بازیگری فراتر از وزن ژئوپلیتیکی؛ پاشنه آشیل حکومت آل سعود
رویداد۲۴-در علم ژئوپلیتیک (سیاست جغرافیایی)، کشورها براساس معیاری تحت عنوان وزن ژئوپلیتیکی رتبهبندی میشود. وزن ژئوپلیتیکی حاصل جمع جبری و مطلق عوامل قدرت ملی کشورها است، در صورتی که عناصر و عوامل قدرت از یک رابطه صحیح برخوردار شود، وزن ژئوپلیتیکی میتواند منجر به رشد منزلت و اعتبار ژئوپلیتیکی کشورها شود، از طرفی به کشورها و مؤسسات غیردولتی در سطح یک منطقه بازیگر اطلاق میشود.بازیگری در عرصه روابط بینالملل یعنی، ایفای نقش و اعمال نفوذ برای رسیدن به اهداف مطلوب توسط بازیگران؛ در مورد بازیگری عربستان سعودی در قرن بیست و یکم نیز دو مرحله مجزا و محسوس وجود دارد: 1- پادشاهی ملک عبدالله؛ 2- پادشاهی ملک سلمان.
فارغ از مرحله نخست که در این بحث نمیگنجد، بهزعم بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران در روابط بینالملل و مباحث مرتبط با دیپلماسی، عربستان سعودی خواسته یا ناخواسته غرق در یک بلندپروازی و جاه طلبی افراطی قرار گرفته است، که در اکثر موارد با وزن ژئوپلیتیکی و قدرت ملی این کشور منطبق نیست و بهنظر نگارنده سران سعودی گرفتار سناریوی امریکایی - اسرائیلی شدهاند. هرچند با وجود دلبستگی سران سعودی برای رهبری جهان عرب و حتی جهان اسلام صرفاً پروسه اجبار در نحوه بازیگری سعودیها در منطقه را تا حدی میتوان اسیر منش توهم و توطئه دانست. بنابراین اگر حتی این بلندپروازی به اختیار و انتخاب سران سعودی تلقی شود، راهبرد تنش زایی و ایرانهراسی نظر به وزن ژئوپلیتیکی کشور عربستان سعودی اقدامی بس نابخردانه و جاهلانه قلمداد میشود. چرا که عربستان سعودی با اغماض بجز مؤلفه اقتصادی، در سایر مؤلفههای قدرت ملی در قیاس با سایر کشورهای منطقه غرب و جنوب غرب آسیا جزو کشورهای درجه دو از نظر قدرت و منزلت ژئوپلیتیکی محسوب میشود.
اما سران حکومت سعودی بدون لحاظ کردن این اصل (انطباق وزن و نحوه بازیگری)، با تنش آفرینی و ایران هراسی قصد دارند عقبماندگی و ضعف ساختاری خود را جبران کنند که این اقدام سران سعودی به حیثیت ملی عربستان آسیب میزند. ضمن اینکه عربستان با توجه به وجود برخی نمادها و اماکن مقدس مسلمانان به نوعی با ادامه این راهبرد به وجهه و پرستیژ دین اسلام ضربه میزند. با این حال در وهله اول استراتژی تنشزایی و ایران هراسی بیش از هر چیز پایههای حکومت سعودی را خواهد لرزاند. نمونهای از این استراتژی، در قطع روابط دیپلماتیک و فراخواندن سفیر و کنسول عربستان از ایران، جلوگیری از ورود اتباع ایران و تحریم حج زائران ایران، منع اتباع عربستانی برای سفر به ایران و عراق، جنگ نیابتی علیه ایران در سوریه و عراق، جنگ نفتی و کاهش قیمت نفت برای ضربه به اقتصاد ایران، نبود همکاری مؤثر برای شفافسازی در قبال زائران ایران در فاجعه منا، گفتمان ایران هراسی و اشاعه آن، تشکیل کنفرانسها و ائتلافهای عموماً عربی برای مقابله با ایران و تهدید به عملیات و اقدامات خرابکارانه قابل مشاهده است. با این حال عربستان سعودی با توجه به مؤلفههای قدرت ملی، جایگاه خود در منطقه و موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی خود باید بین وزن ژئوپلیتیکی نحوه و توان بازیگری در منطقه بازنگری اساسی صورت دهد زیرا در صورت ادامه این روند و اتخاذ نکردن سیاستهای معقولانه از جانب سردمداران آل سعود پرواضح است که خواه ناخواه در دام توطئه و سناریوی اسرائیل جهت مقابله با ایران و تضعیف اتحاد مسلمانان قرار میگیرند. در چنین شرایطی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران با بینشی استراتژیک، میتواند سران سعودی را نسبت به تبعات و عواقب احتمالی راهبرد تنشزایی و تقابل گفتمان تشیع و وهابیت آگاه سازد و روند همگرایی را با تشریح چالشهای اصلی منطقه که همان واگرایی و نبود تفاهم مشترک نسبت به درد مشترک کشورهای منطقه است اتخاذ کند تا در آینده نه چندان دور گرفتار سناریوی اسرائیلی (جنگ نظامی سعودیها علیه ایران) که قاعدتاً جنگ منطقهای در هندسه جهان است، نشویم.