تاریخ انتشار: ۱۲:۳۹ - ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

نبرد پرچم‌ها و یک ورزشگاه چندپاره | روایت شاهدان عینی از جو ورزشگاه لس آنجلس

اولین بازی ایران در جام جهانی را باید «نبرد پرچم ها» نام گذاری کرد. نبردی که الزاما به معنای عدم تشویق تیم ملی یا حتی تسلط یک اپوزیسیون خاص بر فضای ورزشگاه نبود.

نبرد پرچم‌ها و یک ورزشگاه چندپاره | روایت شاهدان عینی از جو ورزشگاه لس آنجلس

رویداد۲۴ | بازی ایران و نیوزیلند در جام جهانی ۲۰۲۶ فقط یک مسابقه فوتبال نبود. برای بسیاری از ایرانیان، به‌ویژه در لس‌آنجلس، این بازی به صحنه‌ای تبدیل شد که در آن شکاف‌های سیاسی، خاطره‌های جمعی، نمادهای ملی و احساس تعلق به ایران، هم‌زمان کنار هم قرار گرفتند. بیرون ورزشگاه، گروه‌هایی از مخالفان سیاسی تلاش کردند فضای مسابقه را به صحنه تقابل سیاسی تبدیل کنند؛ اما روایت چند شاهد عینی نشان می‌دهد داخل ورزشگاه، با همه تنش‌های ابتدایی، در نهایت حمایت از تیم ملی بر فضای سیاسی غلبه کرد.

بیرون ورزشگاه؛ تلاش سلطنت طلبان برای تسلط بر فضا

لس‌آنجلس یا آن‌طور که بسیاری از ایرانیان می‌گویند «تهران‌جلس»، سال‌هاست یکی از مراکز اصلی تجمع ایرانیان خارج از کشور، به‌ویژه مخالفان جمهوری اسلامی، شناخته می‌شود. به همین دلیل، از ابتدا قابل پیش‌بینی بود که بازی ایران در این شهر، آن هم پس از ماه‌هایی پرتنش بعد از دی ماه و جنگ، فقط یک رویداد ورزشی باقی نماند.

چند شاهد عینی گزارش کرده‌اند که پیش از آغاز مسابقه، در چند نقطه بیرون ورزشگاه، گروه‌هایی از سلطنت‌طلبان و مخالفان جمهوری اسلامی تجمع کرده بودند. بر اساس این روایت‌ها، برخی از این افراد به تماشاگرانی که با پیراهن تیم ملی، پرچم رسمی ایران یا نشانه‌های حمایتی از تیم وارد محوطه ورزشگاه می‌شدند نزدیک می‌شدند، شعار می‌دادند، فیلم می‌گرفتند و در مواردی با فریاد و الفاظ توهین‌آمیز با آن‌ها برخورد می‌کردند.

یکی از روایت‌های منتشرشده از بیرون ورزشگاه، متعلق به تریتا پارسی است. او از برخورد تند و آزار کلامی با یک زن سالخورده ایرانی حکایت کرده است؛ زنی که ظاهراً به دلیل همراه نداشتن نماد سلطنتی یا استفاده نکردن از پرچم مورد نظر آن گروه، هدف توهین با بدترین الفاظ قرار گرفته بود. ویدئویی که تریتا پارسی منتشر کرده چنان رکیک است که قابل انتشار در این گزارش نبود.

در روایت دیگری نیز آمده که برخی از این افراد حتی با کسانی که صرفاً برای حمایت از تیم ملی آمده بودند، برخوردی خشن و تحقیرآمیز داشتند. این تصاویر، اگرچه تمام واقعیت جامعه ایرانیان خارج از کشور را نشان نمی‌دهد، اما نشان می‌دهد بخشی از فضای بیرون ورزشگاه با تلاش برای حذف نمادهای دیگر و تحمیل یک روایت سیاسی خاص همراه بوده است.

اقلیتی پرسروصدا، اما نه مسلط

با وجود این تنش‌ها، مجموعه روایت‌های شاهدان عینی نشان می‌دهد تعداد افرادی که تلاش می‌کردند فضای بیرون ورزشگاه را به نفع یک جریان سیاسی خاص مدیریت کنند، بسیار محدود بوده است. یکی از شاهدان نوشته است که بخش زیادی از آن‌ها حتی بیرون ورزشگاه مانده بودند و بلیت ورود نداشتند. شاهد دیگری نیز گفته جمعیت کسانی که بیرون ورزشگاه فحاشی می‌کردند، حدود چند ده نفر بود و نتوانستند فضای اصلی مسابقه را در اختیار بگیرند.

در اسلایدهای منتشرشده از روایت وحید عابدینی، فعال اصلاح طلبی که در ورزشگاه لس آنجلس حاضر بود نیز تأکید شده که «مشاهدات من چنین تصویری را تأیید نمی‌کند»؛ یعنی برخلاف روایت‌هایی که گاه در فضای فارسی‌زبان شبکه‌های اجتماعی ساخته می‌شود و ایرانیان خارج از کشور را یکدست و حامی یک جریان سیاسی مشخص نشان می‌دهد، آنچه در میدان دیده شده، تصویری بسیار متکثرتر بوده است.

کنترل امنیتی پرچم ها


بیشتر بخوانید: «تضمین فیفا» اسم رمز انصراف از جام جهانی | چگونه سفر جنجالی تاج به کانادا احتمال حذف داوطلبانه ایران را بیشتر کرد؟


یکی از نکات مهم در روایت‌های منتشرشده، نحوه کنترل ورودی ورزشگاه بود. به گفته شاهدان، نیروهای امنیتی و انتظامات هنگام ورود، افراد را کنترل می‌کردند تا فقط پرچم رسمی ایران وارد ورزشگاه شود. با این حال، برخی تماشاگران پرچم شیر و خورشید را نیز وارد ورزشگاه کرده بودند.

نبرد پرچم‌ها و یک ورزشگاه چندپاره | روایت شاهدان عینی از جو ورزشگاه لس آنجلس

همین موضوع نشان می‌دهد فضای ورزشگاه از نظر نمادهای سیاسی کاملاً یکدست نبود. برخی با پرچم رسمی ایران آمده بودند، برخی نماد شیر و خورشید همراه داشتند و برخی بدون نشانه سیاسی خاصی، صرفاً برای تماشای مسابقه و حمایت از تیم ملی در ورزشگاه حاضر شده بودند.

اما نکته مهم‌تر این است که داشتن نمادهای متفاوت لزوماً به معنای تقابل در داخل ورزشگاه نبود. به گفته شاهدان، بسیاری از کسانی که پرچم شیر و خورشید در دست داشتند نیز در نهایت تیم ملی را تشویق کردند و در لحظاتی کنار دیگر هواداران با شعار «ایران، ایران» همراه شدند.

داخل ورزشگاه؛ حمایت از تیم ملی غالب شد

روایت‌ها نشان می‌دهد داخل ورزشگاه، برخلاف فضای ملتهب بیرون، فضای غالب حمایت از تیم ملی ایران بود. یکی از شاهدان نوشته است: «جو کلی استادیوم با فاصله معنادار، جو حمایتی از تیم بود و ورزشگاه بعد از دو گل ایران منفجر شد از شادی.»

در روایت دیگری آمده که در چند دقیقه ابتدایی مسابقه، فضا کمی سنگین و نامطمئن بود. سکوها ناهماهنگ بودند، شعارها پراکنده بود و بخشی از جمعیت بیشتر نظاره‌گر بود تا همراه. در زمان پخش سرود ملی نیز صدای همخوانی و هم‌زمان صدای هو کردن شنیده شد، اما به گفته شاهدان، بخش بزرگی از جمعیت صرفاً نظاره‌گر بود. اکثر جمعیت با سرود ملی همخوانی نکردند؛ هو نکردند اما همخوانی هم در کار نبود، اما آنچه از منظر شاهدان عینی مسلم بوده این است که همراهی گسترده‌ای با شعارهای سیاسی دیده نمی‌شد.

