شنیدن صدای رنج زنان در شبکههای اجتماعی
رویداد۲۴-در حالی که از انتشار خبر اخراج بیل اورایلی، مجری معروف شبکه محافظهکار فاکسنیوز بهدلیل اتهام به آزار جنسی، زمانی طولانی سپری نشده بود، نیویورک تایمز سه دهه سوءاستفاده جنسی هاروی واینستین، تهیهکننده مشهور امریکایی را طی گزارشی افشا کرد که موج گستردهای از اعتراضات زنان را با خود به همراه آورد. در حالی که از انتشار خبر اخراج بیل اورایلی، مجری معروف شبکه محافظهکار فاکسنیوز بهدلیل اتهام به آزار جنسی، زمانی طولانی سپری نشده بود، نیویورک تایمز سه دهه سوءاستفاده جنسی هاروی واینستین، تهیهکننده مشهور امریکایی را طی گزارشی افشا کرد که موج گستردهای از اعتراضات زنان را با خود به همراه آورد. خشم همراه با ناباوری از سالها سکوت زنان را به فکر راهاندازی هشتگ «من هم همینطور» انداخت تا تجربیاتشان را بیان کند.
زمانی که لری ناصر پزشک تیم ملی ژیمناستیک امریکا نیز به سوءاستفاده جنسی متهم شد، در میان تمام زنانی که با بیان موارد آزار جنسی خود توسط ناصر سکوت خود را شکستند، دو بانوی برنده مدال المپیک امریکا نیز به جنبش «من هم همینطور» پیوستند و از تعرض توسط این مربی سخن به میان آوردند. یکی از اهداف این جنبش شکست سالها سکوت زنان دربرابر انواع مزاحمتها و رنجهای جسمی و روحی بود که سبب شده بود با پنهان ماندن این تعرضات، عدهای از مردان قدرت بیشتری در تحمیل خواستههای غیراخلاقی و غیرقانونی خود بر زنان داشته باشد.
جنبش «من هم همینطور» تأثیری گسترده از یک هشتگ معمولی در فضای مجازی داشت. برای مثال در پی آن، مت لاور مجری مشهور برنامه صبحگاهی «امروز» شبکه انبیسی بهدلیل شکایت چندین زن از رفتار وی، برکنار شد. موج «من هم همینطور» به مجلس کنونی نمایندگان مجلس سنا نیز کشیده شد و سناتور دموکرات، الفرنکن، بهدلیل اتهامات متعدد از سوی زنان از سمت خود کنارهگیری کرد. علنی شدن اتهامات سبب شد تا پرسشهای گوناگونی در رابطه با روند رسیدگی به شکایات در مراکز دولتی و آموزشی نیز مطرح شود. برای مثال نمایندگان کنگره امریکا طرح تغییر روند قانونی رسیدگی به شکایات پیرامون آزار و خشونت جنسی در محل کار در کنگره را مطرح کردهاند.
چندی پیش در ایران ویدئویی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که واکنشهای گوناگونی را با خود به همراه داشت. در این ویدئو بانوی کارشناس یک برنامه تلویزیونی در یزد، زنان را به ابراز محبتی ویژه به همسران خود تشویق میکند. کارشناس عنوان میکند که ممکن است بانویی در پاسخ به پیشنهاد وی معترض شده و بگوید «شوهر من بیکار است، شوهر من معتاد است، شوهر من، من را میزند، هرچه که هست [شما] این کار را انجام بده و معجزهاش را در زندگیات ببین.» بسیاری با دیدن این ویدئو معترض شدند. از دیگرسو، برخی با طرفداری از صحبتهای پخش شده به تأثیر محبت زن به مرد در داشتن زندگی آرام اشاره کردند. عدهای نیز در فضای مجازی صرفاً نگاهی سرگرمکننده به برنامه داشتند و آن را به سخره گرفتند.
اما باید بپرسیم که چرا عدهای به این برنامه اعتراض داشتند؟ آیا چنانچه برخی از طرفداران برنامه ادعا کردهاند، پیروی از الگوهای غربی و تهاجم فرهنگی سبب چنین اعتراضاتی است؟ آنچه سبب بهتزدگی بسیاری از بینندگان این برنامه شد، تشویق به ابراز محبتی ویژه نسبت به مردانی است که همسران خود را مورد خشونت جسمی قرار میدهند. بدیهی است کارشناس برنامه با نیتی خیرخواهانه مثالهای گوناگون را ذکر میکند، اما کافی است سری به دادگاههای خانواده بزنیم تا متوجه شویم زنان بعد از تحمل چه مدت آزارهای جسمی و روحی، قدم در دادگاهها گذاشته تا از حقوق خداداد خود بهرهمند گردند.
چنانچه در امریکا دیدیم، بسیاری از زنان همچنان به دلایل گوناگونی از جمله ترس و فشار اجتماعی از شکایت خودداری کرده یا با تأخیر فراوان دست به اقداماتی قانونی میزنند. این فشار اجتماعی و ترس، در جوامع سنتی چندین برابر است. در ایران، جمع کثیری از زنان از حقوق خود آگاهی نداشته و بهدلیل عدم دسترسی به مشاوران حقوقی و راهکارهای قانونی، آزارهای جسمی و روحی فراوانی را تحمل میکنند. آیا همه بانوان ایرانی، اعم از روستایی و شهری، میدانند در صورتی که از سوی همسر مورد ضرب و شتم قرار میگیرند، میتوانند از دادگاه تقاضای طلاق نمایند و مجبور به تحمل آسیبهای جسمی و روحی نیستند؟ آیا بالا بردن سطح آگاهی زنان نسبت به حقوق خود سبب افزایش آمار طلاق شده و باید از آن هراس داشت؟ آگاهیرسانی به زنان پیرامون حقوق قانونی خود حداقل و در عین حال یکی از مهمترین اقداماتی است که میتوان برای کاهش خشونت علیه زنان انجام داد. باید از پیش آمدن فرصتهای اینچنینی استقبال کرد. شبکههای اجتماعی امروزه امکان نشر سریع اطلاعات در سطحی وسیع را میدهند. این فضای مجازی میتواند ابزاری قوی برای بالا بردن سطح آگاهی قشرهای مختلفی از جامعه باشند.