نقد رویداد۲۴ بر فیلمهای روز چهارم سیوششمین جشنواره فیلم فجر
چهار راه استانبول؛ تلاش برای دستیابی به سینمایی بهتر
کیایی به دنبال سینمایی بهتر است. سینمایی که هم گیشه را داشته باشد هم مخاطب جدیتر را راضی کند. منتها این اصرار به پشت سر هم فیلم ساختن ممکن است کارنامه کیایی را دچار نوسان کند.

رویداد۲۴،مازیار وکیلی: کیایی کارگردان کاربلدی است. ریتم میشناسد و بلد است فیلمنامههای جذاب و خوش ریتم بنویسد. بدون تعارف برای گیشه فیلم میسازد منتها فیلمی که مخاطب بعد از تماشای آن شرمنده نمیشود.
کیایی به دنبال یک سینمای میانه است. دوست دارد فیلمهایی بسازد که در عین حفظ مخاطب و فروش خوب از کار دربیاید و خوشساخت باشد. مثل فیلمهای جریان اصلی سینمای آمریکا. فیلمهایی که محصول کمپانیهای بزرگ هالیوودی هستند و ستارهها در آن به ایفای نقش میپردازند اما میشود ردپای خلاقیت کارگردان را هم در آن دید. مسیری که کیایی انتخاب کرده مسیر درستی است.
سینمای ایران به شدت به فیلمهایی شبیه فیلمهای کیایی احتیاج دارد. با ساخت چنین فیلمهایی است که سطح سلیقه عمومی بالا میرود و مخاطب با انتخابهای بهتری مواجه میشود. اما در این مسیر نوسان هم وجود دارد.کیایی گاهی مثل خط ویژه و ضدگلوله فیلمهای خوبی میسازد و گاهی مثل بارکد و عصر یخبندان فیلمها خوب از کار در نمیآیند.
از این منظر چهار راه استانبول متوسطترین فیلم کیایی است. نه به بدی بارکد و عصر یخبندان است و نه به خوبی خط ویژه. فیلم خوب شروع میشود. شخصیتهای پرتعدادش را درست معرفی میکند. ریتم و تمپو مناسبی دارد و حوصله تماشاگر را سرنمیبرد. ارتباط بین شخصیتها را مشخص میکند و با منطق نسبتاً درستی آدمها را به ماجرای پلاسکو ربط میدهد.
اما بعد از اینکه فیلم وارد پلاسکو میشود ایدههایش ته میکشد و به شعار رو میآورد. فیلم از اینجا نمیتواند ریتم ابتدایی را حفظ کند و ماجراهایش غیرمنطقی میشود. اینکه بهمن، احد و لادن چگونه از آن مهلکه فرار میکنند نشان داده نمیشود و این ابهام باعث میشود ماجراهای بعدی فیلم هم غیرمنطقی جلوه کند. تغییر رفتار فرنگیس و شعارهای بهمن درباب لزوم توجه به تولیدات داخلی خیلی سطحپایینتر از چیزی است که بتواند فیلم را جذاب نگه دارد. مشخص است کیایی ساخت فیلمهای پر شخصیت را دوست دارد.
اما بعضی از شخصیتهای فیلم چهار راه استانبول زائد هستند. خواهر لادن و همسرش نقش خاصی در داستان ندارند و فقط فیلم را شلوغ کردهاند. این شلوغی باعث شده فیلم چند شاخه شود و منسجم نباشد. همین عدم انسجام باعث شده فیلم خیلی سریع از روی وقایع بگذرد. این عدم تمرکز باعث شده فیلم یکدست نباشد. شعارهای فیلم هم در باب جانفشانی آتشنشانها در ماجرای پلاسکو قطعا درست است اما شکل و اجرا خوبی ندارد. تاکید روی آن زیاد است و این تاکید زیاد باعث شده اصل قضیه هم لوث شود. کیایی با خط ویژه نشان داده بود خوب بلد است درباره یک گروه ناموزون داستان بنویسد. بلد است جمع را جوری در داستان هدایت کند که به انسجام داستان آسیبی وارد نشود. اما در چها راه استانبول نتوانسته یکدستی فیلمنامه را حفظ کند و به پراکندهگویی افتاده. مدام بین شخصیتهای پرتعداد فیلم میچرخد و از این شاخه به آن شاخه میپرد تا ریتم را از دست ندهد. اما این تعدد شخصیتها بلای جان فیلم شده و باعث شده سررشته کار از دست کیایی در برود.
فیلمهایی مثل کامیون و جاده قدیم به خاطر داستانهای کم بنیه خود ضربه خوردهاند. مشکل فیلمی مثل چهار راه استانبول دقیقاً برعکس است. فیلم داستان زیاد میآورد. داستان فیلم انقدر فربه و چاق است و انقدر شخصیت و حواشی دارد که کارگردان از داستان جا میماند. نمیتواند ایدههای خوبی برای جلو بردن داستانش پیدا کند. هدفش مشخص بوده اما در راه رسیدن به این هدف در دستانداز افتاده و نتوانسته با سرعت مطمئن این مسیر را طی کند. چهار راه استانبول بزرگترین ضربه را از فربهگی داستان خورده. داستان انقدر حجیم و فربه شده که نویسنده برای جمع کردن چنین داستان حجیمی ایده خلاقانه کم آورده و نتوانسته فیلمنامهای بنویسد که تمام داستان را پوشش دهد.
کیایی برای اینکه داستانش را پیش ببرد رو به شعار آورده و شعارها برای فیلمش بدل به سم مهلکی شده که کل داستان را از رمق انداخته است. اینکه وسط فیلمی با این سر و شکل ناگهان یکی از شخصیتها یادش بیافتد که از لزوم توجه به تولیدات داخلی حرف بزند زیادی سطحی و دمدستی است. هم لوس است و هم ربطی به داستان ندارد. به این مسئله اضافه کنید تغییر ناگهانی شخصیت فرنگیس و پایانبندی فیلم را که هر دو بسیار عقبتر از داستان فیلم میایستند.
کیایی به دنبال سینمایی بهتر است. سینمایی که هم گیشه را داشته باشد هم مخاطب جدیتر را راضی کند. منتها این اصرار به پشت سر هم فیلم ساختن ممکن است کارنامه کیایی را دچار نوسان کند. کیایی نویسنده خوبی است. بلد است ریتم را روی کاغذ دربیاورد. منتها شتابی که برای ساخت فیلم دارد باعث میشود که نتواند روی فیلمنامه به خوبی تمرکز کند و همین عدم تمرکز باعث میشود فیلمهایش متوسط باشند نه خوب.
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط