدل به پدیدهای متفاوت در سینمای ایران میکند. نگاهی از جنس نگاه کمال در سکانس پایانی ماجرای نیمروز. جایی که کمال میفهمد بچهای که در آغوش دارد فرزند رجوی است. این نگاهها همان چیزی است که کیفیت یک بازیگر را نشان میدهد و جنس اصل را از جنس بدل متمایز میکند. به نظر میرسد در لاتاری هم حجازیفر چندتایی از آن نگاههای درجه یک را برای مخاطب کنار گذاشته و توانسته نقش متفاوت دیگری را به کارنامهاش اضافه کند.
دومین فیلم حجازیفر در بخش مسابقه دارکوب بهروز شعیبی است. به نظر میرسد حجازیفر در این فیلم هم یکی از نقشهای فرعی را بر عهده دارد. منتها معلوم نیست این نقش چقدر در روند داستان تاثیرگذار است و در کلیت کار چه جایگاهی دارد. آیا یک مکمل تاثیرگذار در روند قصه است یا یک نقش دوم خنثی و بیاثر. اگر نقشی تاثیرگذار باشد میتوان اُمیدوار بود حجازیفر در این فیلم هم بدرخشد. خصوصاً آنکه پیش از این توانایی شعیبی را در گرفتن بازیهای متفاوت از بازیگران مختلف به خاطر داریم. رضا عطاران در دهلیز و مهدی هاشمی در سیانور متفاوتترین بازی چند سال اخیر خود را در فیلمی از بهروز شعیبی ارائه دادند و توانستند با هدایت درست بهروز شعیبی نقشهای ماندگاری را به کارنامه سینمایی خود اضافه کنند. با توجه به همین پیشینه است که میتوان اُمیدوار بود حجازیفر هم در فیلم شعیبی بدرخشد و بتواند با هدایت این کارگردان جوان و کاربلد بازی درخور توجهی ارائه دهد.
سومین فیلم حجازیفر در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر امسال به وقت شام ابراهیم حاتمیکیا است. جنس بازی حجازیفر به فیلمهای حاتمیکیا که لحنی حماسی دارند میخورد. به همین خاطر انتخاب او انتخاب درستی به نظر میرسد. نگرانی که وجود دارد تفاوت سنی نقش با حجازیفر است. تفاوتی که اگر حجازیفر نتواند آن را در بازیاش برجسته کند میتواند باعث از دست رفتن نقش شود. حجازیفر سال گذشته به حقش نرسید. به همین خاطر امسال اُمید فراوانی دارد تا به سیمرغ جشنواره فیلم فجر را به دست آورد. سیمرغی که اگر در زمان خودش به حجازیفر برسد میتواند او را در جایگاه متفاوتی بنشاند. جایگاهی که حق اوست.
حجازیفر استعداد کمنظیری دارد و نشان داده هوش زیادی هم برای انتخاب نقشهای بزرگ دارد. هوشی که میتواند به او کمک کند تا درخش کمنظیر سالهای اخیرش را ادامه دهد و بدل به یکی از موفقترین بازیگران سینمای ایران شود.