گفتوگوی ملی عملیاتی باشد نه تبلیغاتی و نمایشی
مهدی آیتی*
گفتوگوی ملی ما را به یاد آشتی ملی قبل از پیروزی انقلاب میاندازد؛ قبل
از انقلاب نیز در همان سالهای 56 و 57 بحثی تحت عنوان آشتی ملی مطرح بود
که در آن زمان نیز این امر در عمل محقق نشد. گاهی اوقات طرح اینگونه
موضوعات نوعی ژست سیاسی و دست پیش گرفتن و به چالش کشیدن موضوعات است. گاهی
نیز طرح موضوعاتی همچون گفتوگوی ملی میتواند بنایی برای رفع مشکلات
جامعه باشد؛ بهویژه در مواقعی که به بنبست رسیدهایم و گاهی اوقات زمانی
که با مشکل جدی مواجه میشویم بحثهایی همچون گفتوگوی ملی را برای رفع
مشکلات طرح میکنیم. فینفسه گفتوگوی ملی امری خوب و کمککننده در تقویت
وحدت ملی و در راستای مصالح ملی و صلح و سازش میان جریانهای درگیر است که
درصورت تحقق آن نیز شاهد آزادیهای قید شده در قانون اساسی خواهیم بود. اگر
گفتوگوی ملی منجر به این نتیجه شود، ایدهال و خوب است، اما اگر که این
اتفاق به طور ناقص بیافتد، حداقل شرایط مطلوبی که شاهد آن خواهیم بود، این
است که امکان ایجاد تریبونهای آزاد در جامعه ایجاد میشود و در این
تریبونها افراد و جناحهای سیاسی یکدیگر را به چالش میکشند و به این
ترتیب زمینه برای شفافسازی ایجاد میشود.
متأسفانه در شرایط کنونی جریانات سیاسی آمادگی گفتوگوی ملی را ندارند. علت اصلی این امر را نیز میتوان در این دانست که زمانی جناح مقابل آمادگی برای گفتوگوی ملی خواهد داشت که کاملاً به بنبست رسیده باشد؛ به این معنا که شاهد انسداد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و قفل شدن فعالیتها چه به صورت داخلی و یا خارجی باشد. در آن هنگام است که بالاخره حاکمیت به این فکر میافتد که برای برونرفت از بنبستها نیاز به این است که بابی را باز کند و صلح و آشتی و دوستی را برقرار کند و فراخوان دهد و آن زمان ملت را مجدد منسجم و متحد کند. در شرایط کنونی چنین چشمانداز و دورنمایی دیده نمیشود. حال اگر در این میان افرادی بحث گفتوگوی ملی را مطرح میکنند، ممکن است ژست سیاسی باشد و یا اینکه در تلاش باشند چالشی نرمافزاری ایجاد کنند؛ به نظر میرسد کاری که اکنون در سخنرانیهای اخیر رئیسجمهوری و معاون اول او دیده میشود، جنبه تبلیغاتی و نمایشی و چالشی دارد. به این معنا که روحانی و جهانگیری به خوبی میدانند که جناح مقابل به هیچ وجه حاضر به گفتوگوی ملی و ائتلاف ملی و صلح و آشتی نیست. از این رو میتوان گفت هدف از طرح موضوع گفتوگوی ملی به چالش کشیدن جناح مقابل است. به اعتقاد من اگر این گفتوگو به طور واقعی انجام شود، ایدهال این است و موجب میشود در بخش سیاستهای خارجی نیز با گسترش مناسبات، شاهد آشتی و گفتوگوی بینالمللی باشیم و اینامر مستلزم این است که در قدم اول یعنی گفتوگوی ملی موفق باشیم.
*فعال سیاسی اصلاحطلب
منبع: نوآوران
متأسفانه در شرایط کنونی جریانات سیاسی آمادگی گفتوگوی ملی را ندارند. علت اصلی این امر را نیز میتوان در این دانست که زمانی جناح مقابل آمادگی برای گفتوگوی ملی خواهد داشت که کاملاً به بنبست رسیده باشد؛ به این معنا که شاهد انسداد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و قفل شدن فعالیتها چه به صورت داخلی و یا خارجی باشد. در آن هنگام است که بالاخره حاکمیت به این فکر میافتد که برای برونرفت از بنبستها نیاز به این است که بابی را باز کند و صلح و آشتی و دوستی را برقرار کند و فراخوان دهد و آن زمان ملت را مجدد منسجم و متحد کند. در شرایط کنونی چنین چشمانداز و دورنمایی دیده نمیشود. حال اگر در این میان افرادی بحث گفتوگوی ملی را مطرح میکنند، ممکن است ژست سیاسی باشد و یا اینکه در تلاش باشند چالشی نرمافزاری ایجاد کنند؛ به نظر میرسد کاری که اکنون در سخنرانیهای اخیر رئیسجمهوری و معاون اول او دیده میشود، جنبه تبلیغاتی و نمایشی و چالشی دارد. به این معنا که روحانی و جهانگیری به خوبی میدانند که جناح مقابل به هیچ وجه حاضر به گفتوگوی ملی و ائتلاف ملی و صلح و آشتی نیست. از این رو میتوان گفت هدف از طرح موضوع گفتوگوی ملی به چالش کشیدن جناح مقابل است. به اعتقاد من اگر این گفتوگو به طور واقعی انجام شود، ایدهال این است و موجب میشود در بخش سیاستهای خارجی نیز با گسترش مناسبات، شاهد آشتی و گفتوگوی بینالمللی باشیم و اینامر مستلزم این است که در قدم اول یعنی گفتوگوی ملی موفق باشیم.
*فعال سیاسی اصلاحطلب
منبع: نوآوران