به تماشای 80 سالهها
رویداد۲۴-در ایران، سرزمینی که «نهاد»ها بویژه که اگر از جنس و نوع «فرهنگ» باشند، دیر نمیپایند و عمرشان، اگر به نیم قرن برسد، خیلی شگفت است، هشتاد ساله شدنِ سه نهادِ «مادر»، یعنی اتفاق«مهمی» افتاده و توانستهایم، با چنگ و دندان و از پس رویدادها و رخدادهای انسانی و طبیعی، از سال 1316 بکشیمشان به سال 1396. در ایران، سرزمینی که «نهاد»ها بویژه که اگر از جنس و نوع «فرهنگ» باشند، دیر نمیپایند و عمرشان، اگر به نیم قرن برسد، خیلی شگفت است، هشتاد ساله شدنِ سه نهادِ «مادر»، یعنی اتفاق«مهمی» افتاده و توانستهایم، با چنگ و دندان و از پس رویدادها و رخدادهای انسانی و طبیعی، از سال 1316 بکشیمشان به سال 1396. بدون شک، علیاصغر حکمت که در آن زمان، وزیر معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه _ که یک سال بعد به وزیر فرهنگ تغییر یافت _ بود، هیچگاه فکرش را هم نمیکرد، «کتابخانه ملی ایران» _ که به همراه «مهدی بیانی» پایهاش را گذاشت _ این روزهایش را ببیند که عرصه و اعیانش، سه برابر شود و در شبانهروز، پر و خالی شود از خیلِ کتابخوانان. البته یادمان نرود، دانشگاه تهران را هم سه سال پیشتر از این، همین مرد، پایه گذاشت.«موزه ایران باستان» _ که این روزها به نام موزه ملی ایران شناخته میشود _ هم وضعیتی چنین دارد و جالب آنکه بنای هر دو را که در میدان مشق واقع شده، آندره گُدار؛ معمار فرانسوی ساخته است و هر دو، با آجرهایی قرمز، شکل و شمایلی از دوران باستان و اسلامی را توأمان در خود دارد. گنجینه 10 هزار سال تاریخ ایران، که حالا چنان وسعت یافته که دوران «باستان» و «اسلامی»اش، از یکدیگر جدا شدهاند و خیلی از خارجیها، در سفر به ایران، مشتاق تماشای آثارش هستند.
اما، باید از «کتابخانه و موزه ملی ملک» نام آورد که البته اگرچه هویت آن، به مانند آن دو است اما به لحاظ ماهیت، وقفگونه است. طبیعی است که وقف هیچوقت از میان نمیرود، اما مشروط به هوشمندی ادارهکنندگانش که آن را زنده و پویا نگاه دارند، چنانکه میدانیم و میدانید بسیاری از موقوفهها، گردِ ایستایی بر سر و رویشان نشسته اما مجموعه ملک، هنوز هم بروبیایی دارد برای خود. اما کاش حاج حسین آقا ملک، وقتی خانهاش در بازار بینالحرمین را وقف موزه و کتابخانه میکرد، میماند و این روزها را هم میدید.
کتابخانه و موزه ملی ملک، در خیابان امام خمینی، سردر باغ ملی قرار دارد و موزه ملی ایران، کمی آن سوتر، در ابتدای خیابان سی تیر واقع شده است. اگرچه ساختمان پیشین کتابخانه ملی ایران هم امروز، موزه علوم و فناوری است و دیدن آن، خالی از ایراد نیست، اما حالا پانزده سالی میشود که به تپههای عباسآباد و بزرگراه شهید حقانی رفته است. غرض، یادکردی بود از این سه نهادِ هشتاد ساله و البته توصیه به اینکه، در روزهای تعطیلاتِ طولانی نوروز، فرصت دیدنشان را از دست ندهید و در پایتخت خلوت، کمی هم «فرهنگ»ی بگردید. در شهری _ و حتی کشوری _ که حتی یک بنگاه مطبوعاتی یا انتشاراتی، امید به یک سال بعدش ندارد، هشتاد ساله شدن آنها را باید از طالع سعد و بختِ بلند همه مردم ایران دانست و به فال نیک گرفت و امید بست به صد سالگیشان و البته هشتاد سالگی خیلی نهادهای فرهنگی و هنری دیگر.