با گذشت زمان، فضای ورزشگاه تغییر کرد. هرچه بازی جلوتر رفت، تشویق‌ها منسجم‌تر شد و پس از گل‌های ایران، شور و هیجان سکوها بالا گرفت. برخی شاهدان نوشته‌اند که بازیکنان از داخل زمین به تماشاگران اشاره می‌کردند که بلندتر تشویق کنند و سکوها با شور بیشتری پاسخ می‌دادند. در دقایق پایانی، حتی افرادی با پرچم‌های متفاوت کنار هم تیم ملی را تشویق می‌کردند.

نمادها متفاوت بود، اما نام ایران مشترک ماند

یکی از مهم‌ترین نتایجی که از مجموعه این روایت‌ها به دست می‌آید، فاصله میان تصویر رسانه‌ای و واقعیت میدانی است. در فضای شبکه‌های اجتماعی، گاه تصویری از ایرانیان خارج از کشور ارائه می‌شود که گویی همه آن‌ها ذیل یک گرایش سیاسی خاص تعریف می‌شوند. اما روایت شاهدان حاضر در ورزشگاه لس‌آنجلس نشان می‌دهد جامعه ایرانیان خارج از کشور متکثرتر از این تقسیم‌بندی‌های ساده است.

در ورزشگاه، هم پرچم رسمی ایران دیده می‌شد، هم نماد شیر و خورشید، هم تماشاگرانی که هیچ نشانه سیاسی خاصی نداشتند و صرفاً برای فوتبال آمده بودند. در عین حال، طبق این روایت‌ها، بخش قابل توجهی از همین تماشاگران، فارغ از اختلافات سیاسی، در لحظات حساس بازی تیم ملی را تشویق کردند.

یکی از شاهدان نوشته بود: «حمایت از تیم ملی ایران، فارغ از اختلاف‌نظرهای سیاسی، بخشی از مسئولیت و احساس تعلق ملی است.» این جمله شاید خلاصه همان چیزی باشد که در بخشی از ورزشگاه دیده شد؛ اینکه تیم ملی، مانند زبان فارسی، نام خلیج فارس و دیگر عناصر هویت ملی، متعلق به همه ایرانیان است و نمی‌توان آن را در مالکیت یک جریان سیاسی خاص قرار داد.

پرچم شیر و خورشید؛ نمادی تاریخی یا نماد سلطنت طلبی؟


بیشتر بخوانید: شیر و خورشید؛ شناسنامه هزارساله یک ملت


حضور پرچم شیر و خورشید در ورزشگاه یکی از نقاط بحث‌برانگیز این مسابقه بود. برخی از تماشاگران این نماد را بخشی از تاریخ ایران می‌دانستند و با آن در کنار دیگر هواداران تیم ملی را تشویق می‌کردند. در مقابل، بخشی از گروه‌های سیاسی بیرون ورزشگاه تلاش می‌کردند استفاده از این نماد را به نشانه مرزبندی کامل با پرچم رسمی و حتی تیم ملی تبدیل کنند.

وحید عابدینی هم به عنوان یک فعال سیاسی و هم به عنوان یک شاهد تأکید کرده که نباید همه کسانی را که از نماد شیر و خورشید استفاده می‌کنند، در یک دسته سیاسی قرار داد. واقعیت جامعه ایرانی بسیار متنوع‌تر از این تقسیم‌بندی‌هاست. می‌توان هم به پرچم رسمی کشور احترام گذاشت و هم تاریخ و نمادهای تاریخی ایران را به رسمیت شناخت، بدون آنکه ورزشگاه به میدان حذف و فحاشی تبدیل شود.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که یک نماد تاریخی، به ابزار فشار، تحقیر و حذف دیگران تبدیل می‌شود. برخوردهای توهین‌آمیز بیرون ورزشگاه با هوادارانی که پیراهن تیم ملی یا پرچم رسمی ایران داشتند، دقیقاً از همین نقطه آغاز شده بود؛ جایی که برخی تلاش کردند به جای همزیستی نمادها، یک روایت سیاسی خاص را بر همه تحمیل کنند.

ایرانیان حامی تیم ملی؛ فراتر از برچسب‌های سیاسی

برخلاف تصویری که برخی گروه‌های سیاسی تلاش کردند ارائه دهند، حمایت از تیم ملی در ورزشگاه لس‌آنجلس به معنای حمایت از یک جناح یا حکومت نیست. بسیاری از تماشاگران، با وجود دیدگاه‌های متفاوت سیاسی، تیم ملی را به عنوان بخشی از هویت جمعی ایران تشویق کردند.

