تاریخ انتشار: ۱۷:۱۷ - ۲۴ اسفند ۱۳۹۶

نقدی بر نمایشگاه علی داناییان

علی داناییان این روزها نمایشگاهی انفرادی را در موزه نقاشی پشت شیشه برپا کرده است. نمایشگاهی که آثاری را با موضوع گل ها در خود جای داده است. آثار این هنرمند بیشتر به اکسپرسیونیسم گرایش دارد.
رویداد۲۴- علی داناییان این روزها نمایشگاهی انفرادی را در موزه نقاشی پشت شیشه برپا کرده است. نمایشگاهی که آثاری را با موضوع گل ها در خود جای داده است. آثار این هنرمند بیشتر به اکسپرسیونیسم گرایش دارد.
پایه‌گذاری این سبک به اوایل قرن بیستم باز می‌گردد که بوسیله آن عواطف تند و درونی هنرمند بصورت عصیانگر ظاهر می شود. حالاتی مانند؛ خشم، نفرت، وحشت و... که نمونه بارز آن تابلوی جیغ یا فریاد اثر ادوارد مونش است. تابلویی که وحشت انسان را از ورود به قرن جدید نشان می‌دهد. طیف رنگها و حالت صورت، همه گی نشان دهنده یک فریاد پر از وحشت است. به همین دلیل می توان این اثر را به عنوان نماد آثار اکسپرسیونیسمی مطرح کرد.
علی داناییان در آثار خود با نشان دادن گلها به عنوان نماد تازگی، طراوت، شادابی و زیبایی، در حال ذوب شدن به نوعی فناپذیری آنها را به نمایش می‌گذارد. گلهایی که هرکدام مانند پارافین گرما دیده به آرامی خود را رها می‌کنند و به حالتی میان جامد و مایع روان می شوند. گلهایی که مانند شمع چکه می کنند و فناپذیری را به بیننده القا می کنند که البته این نوع از فناپذیری قابل توجه است. چرا که نابودی گل با خشک شدن، شکسته شدن و یا پرپر شدن آن قابل تصور است اما فناپذیری آثار به شکلی خاص و جدید می باشد که باید این موضوع مورد کنکاش قرار گیرد.
من اعتقادم بر این است که هر کس در هنر، خویش را به تصویر می‌کشد. علی داناییان نیز از این مقوله خارج نیست. بویژه آنکه ایشان دارای سواد هنری بالایی است. به این معنی که با سبک های هنری و تاریخ هنر به خوبی آشنا است و به اندازه کافی بر این دو تسلط دارد. پس علاوه بر جوشش درونی ایشان با به تصویر کشیدن آثارش از اطلاعات و آگاهی های لازم جهت خلق تابلوهایش نیز برخوردار است.
در مجموعه گلها داناییان به دنبال القای این حس به بیننده است که جهان فانی است و همه چیز پس از ایجاد به سمت نابودی می رود. این نابودی بصورت تدریجی است. به این شکل که نابودی یاد شده حالت لحظه ای یا آوار شدن را ندارد. بلکه به تدریج و بصورت زمان دار است. این فلسفه ذهنی هنرمند است و باید از طریق واکاوی روانشناسی به آن پرداخت. واکاوی روانشناسی از آن جهت که که از میان سبک های موجود چرا گرایش به اکسپرسیونیسم و آبستره و یا ترکیبی از این دو یافته است؟ چرا باید جهان هستی رو به نیستی برود؟نکته جالب در تحصیلات داناییان است. ایشان دارای مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی است. به همین دلیل خودش بهترین تحلیل گر برای آثارش است و بهترین نقد را می تواند برای آنها بنویسد. حتی زوایایی که خارج از فکر بیننده وجود دارد را می تواند یادآور شود. ترکیب رنگ، ایجاد بافت، کمپوزیسیون که همان تطبیق و استقرار و ارتباط عناصر یا ایجاد نظم و وحدت میان آنها است را یادآور شود.
ترکیب رنگی در آثار داناییان (بصورت تک تابلو) بسیار محدود است. به این معنی که در یک اثر شما ترکیبی از رنگهای سفید آبی و مشکی را می بینید در صورتی که در تابلوی دیگر ترکیب سفید و صورتی چرک را به نظاره می نشینید. این محدودیت در رنگ نیز خود قابل توجه است. این ترکیب رنگی محدود سادگی خاصی به اثر می دهد و از میان رفتن را بهتر به نمایش می‌گذارد. شاید اگر تنوع رنگی در یک تابلو بیشتر باشد؛ احساس زنده بودن و سرزندگی وجود داشته باشد و ظهور مرگ کمتر به نظر برسد.
به هر حال می توان ابعاد گوناگون آثار داناییان را از زوایای مختلف بررسی کرد تا به شخصیت و نوع فعالیت ایشان پی برد.

نگارنده: سعید رضاخان
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha