گزارش رویداد۲۴ درباره چهرههای سینمایی سال ۱۳۹۶
حمید نعمتالله؛ تداوم موفقیت با رگ خواب
حمید نعمتالله از آن دسته کارگردانانی است که انگار این حرفه را ذاتاً بلد است. این بلدی ربطی به تحصیلات و دانش آکادمیک ندارد. به قول یکی از منتقدان سینمای ایران ژن کارگردانی در وجود برخی از کارگردانان نهفته است. این ژن به صورتی عمل میکند که صاحبان آن اگر هم بخواهند نمیتوانند فیلم بد بسازند.

رویداد۲۴- مازیار وکیلی: حمید نعمتالله از آن دسته کارگردانانی است که انگار این حرفه را ذاتاً بلد است. این بلدی ربطی به تحصیلات و دانش آکادمیک ندارد. به قول یکی از منتقدان سینمای ایران ژن کارگردانی در وجود برخی از کارگردانان نهفته است. این ژن به صورتی عمل میکند که صاحبان آن اگر هم بخواهند نمیتوانند فیلم بد بسازند.
نعمتالله بدون تردید این ژن را دارد. او، اُستاد درآوردن اتمسفر و حال و هوای صحنهها در یک فیلم سینمایی است. خوب میداند هر فیلمی را چگونه باید ساخت تا بیشترین تاثیرگذاری را داشته باشد. فرقی نمیکند آن فیلم درام اجتماعی تلخی مثل بوتیک باشد، یا یک فیلم زنانه کمشخصیت مثل رگ خواب. آن ژن کارگردانی همیشه به کمک نعمتالله آمده و اجازه نداده او فیلم بد بسازد. فقط هم بحث میزانسن و دکوپاژ و بازی گرفتن از بازیگر-که نعمتالله در آن اُستاد است- نیست. بحث اتمسفر و حال و هوا است.
فیلمهای نعمتالله یک مود و اتمسفر خاصی دارد که باید درک شود. اگر تماشاگری آن مود و اتمسفر را درک نکند تماشای فیلم نعمتالله برایش تجربهای سخت و عذابآور خواهد بود. اما اگر با آن مود و اتمسفر همراه شود هنگام تماشای فیلمهای نعمتالله تجربه بینظیری را پشت سر خواهد گذاشت. منتها باید پرسید مگر کسی هست حال و هوا و اتمسفر فیلمهای نعمتالله را دوست نداشته باشد؟ نعمتالله انقدر راحت و دقیق جهان فیلمهایش را میسازد که تماشاگر هنگام تماشا خودش را جزئی از آن جهان حس میکند. فرقی نمیکند آن جهان نمود بیرونی باشد یا تراوشات ذهنی شخصیت اصلی فیلم باشد.
نعمتالله با تجربه سالها دستیاری این نکته را به خوبی درک کرده که سینما بیشتر از آنکه به فنسالاری احتیاج داشته باشد - که نعمتالله در جای خودش یکی از فنسالارترین کارگردانان سینمای ایران است- به ساختن دنیایی باورپذیر احتیاج دارد که تماشاگر هنگام تماشای آن دنیا روی پرده سینما احساس لذت کند. فرقی نمیکند این لذت چگونه حاصل میشود. گاهی تماشاگر از تماشای رنج هم لذت میبرد. رنجی که مینای رگ خواب میبرد از جنس همین رنجهاست. رنجی که باعث تزکیه نفس میشود. رنجی که تماشاگر را به مرتبه احساسی بالاتری میرساند و او را دچار کاتارسیس میکند. نعمتالله اُستاد در آوردن دنیاهای مختلف با حال و هوایی مشترک است. جهانهایی که هنگام تماشا مود، اتمسفر و فضای خاصی را در آنها مشاهده میکنیم.
رگ خواب نعمتالله اولین فیلم جدی او بعد از دو کمدی شلوغ و پُر شخصیت است. فیلمی خلوت، تلخ و آرام که به جای اینکه به دنیای بیرون کار داشته باشد، تلاش میکند جهان درونی یک زن را برای تماشاگر ترسیم کند. آن هم زنی که نه اعتماد به نفس دارد و نه غرور. زنی تنها و بیپناه با شخصیتی از هم گسیخته و روانی رنجور که دربهدر دنبال یک تکیهگاه میگردد. ساخت چنین فیلمی خیلی کار سختی است. شخصیت اول فیلم ویژگی چندان قابل ملاحظهای برای جذب تماشاگر ندارد. مینا، ذاتاً یک قهرمان نیست. برای قهرمان بودن زیادی منفعل و بیعرضه است.
اما نعمتالله همین قهرمان منفعل و بیعرضه را بدل به یکی از پیچیدهترین شخصیتهای سینمای ایران در سالهای اخیر میکند. نعمتالله و معصومه بیات تعدادی از بهترین نریشنهای سینمای ایران را برای مینا نوشتهاند. نریشنهایی که صرفاً توضیحدهنده حال و هوای مینا نیستند. نریشنها تمام هویت مینا هستند. زن تنهایی که دربهدر دنبال یک قهرمان میگردد و پدرش او را رها کرده چارهای ندارد جز اینکه در خیالش با پدری که محبت را از او دریغ کرده حرف بزند.
نعمتالله و بیات به خوبی جزئیاتی هم به شخصیت مینا اضافه کردهاند که آن وجه ساده و خیالاتی او را پررنگ کند. به عنوان مثال مینا آگهیهای مربوط به تورهای مسافرتی را جمع میکند. همه زندگی مینا در این خیالات گذشته است. خیالی آمیخته به حسرت و رنج. رنج از گذشتهای که او را آزار میدهد. اصلاً همان رنج است که باعث میشود مینا به خیال پناه بیاورد و راجعبه همه چیز و همه کس از جمله کامران خیال ببافد. حسرتهای مینا به خاطر رنجهایی است که در گذشته کشیده. نعمتالله برای به تصویر کشیدن این رنج و تنهایی بهترین مسیر و روش ممکن را انتخاب کرده. بزرگترین نقطه قوت رگ خواب همین استراتژی درست نعمتالله در تعریف قصه است.
برخلاف شعلهور که به خاطر نبود شخصیتهای فرعی قدرتمند ضربه خورده بود اینجا کامران را داریم که به خوبی خلاء فیلم را پُر میکند و به شخصیت مینا بعد و عمق میبخشد. فیلم انقدر متکی به مینا و احوالات اوست که گاهی یادمان میرود این کامران است که باعث میشود مینا به چنین وضعیتی دچار شود. کامران انقدر نرمخو، مهربان و آرام به نظر میرسد که در نگاه اول به هیچ وجه نمیتواند هیولایی ویرانگر باشد. اما کامران دقیقاً هیولایی ویرانگر است که مینا را افسون میکند و بعد از آنکه مینا افسون شد او را رها میکند تا خودش را نابود کند.
با ساخت رگ خواب نعمتالله ثابت کرد هرموقع آن ژن کارگردانی را در مسیر درستی هدایت میکند چه نتیجه عالی و کمنظیری میگیرد. ساخت چنین فیلم سختی کار هرکسی نیست. اما نعمتالله این کار سخت را با موفقیت انجام میدهد. بعد از تماشای رگ خواب ما به همان کاتارسیسی که مدنظر کارگردان است میرسیم. همراه مینا رنج میکشیم تا برسیم به انتهای فیلم و مینا متفاوتی را ببینیم. مینایی که از آن لحظه به بعد دیگر خیالباف نیست. رنجی که کشیده باعث رشد او شده و ما این رشد را در نگاهش احساس میکنیم. از آن لحظه به بعد مینا زنی خودساخته است که میتواند روی پای خودش بهایستد. برای قدرت کارگردانی نعمتالله کافیست به صحنه پرسه زدن مینا که با موسیقی سهراب پورناظری و همایون شجریان همراه شده دقت کنید. عالی است. این صحنهها جوری کارگردانی شده که تماشاگر را تسخیر میکند.
رگ خواب یکی از مهمترین فیلمهای سال نود و شش بود. فیلمی عالی، غمگین و زیبا از کارگردانی که فیلم بدساختن را بلد نیست. حتی شعلهور با تمام ضعفهایش یکی از دلپذیرترین تجربههای جشنواره سی و ششم فیلم فجر بود. نعمتالله را میتوان در کنار چند اسم دیگر یکی از سرمایههای اصلی سینمای ایران دانست. کسانی که واقعاً کارگردانی را بلد هستند و میتوانند بدون هیچ تلاش اضافهای فیلمهای خوب و باکیفیت بسازند.