سنگفرش هر روستا از طلاست
رویداد۲۴-از پدیدههای شبکههای اجتماعی هفتههای اخیر، مهاجرت معکوس پدر جوان متخصص و استاد دانشگاه معتبری بود که بعد از مسافرتی خانوادگی از تهران به یکی از روستاهای شمال کشور از آرامش آن روستا به وجد آمده و با خود فکر کرده بوده آیا میشود نه برای ایام بازنشستگی که از همین حالا در این روستا زندگی و کار کرد؟ او همان روز این ایده را با همسرش طرح کرده و دیده بود اتفاقاً همسرش هم به همین موضوع فکر کرده است...
از پدیدههای شبکههای اجتماعی هفتههای اخیر، مهاجرت معکوس پدر جوان متخصص و استاد دانشگاه معتبری بود که بعد از مسافرتی خانوادگی از تهران به یکی از روستاهای شمال کشور از آرامش آن روستا به وجد آمده و با خود فکر کرده بوده آیا میشود نه برای ایام بازنشستگی که از همین حالا در این روستا زندگی و کار کرد؟ او همان روز این ایده را با همسرش طرح کرده و دیده بود اتفاقاً همسرش هم به همین موضوع فکر کرده است. حالا بعد از چند ماه که از آن روز میگذرد این خانواده با وجود همه چالشها زندگی در روستا را آغاز کردهاند و البته با ایدهپردازی و کارآفرینی پیگیر توسعه روستا و تبدیل آن به روستای دوستدار محیط زیست هستند. ما با این متخصص تماس گرفتیم اما او به ما گفت هنوز در آغاز کار است و ترجیح میدهد وقتی برنامههایش به بار نشست گفتوگو کند با این حال این سوژه بهانهای شد که ما در گفتوگو با احسان سلطان محمد لو دانش آموخته کارآفرینی و امیر حسین ایمانیزاده دکترای مدیریت گردشگری، کارآفرینی در روستا بویژه از منظر گردشگری را به بحث بگذاریم.
گاهی یک جوان روستایی کلی گردشگر از آلمان میآورد
احسان سلطان محمد لو - دانش آموخته کارآفرینی: همسایگی گردشگری روستایی و کارآفرینی نسبت به دیگر علوم میان رشتهای دیگر بسیار جوان است و شاید ذهن خیلی از افراد نتواند ربطی میان کارآفرین بودن آن هم در روستا ببیند. در خیلی از کشورها تئوری سازیهای فراوانی در این عرصه انجام شده تا به فرمولهایی برای اثبات ارتباط و نوع ماهیت ارتباط برسند. چیزی که در واقعیت وجود دارد و حتی خود شخص روستایی هم خیلی ساده میتواند به آن برسد این است که شاید بتواند از امکان بکر و طبیعت یا معماری روستا، غذاهای محلی یا رسم و آیینها پول درآورد، چیزی که تا دیروز شما بهعنوان پول به آنها نگاه نمیکردید. در واقع ما میتوانیم کاملاً خود را محصور در کلیشهها کنیم – حتی کلیشههایی که حق داریم آنها را بازگو کنیم - و مثلاً حرف از فقدان زیرساخت یا امنیت سرمایه گذاری بزنیم اما شما در همین فضا میبینید یک جوان روستایی با یک چرخش ذهنی در کویر آمده و حالا با کلی گردشگر از آلمان حشر و نشر دارد چون زبان بلد است یا یاد گرفته، روابط عمومی خوبی دارد و میداند در چه زمانی به کدام نیاز این گردشگر جواب بدهد. این دیگر خلاقیت شماست وگرنه میشود همیشه بساط نالیدن را پهن کرد. اما اگر از آن طرف هم نگاه کنیم میبینیم ما نمیتوانیم صرفاً به خلاقیتهای فردی دل ببندیم. ما نیاز به ابتکارهای سازمانی هم داریم، یعنی شبکهای که این علاقهمندان و استعدادها را شناسایی و به همدیگر متصل کند. این میشود آن ارتباط منطقی میان کارآفرینی و گردشگری روستایی. تقویت این ارتباط باعث میشود خیلی از مشکلاتی که افراد در روستاها متحمل میشوند کاسته شود. از مزایای این پیوند با ارزش میتوان به زایش مشاغل جدید برای روستاییان، توسعههای فرهنگی و اجتماعی، بالا رفتن استانداردهای زندگی روستایی، افزایش اعتماد به نفس مردم محلی و... اشاره کرد.
بازاریابی دهان به دهان و کسب و کارهای روستایی
مدل «کارآفرینی - گردشگری روستایی» تفاوتها و شباهتها با مدلهای مرسوم کارآفرینی دارد. برای مثال کارآفرینان روستایی در ابتدای شروع کسب و کار عموماً اهداف غیراقتصادی دارند - مثلاً از روی خیرخواهی به یک گردشگر جا یا غذا میدهند - اما به مرور زمان و با رونق و استقبال روی منافع مالی این حوزه هم متمرکز میشوند. گاه کسب و کارهای مبتنی بر گردشگری روستایی نیاز به کمترین نیروی انسانی و بودجه مالی پایینی دارند که ریسک سرمایه گذاری را پایین میآورد چون برای گردشگران بیشتر از اینکه کمیت مورد توجه باشد، کیفیت محل گردشگری و خدمات مهم است. به همین دلیل گاه با کمترین سرمایه اولیه، بیشترین درآمد برگشتی را در این حوزه میتوان پیشبینی کرد. ویژگی مهم دیگر در گردشگری روستایی مربوط به بازاریابی است. در بحث بازاریابی نیز شیوههای مورد استفاده در کارآفرینی گردشگری این پتانسیل را دارد که شبکه قوی از مشتریان فعلی ایجاد کند. شاید جالب باشد بگویم پژوهشگران تحقیقاتی درباره مدلهای مناسب بازاریابی برای کسب و کارهای وابسته به گردشگری روستایی انجام دادهاند و به نتایج جالبی رسیدهاند. یافتههای جدید نشان دادهاند که 53.1 درصد کسب و کارهای کوچک گردشگری با استفاده از تبلیغات دهان به دهان گسترش مییابند یعنی فقط با حرف و تعریف مشتریان! و حتی در بسیاری از موارد این نوع بازاریابی را تنها راه رشد و گسترش یک کسب و کار روستایی شناختهاند. بر این اساس اکثر کسب و کارهای کوچک گردشگری روستایی با کمترین سرمایهها ایجاد میشوند.
چرا روستاییان ما در توسعه کسب و کار موفق نبودند؟
برای تداوم و محکم کردن پیوند این دو مبحث باید موانع و عواملی اصطکاکی را میان آن دو از بین برد. از آنجایی که بیشتر کسب و کارهای استوار بر گردشگری روستایی به صورت سنتی و خانوادگی اداره میشوند، شاید ناآگاهی از مباحث علمی چرخاندن یک کسب و کار مانعی باشد در این راه. بیشتر کارآفرینان روستایی به علّت سبک زندگی خاص و در دسترس نبودن آموزشهای ابتدایی کسب و کار، در توسعه کارآفرینی خود با مشکلاتی مواجه میشوند. با توجه به این مسأله آموزشهایی در حوزه مدیریت و توسعه برای کارآفرینان این نوع کسب و کارها لازم است همچنین ماهیت فصلی بودن گردشگری روستایی نگرانیهایی را برای کارآفرینان گردشگری روستایی پدید میآورد. در این میان آموزش کارآفرینی به این افراد کمک میکند تا خود را با ماهیت فصلی انطباق داده و منابع درآمدی جدید و جایگزینی در طول این فصول داشته باشند. به زبان ساده بستر نوآوری اینجا معنا پیدا میکند تا فرد برای نجات کسب و کارش دست به خلاقیت بزند. به طور مثال افرادی که برای نخستین بار از ایدههایی برای ارائه کالا و خدمات مختص این فصلها یا از تورهای فصلی ارزان قیمت برای گسترش کسب و کارهایشان استفاده کردند نمونه کارآفرینان خلاق این حوزه هستند، از این زاویه لازم است که کارآفرینان و افراد محلی برای توسعه کسب و کار محلی خود از مهارت و دانش کارآفرینی کافی برخوردار باشند، در غیر این صورت به مرور زمان موقعیت کسب و کارشان به خطر خواهد افتاد و از سوی رقبا حذف خواهند شد. از طرف دیگر برنامه ریزان باید منافع تمام رقبای گردشگری، محیط زیست و جامعه محلی را در نظر بگیرند و همچنین موقعیت و شرایط را به طور پیوسته رصد کنند. به طور مثال بهداشت روستایی، پایداری منابع، تجدید حیات اقتصاد محلی و ایجاد اتّحاد بین جوامع محلی را در نظر بگیرند تا از تأثیر سوء گردشگری جلوگیری شود. بر همین اساس سیاستگذاران دولتی باید در برنامهریزیهای خود حمایت مالی از کسب و کارهای کوچک روستایی را در اولویت قرار دهند.
