نقد رویداد۲۴ بر فیلمهای روز پنجم جشنواره فیلم فجر
خجالت نکش؛ یک کمدی نازل دیگر
توقع من از رضا مقصودی به عنوان نویسنده لیلی با من است خیلی بیشتر از این حرفها بود. کسی که فیلمنامه کمدی درخشانی مثل لیلی با من است را نوشته چرا باید برای اولین فیلمش چنین داستان مبتذل و سطح پایینی را انتخاب کند؟ داستانی که قرار است با چندتا تیکه سیاسی و مقدار متنابهی پرتاب کفش و دمپایی از تماشاگر خنده بگیرد ارزش ساخت دارد؟

رویداد۲۴- مازیار وکیلی: توقع من از رضا مقصودی به عنوان نویسنده لیلی با من است خیلی بیشتر از این حرفها بود. کسی که فیلمنامه کمدی درخشانی مثل لیلی با من است را نوشته چرا باید برای اولین فیلمش چنین داستان مبتذل و سطح پایینی را انتخاب کند؟ داستانی که قرار است با چندتا تیکه سیاسی و مقدار متنابهی پرتاب کفش و دمپایی از تماشاگر خنده بگیرد ارزش ساخت دارد؟
فیلم میکس زاپاس و ایران برگر است با مقداری تیکه سیاسی و حرفهای بیهوده و یک داستان حاملگی. مشکل فیلم این است که به اندازه همان فیلمها مبتذل و به درد نخور است و بیشتر از آن فیلمها لوس و بینمک. قرار است به رقصیدن جلف و سبک مهرانفر بخندیم، اما به جای خنده منزجر میشویم. قرار است مثلاً پرتاب لنگه کفش توسط شبنم مقدمی به سمت مهرانفر خندهدار باشد که مشخص است خندهدار نیست.
بارها نوشته و گفتهایم که ساخت کمدی خیلی سختتر از یک درام اجتماعی است. هوش زیاد و حوصله فراوان میخواهد. باید قریحهاش را داشت تا شوخیها به دام ابتذال نیفتند. مقصودی با نوشتن لیلی با من است ثابت کرده قریحه لازم برای نوشتن یک کمدی خوب را دارد اما در خجالت نکش خبری از آن قریحه نیست. جای آن قریحه را صحنههای مبتذلی گرفته که بیشتر چندشآور هستند تا خندهدار.
چنین داستان بیطراوت و بیظرافتی بیشتر به درد ساخت یک تله فیلم معمول میخورد تا یک فیلم بلند سینمایی. عجیب است که مهرانفر و مقدمی به عنوان دو بازیگر توانا حاضر شدهاند در چنین فیلم سطح پایینی بازی کنند. فیلمی که نه تنها افتخاری برای کارنامه بازیگری آنها به حساب نمیآید بلکه نقطه تاریکی در کارنامه آنهاست. نقطه تاریکی که میتواند کل کارنامهشان را زیر سوال ببرد. مهرانفر لحظهای احساس نکرده این رفتارهای جلف باعث خنده نمیشود؟ مقدمی احساس نکرده این لهجه معمولی و سطح پایین افتخاری برای او نیست؟ این نقشها چه چیزی داشتهاند که این دو نفر حاضر شدهاند در آن بازی کنند؟ اگر بحث بر سر اثبات توانایی بازیگری است ارسطو برای کل کارنامه مهرانفر و شخصیت کوتاه نفس برای کارنامه مقدمی کافی هستند. دیگر چه اصراری است که فیلمهایی بازی کنند که کل این کارنامه را زیر سوال ببرند؟
خجالت نکش بیش از آنکه یک کمدی سرحال و جذاب باشد فیلم کم رمقی است که از خنداندن تماشاگر عاجز است. شوخیهای سیاسی فیلم را هم جدی نگیرید. این شوخیهای بینمک سیاسی به این دلیل در فیلم گنجانده شدهاند که کارگردان پشت آنها سنگر بگیرد. این شوخیها برای این در فیلم گنجانده شدهاند تا کارگردان با تکیه بر آنها بتواند مدعی ساخت یک کمدی متفاوت شود. چقدر باید واژه «ما میتوانیم» در فیلم تکرار شود تا کارگردان باور کند کافیست. چقدر باید دمپایی پرت شود تا کارگردان متوجه شود استفاده از این شوخی نازل بس است. چقدر باید قنبر شوخیهای جنسی انجام دهد تا کارگردان باورش شود این صحنهها با چنین اجرای نازلی خنده دار نیستند.
مشکل در داشتن ذوق و قریحهای است که در خجالت نکش وجود ندارد. قریحهای که ناجی فیلم درخشان لیلی با من است بود. در آن فیلم داستان با پیوند ظریفش با طی طریقی عارفانه چنان روان و بیلکنت پیش میرفت که ما ذرهای از تحول پایانی صادق مشکینی دلزده نمیشدیم. اما اینجا یک داستان تکراری با کمدیهای روستایی دهه چهل و مقداری شوخی جنسی ترکیب شده تا از تماشاگر خندهای بگیرد که نمیتواند. از نویسنده با تجربهای مثل مقصودی بعید است که برای خنداندن تماشاگر دست به چنین کارهایی بزند.
تعجب بعدی از حضور این فیلم در بخش مسابقه است. انتخاب چنین فیلمی با این حجم از شوخیهای ضعیف نشان میدهد هیئت انتخاب بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر کار خودش را درست انجام نداده است. شاید اصرار بر این بوده که جنس فیلمهای جشنواره فیلم فجر جور باشد و برای جور بودن جنس جشنواره دو فیلم کمدی را هم به بخش مسابقه اضافه کردهاند. وگرنه با هیچ منطق و تحلیلی جای کمدی نازلی مثل خجالت نکش در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر نیست.
از اجاره نشینها و نان، عشق، موتور هزار رسیدهایم به خجالت نکش. داستان کمدی ساختن در سینمای ایران قصه پر غصهای است که پایانی ندارد. خیلی وقت است دلمان لک زده برای تماشای یک کمدی خوب روی پرده سینما. برای خندیدن بیشرمندگی. برای لذت بردن و سرگرم شدن با یک کمدی سطح بالا. به نظر میرسد داشتن چنین آرزویی فعلا محال است. شاید سالهای آینده کمدیهای خوبی ساخته شوند که ما هم به آنها بخندیم. ولی تا اطلاع ثانوی باید این کمدیهای بی در و پیکر را تحمل کنیم تا شاید در آینده فرجی حاصل شود و یک کمدی خوب ببینیم.
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط