فرنگیها با «عدم پذیرش» کنار میآیند
رویداد۲۴-چاپ کتاب در اروپا تقریباً شبیه ایران است؛ تفاوتش تنها در شمارگان بسیار بالاتر چاپ کتاب در کشورهای اروپایی است؛ آن هم به این دلیل که جامعه اروپایی کتابخوان است. اما پروسه نشر در امریکا دنیای دیگری دارد و باید از آن بهعنوان یک پروسه توأمان سخت و آسان یاد کرد. مردم در امریکا از کودکی عادت میکنند که با «عدم پذیرش» کنار بیایند.به این معنی که شما میخواهید جایی استخدام شوید یا... ولی شما را قبول نمیکنند و شما هم این مسأله را میپذیرید. این میشود عدم پذیرش. ما ایرانیها اما این مسأله را خیلی دوست نداریم. در واقع دوست نداریم کسی ما را رد کند و برایمان این مسأله خیلی حیاتی است. سرخورده میشویم و مثلاً اگر ناشری کتاب ما را نپذیرد، کتاب را توی کشو میگذاریم و تمام. آنها اینطور نیستند. نمونهاش خالد حسینی است که آنجا بزرگ شده و تحت تأثیر فرهنگ آنهاست و سی وشش بار کتابش را برای ناشران میفرستد. من هم فکر میکنم اگر من هم قرار بود خودم دنبال ناشر بگردم برای چاپ کتابم حداکثر به دو ناشر سر میزدم و در صورت عدم موفقیت از خیر چاپش میگذشتم.
بالاخره من هم خلق و خوی ایرانی دارم و اگر این ماجرا پیش میآمد همین طور رفتار میکردم؛ اما میبینید که خالد حسینی که با آن فرهنگ بزرگ شده طور دیگری عمل میکند. یا باید کتاب بسیار عالی باشد در حد یوسا که پنگوئن و... این مدل کتابها را چاپ میکنند، یا اینکه باید کتاب زرد باشد که خوانندگان خودش را دارد. آنجا بعضی ناشران هستند که فقط کتاب زرد تولید میکنند و ناشران حرفهای دیگر هم دپارتمانهای مختلفی دارند که بهعنوان مثال یکی از شاخههایشان کتابهای زرد است.
کتاب شعر حسابش اما جداست. پایگاه پرش کتاب یک شاعر، دانشگاه و نشر دانشگاهی است که کتابهای شعر را در شمارگانی حدود 3000نسخه منتشر میکند و برای نشریات هم میفرستند. فکر میکنم نشریات هم باید پول این کتابها را بدهند و حتی قبل از اینکه کتاب چاپ شود باید آن را با جلد سفید برای نشریات بفرستند تا آن نشریات نقدی دربارهاش چاپ کنند. در نهایت از آن نقد چند خط پشت جلد کتاب میگذارند و میفرستند برای چاپ. این پروسه چاپ در امریکا با همان سه چهارهزار نسخه است که دربارهاش نوشتم. کتابهای شاعران معروف مثل «جان اشبری» و... در حد 50 یا 100هزار نسخه و توسط ناشران بزرگ منتشر میشود که بیشتر برای حفظ پرستیژ و جایگاه نشرشان است. اگر به این ناشران سر بزنید میبینید که روی دیوارشان تصویر نویسندگان هنری است نه نویسندگان زرد و جلد کتابهایی را که چاپ کردهاند و به آنها افتخار میکنند، روی دیوار زدهاند؛ هم از لورکا و همینگوی است و نه نویسندگان زرد. احترام معطوف به نویسندههای هنری و پول معطوف به نویسندگان زرد است.