افزایش استقلال بومی با کارآفرین روستایی
آنچه از تجربه کشورهای موفق در این حوزه سراغ داریم این است که توجه به روستا بهعنوان جاذبه کارآفرینی و توسعه گردشگری در نهایت به کاهش فقر، افزایش اشتغال زنان محلی و افزایش سرمایه اجتماعی منجر میشود. برنامهریزان دولتی ما اگر میخواهند در این زمینه تحولی ایجاد کنند اول از همه باید به این باور رسیده باشند که با تمرکز روی کارآفرینی روستایی و توسعه گردشگری روستایی میتوانند بخش اعظمی از چالش روستاهای ما را مرتفع کنند و درثانی حتی بارهایی را از دوش کلانشهرها بردارند. امروز دولت مالزی با تمرکز روی گردشگری روستایی درصدد بازسازی اقتصاد کلان و غیرمتمرکز کردن جمعیت شهرنشینی است. این توجه باعث افزایش استقلال بومی و کاهش نابرابری اجتماعی شده است. به نظر میرسد این سیاست مؤثری برای کلانشهرهای کشور ما هم باشد، بویژه کلانشهری چون تهران که مهاجران روستانشین فراوانی دارد و از حاشیه نشینی رنج میبرد. از طرف دیگر مطالعهای در گردشگری روستایی کشور مالزی نشان داده است که در کارآفرینی گردشگری روستایی تعداد شاغلان زن بیشتر از شاغلان مرد است. در این مطالعه 27.6 درصد نمونه مطالعه مردان و 72.4 درصد زنان روستایی بودند که این حاکی از تسلّط زنان روستایی در گردشگری روستایی است. این مطالعه سازگار با وضعیت اغلب روستاهای دنیا است چون زنان روستایی بیشتر در صنایع دستی، کسب و کارهای مواد غذایی و خدمات محل اسکان - کلبه ییلاقی و اتاق میهمان- درگیر هستند. این مهم نشان دهنده پتانسیل بزرگی است که در کشور ما وجود دارد. ما در روستاهایمان بانوان هنرمند و توانمندی داریم که به جرأت میتوانیم بگوییم در سطح بینالمللی حرفهای زیادی برای گفتن دارند که نمونهاش سوزن دوزیهای زنان بلوچ ماست در حالی که همین زنان از محرومیت بسیاری رنج میبرند.
هنوز به انرژی گردشگری جهت نداده ایم
امیرحسین ایمانیزاده دکترای مدیریت گردشگری: یکی از مهمترین خدماتی که گردشگری روستایی به اقتصاد روستایی میکند مضاعفسازی و ایجاد ارزش افزوده است. اقتصاد روستایی معمولاً بر کشت و دامداری میچرخد و کمک بزرگی که گردشگری پایدار به اقتصاد روستایی میکند این است که منبع درآمد جدیدی برای جامعه روستایی فراهم میکند. اما سؤال این است: آیا «فضای کارآفرینانه» در زیرساختهای گردشگری روستایی ما وجود دارد؟ فضای کارآفرینانه یعنی آیا زمینههای لازم و برخی الزامات شروع یک کسب و کار در روستاهای ایران فراهم است؟ این نکته همان مبدأ اتصال کارآفرینی و گردشگری روستایی است. پرورش و ایجاد بستری مناسب برای مشاغل نو در حوزه گردشگری روستایی حتماً باید با حضور افراد خبره با برنامهریزی صحیح، دید بلند مدت و با توجه به اصول پایدار در این زمینه باشد. متأسفانه در تمام دولتها حتی در دولت آقای روحانی متخصصان و صاحبنظران گردشگری در مسند مدیریت نیستند تا به ریز و درشت علوم میان رشتهای و ابعاد مؤثر در گردشگری توجه داشته باشند. بزرگترین مشکل ما در حوزه گردشگری و به تبع آن کارآفرینی روستایی این است که نه مدیران بالادستی گردشگری آگاهیهای وسیعی در این باره دارند و نه از نظرات فعالان و دلسوزان این حوزه استقبال میکنند وگرنه ما نه مشکل جاذبه داریم، نه حتی با تدابیری مشکل زیرساخت. البته ناگفته نماند رونقی که در گردشگری کشور اتفاق افتاد و سایر زیرمجموعههای گردشگری را تحت تأثیر مثبت قرار دارد هنر سیاست خارجی بود. در واقع ایران در زمینه سیاست خارجی با دیگر کشورها تعامل کرد و آن تصویر منفی ذهنی که در جهان نسبت به ایران بود تا حدودی اصلاح شد اما این شرط لازم است، شرط کافی این است که ما به این سرمایه و ظرفیت با حضور متخصصان و حرفهایها و صاحبان ایده جهت بدهیم و انرژی این موج در جهت درستی آزاد شود.
پولسازی از پدیدهای به نام مزرعه گردی
گردشگری پایدار اگر در مناطق روستایی شکل گیرد زیرساختها را هم به همراه خود میآورد. شما فرض کنید روستایی جاده مناسب ندارد اگر همان روستا معروف شود و گردشگران به آنجا مراجعه کنند کم کم جاده هم برای آن ساخته میشود که هم توسعه است و هم اینکه برای آن روستا منفعت اقتصادی به همراه دارد. پس گردشگری امکانات و یک سری منابع را با خود به منطق روستایی میبرد. نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که گردشگری یک صنعت کاربر است. میدانیم اغلب کسب و کارها به سمت مکانیزه شدن و اتوماسیون میروند اما گردشگری بهعنوان یک کاربر از مهارتها و حرفهها – از تورلیدر تا آشپز و راننده و هتلدار - بهره میبرد. همین خانههای اصیل روستایی اگر برای گردشگری تجهیز شوند میتواند جاذبهای قوی برای گردشگر باشد در حالی که وقتی این اتفاق نمیافتد روستایی به گردشگر به چشم مزاحم نگاه میکند. گردشگر وقتی در یک فضای پیشبینی و تجهیز شده وارد این خانهها میشود زندگی روستایی را تجربه میکند مثلاً در اتاقی میخوابد که دیوارش کاهگل است یا غذای طبیعی و ارگانیک میخورد و ممکن است لذتی که او در این فضا تجربه میکند کاملاً اصیل و بیمانند باشد.
نکته دیگر اینکه باید دقت داشت گردشگری روستایی مکمل سایر صنعتها و باقی فعالیتهای اقتصادی باشد. مثلاً در بحث کارآفرینی در سایر کشورها مبحثی داریم به نام مزرعه گردی. برای مثال گردشگر در این حالت میخواهد ببیند سازوکار مزرعه و دامداری چیست. حتی در مواقعی فرد گردشگر برای برداشت محصول به مزرعه دار کمک میکند. ما از این فرصتها چقدر استفاده میکنیم؟ مزیت این کار دوطرفه است. هم مزرعه دار از آن بهره میبرد هم لذتی برای گردشگر دارد. چنین چیزی در کشور ما وجود ندارد. همچنین ما باید از نقاط قوت خودمان که همان موهبتهای طبیعی روستایی است بهره ببریم. برای مثال ابیانه که باغ گل ایران است امروز یک جاذبه قوی برای گردشگری است اما آیا ما در ایران فقط یک ابیانه داریم و تمام؟ به خاطر دارم چند وقت پیش از یکی از روستاهای ورامین میگذشتم که گلخانهای طبیعی در آنجا دیدم که خانمی کارآفرین می چرخاندش، ایشان بدرستی معتقد بود ورامین هم مانند کاشان میتواند صادرکننده انواع گل باشد، این یعنی قوت به شرط اینکه ما این کارآفرینها را رها نکنیم.
ایده مهاجرت معکوس، احساسی و غیرواقع بینانه
اخیراً واژهای در بحث کارآفرینی روستایی در رسانهها به وجود آمده با نام «مهاجرت معکوس» که ناظر به مهاجرت شهرنشینان بویژه متخصصان از کلانشهرها به روستاهاست. به نظر من این واژه تا حدودی احساسی و غیرواقع بینانه است. ما همین که بتوانیم روند و جریان مهاجرت از روستاها به شهرها را کم کنیم شاهکار کردهایم. مهاجرت معکوس زمانی روی میدهد که به یک وضع تثبیت یافته در روستاها برسیم اما ما در حال حاضر با استفاده نابخردانه از منابع آبی کشور درگیر هستیم که روستاها را به نابودی کشانده و عملاً روستاها یا خوابگاه شدهاند یا دیگر نمیشود در آنها زندگی کرد. البته در کشورهای توسعه یافته چه بسا درآمد یک روستایی از شخصی که در شهر یا حتی کلانشهر زندگی میکند بیشتر باشد. در این حالت مزیت زندگی روستایی بیشتر است و طبیعتاً مشوقی برای مهاجرت معکوس خواهد بود اما آیا در کشور ما شغل کشاورزی باکیفیت به اندازه کافی وجود دارد؟ از نظر اجتماعی هم به قضیه نگاه کنیم. شما به آن روستایی که اقتصاد زندگیاش ویران نشده حق مهاجرت نمیدهید؟ من و شما هم بودیم برای پیدا کردن یک زندگی با کیفیت به شهر مهاجرت میکردیم. بله ما هم میتوانیم روی کارآفرینی روستایی فکر کنیم به شرط اینکه محیط زیست حفظ و مصرف آب کنترل شود و به سمت شیوههای پایدارتر کشاورزی برویم و حتی در جاهایی که بدون مطالعه و اشتباه کشاورزی توسعه پیدا کرده این مقوله را متوقف کنیم.