تاریخ انتشار: ۱۲:۰۷ - ۰۸ اسفند ۱۳۹۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
گزارش رویداد۲۴ به بهانه جنجال‎آفرینی‎های معجزه هزاره سوم اصولگرایان

کلاهی که سر حامیان دیروز احمدی‎نژاد رفت

آنان که احمدی نژاد را دست ساخته خود می دانستند، نتوانستند بر او چیره شوند و روز به روز شاهد حرکت سریع تر او در مسیری شدند که انتهایش، نه تنها با نظر آنان دارای نزدیکی نبود بلکه فاصله فراوانی نیز داشت. چون ابتدایش را نمی شناختند، پس انتهایش را نیز نتوانستند مدیریت کنند.

کلاهی که سر حامیان دیروز و منتقدان امروز احمدی‎نژاد رفت
رویداد۲۴- می گویند در روزگاری نه چندان دور و در کوران وقایع منتهی به انتخابات ریاست جمهوری سال 84، محمود احمدی نژاد در دیدار با تنی چند از حامیان پروپاقرص و دلداده خود در بیان چرایی نامزدیش در انتخابات ریاست جمهوری گفته است: «هرچه بررسی می کنم می بینم 16 سال است دولت دست آقا نیست، می خواهم دولتی تشکیل دهم و اختیارش را با آقا بگذارم، عصای دست ایشان باشد برای حل مسائل کشور.»

شواهد نشان می دهد که پس از این جملات، مریدان جامه بر سر کشیده و ذکر گویان و ضجه زنان راهی شهرها و روستاها شدند تا همگان را از وجود شخصیتی بزرگ و نوظهور و ذوب در ولایت، آگاه سازند و خواب های دیده و نادیده از توصیه امام زمان(عج) به انتخاب او را برای دیگران بازگو کنند.

یاران و مریدان احمدی نژاد برای رای آوری کاندیدایی از دین و انقلاب مایه گذاشتند که نه تنها شناخت مناسبی از گذشته او نداشتند بلکه در مواجهه با کسانی که اطلاعات کافی از گذشته او داشتند نیز قیام کردند تا در «جهل مرکب» خویش باقی بمانند. 

آنچنان از او قدیس ساختند و چنان او را در هاله های نور پیچاندند و چنان از مخالفت با او بمثابه مخالفت با حکم خدا سرودند که وهم «شعیب بن صالح» بودن او را فراگرفت و در حال تبدیل شدن به «منجی حقیقی» بود که ناگهان، همان حامیان سینه چاک و دلداده، متوجه «دو زاری»های کج و معوجی شدند که به کندی در حال افتادن بود.

همان ها که با چند عدد شعار، خیال کردند قطار انقلاب به ریل اصلی بازگشته است، همان ها که احیای آرمان های انقلاب را در زنده کردن چند شعار خلاصه می کردند، همان ها که برای قدرت گیری احمدی نژاد، انقلاب و انقلابیون را ذبح کرده بودند، و همان ها که از بصیرت خود در انتخاب او و در کوران مواجهه با فتنه ها دم می زدند، با مرور مسیر طی شده و با بررسی منطقی تر اقدامات، ناگهان مشاهده کردند که کلاه گشادی بر سرشان رفته است و نه تنها احمدی نژاد با آنها همراه نبوده بلکه مسیرش با جریان انقلابی فرسنگ ها فاصله داشته است و انگار مسیر احمدی نژاد با بدخواهان و اپوزیسیون نظام یکی بوده است.

با خود اندیشیدند که اگر احمدی نژاد را به کناری نهند، آنگاه چگونه اعلام کنند که در معرفی او به عنوان معجزه هزاره سوم اشتباه کرده اند و  چگونه دوره های بصیرت افزایی را در مساجد و پایگاهها و دانشگاهها و مدارس تداوم بخشند؟ اگر از احمدی نژاد تبری بجویند، آنگاه با حیثیتی که برای او بر باد داده اند چه کنند؟ تصمیم گرفتند با او مدارا کنند تا دوره اش تمام شود و آنگاه به نحوی او را محو کنند تا نه تنها پاسخگوی حمایت های خود نباشند، بلکه همچنان با ابزار فتنه و بصیرت، به سرکوب مخالفان و رقبای خویش بپردازند. اما مگر می شود کسی را که تا مرز یار امام زمان شدن پیش رفته است به یکباره محو کرد؟

آنان که احمدی نژاد را دست ساخته خود می دانستند، نتوانستند بر او چیره شوند و روز به روز شاهد حرکت سریع تر او در مسیری شدند که انتهایش، نه تنها با نظر آنان دارای نزدیکی نبود بلکه فاصله فراوانی نیز داشت. چون ابتدایش را نمی شناختند، پس انتهایش را نیز نتوانستند مدیریت کنند.

اقدامات احمدی نژاد که با شعار احیای آرمان های انقلاب و همراهی با رهبری آغاز شد و با قرار دادن کشور در لبه پرتگاه و با سرپیچی های فراوان از توصیه ها و دستورات رهبری در حال تداوم است و به نظر می رسد در حال خاتمه باشد یادآور شخصیتی دیگر در تاریخ است که با برهنه کردن پا و ریختن خاک بر سر خویش در مجالس عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) مقدمات قدرت را فراهم کرد ولی در دوران قدرت به نحو دیگری عمل کرد.

 همان «رضا خانی» که در ابتدای قهر یازده روزه خود در رودهن، در باب زمین های مرغوب آن دیار، جملاتی با این مضمون  گفته بود که «ما برای آبادانی سرزمینمان آمده ایم و نه برای تملک اراضی آن» و روزی که در حال سرنگونی بود یکی از بزرگترین زمین داران ایران نام داشت. تاریخ برای مردمان، چه پندها که نمی آموزاند.
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۰۶ - ۱۳۹۶/۱۲/۰۸
0
0
سلام احمدی نژاد قدرت طلب و خودخواه و قانون گریز و خودبرتر بین و دیکتاتور بتمام معناست
سالوس وقت را
نظرات شما
captcha