یکی از روایت‌ها می‌گوید در داخل ورزشگاه، «هیچ شعاری جز ایران، ایران شنیده نشد» و تیم «اذیت نشد و خوب تشویق شد». حتی به گفته برخی شاهدان، نبود یک لیدر یا هماهنگ‌کننده برای سکوها باعث شد تشویق‌ها در ابتدا پراکنده باشد؛ وگرنه می‌شد از آن جمعیت، صدایی یکدست‌تر و پرشورتر برای حمایت از تیم ملی ساخت.

این تصویر با روایت بیرون ورزشگاه تفاوت دارد. بیرون، گروهی محدود تلاش می‌کردند مرز سیاسی بکشند؛ داخل، اکثریت تماشاگران با هیجان بازی همراه شدند و پس از گل‌های ایران شادی کردند.

همراهی غیرایرانی‌ها و فضای فوتبالی ورزشگاه

یکی از نکات جالب در روایت شاهدان، حضور قابل توجه هواداران غیرایرانی، به‌ویژه مکزیکی‌ها، برای تشویق ایران بود. یکی از حاضران نوشته بود تعداد مکزیکی‌هایی که برای حمایت از ایران آمده بودند «بسیار قابل توجه» بود و از آن‌ها با احترام یاد کرده بود.

این بخش از روایت نشان می‌دهد مسابقه، با وجود همه حاشیه‌های سیاسی، همچنان ظرفیت فوتبالی و انسانی خود را حفظ کرده بود. در داخل ورزشگاه، شور بازی، گل‌های ایران و هیجان جام جهانی توانست بخش زیادی از تنش‌های بیرونی را عقب براند.

شکست تلاش برای مصادره ورزشگاه

مهم‌ترین نتیجه‌ای که از این روایت‌ها می‌توان گرفت این است که تلاش برای ارائه تصویری یکدست از ایرانیان لس‌آنجلس به عنوان حامیان یک جریان سیاسی واحد، با واقعیت فاصله داشت. جامعه ایرانیان خارج از کشور، مانند جامعه داخل ایران، متکثر است و هیچ گروهی نمی‌تواند نماینده اکثریت مطلق آن باشد.

بیرون ورزشگاه، گروه‌هایی تلاش کردند با فحاشی، فیلم‌برداری، فشار روانی و برخوردهای تند، فضا را به سود خود مدیریت کنند. اما در داخل ورزشگاه، فضای غالب از آنِ کسانی بود که برای تماشای فوتبال و حمایت از تیم ملی آمده بودند. حتی بسیاری از کسانی که نمادهای متفاوت داشتند، در نهایت کنار هم ایران را تشویق کردند.

اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمالاً در مسابقات آینده ایران، هواداران بیشتری با آرامش وارد ورزشگاه خواهند شد و حمایت از تیم ملی گسترده‌تر خواهد شد؛ نه به معنای حذف اختلافات سیاسی، بلکه به معنای پذیرش این واقعیت که در لحظاتی، نام ایران می‌تواند از مرزهای سیاسی عبور کند.

ورزشگاه؛ آینه جامعه ایرانی

بازی ایران و نیوزیلند در لس‌آنجلس نشان داد جامعه ایرانی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، یکدست نیست. شکاف‌ها، اختلافات و زخم‌های سیاسی واقعی‌اند، اما در کنار آن‌ها هنوز چیزی به نام احساس تعلق به ایران وجود دارد؛ احساسی که می‌تواند در لحظه‌هایی مثل گل تیم ملی، جمعیتی متکثر را کنار هم قرار دهد.

بیرون ورزشگاه، فحاشی و برخوردهای خشن تلاش کردند این احساس مشترک را تخریب کنند. داخل ورزشگاه اما فوتبال، دست‌کم در بخش بزرگی از بازی، توانست فضای دیگری بسازد؛ فضایی که در آن تماشاگرانی با نمادهای متفاوت، برای یک تیم فریاد زدند: ایران.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: جام جهانی 2026
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha