دانشگاه، پایگاه آزاد اندیشی است
رویداد۲۴-طبقه شانزدهم وزارت علوم محل قرار ما با دکتر منصور غلامی، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری بود. وزارتخانهای پرچالش که حاشیههای خبری اش سر و صدای بسیاری را به راه انداخت.درست در تابستان و پاییز امسال بود که نامهای بسیاری برای نشستن بر صندلی وزارت علوم بر سر زبانها افتاد. از دکتر توفیقی و نجفی گرفته تا دکتر خاکی، صدیقی و میلی منفرد حتی نام خانم امینزاده هم به میان آمد اما در نهایت دکتر روحانی -رئیس جمهوری- دکتر منصور غلامی را به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد. حالا سه ماهی میشود که او بر صندلی این وزارتخانه تکیه زده است. وزیری که راه و روشش با وزیر علوم دولت یازدهم بسیار متفاوت است. او از مصاحبه و روبهرو شدن با خبرنگار واهمهای ندارد و خودش را برای چالشهای بیشمار این وزارتخانه پر سرو صدا آماده کرده است. خودش میگوید علاقهمند به حل مشکلات دانشجویان و دانشگاهیان است و میداند مسئولیت چه وزارتخانه پر حاشیهای را برعهده گرفته است. غلامی که خود را یک اعتدالگرا میداند در گفتوگو با ما به دانشجویان و استادان اطمینان خاطر میدهد که همه تلاش خود را میکند تا در چارچوب قانون و اختیارات وزارت علوم فضایی امن برای فعالیت دانشجویان و تشکلهای دانشجویی ایجاد کند. البته او به مشکلات ارتباط صنعت و دانشگاه هم اشاره میکند و میگوید صنعتگران رابطه خوبی با دانشگاهیان ندارند و میخواهد تا زمانی که سکاندار این وزارتخانه است این رابطه را محکمتر کند.
سه ماهی است که شما بر صندلی مهمترین وزارتخانه تکیه زده اید. بهعنوان وزیر بفرمایید مهمترین چالش این وزارتخانه چیست و شما چه برنامهای برای حل آن دارید؟
همان طور که شما گفتید وزارت علوم وزارتخانهای پراهمیت است و البته به لحاظ همین اهمیت وظایف بسیاری هم برعهده دارد. طبیعتاً حساسیتهای خاصی هم در این وزارتخانه وجود دارد. مهمترین موضوع وزارت علوم بحث آموزش و تربیت نیروی انسانی متخصص برای جامعه است و از طرف دیگر موضوع پژوهش هم مورد تأکید دانشگاههاست که انتظار میرود در این بخش دانشگاهها بسیار علمی و حرفهای عمل کنند. همچنین وزارت علوم موظف است فضای نقد و نظریهپردازی را در دانشگاهها و مراکز علمی فعال کند. متأسفانه باید بگویم که ما در بخش آموزش، پژوهش و کرسیهای آزاد اندیشی توزیع متعادلی نداشتهایم. به این معنی که دانشگاههای ما بیشتر به بخش آموزش پرداختهاند و البته به لحاظ سطح آموزش دانشگاههای ایران وضعیت خوبی دارند. تقریباً توانستیم اکثریت داوطلبان ادامه تحصیل در دورههای دانشگاهی را وارد دانشگاه کنیم و خوشبختانه دانشگاههای ما در تربیت و آموزش متخصص بسیار موفق بودهاند. هماکنون دانشگاههای بزرگ دنیا درخواستهای بسیاری برای فارغالتحصیلان دانشگاههای برتر دارند به این خاطر که این دانشجویان باسواد و توانمند هستند. در بحث پژوهش هم در دو دهه اخیر از لحاظ برون داده های پژوهشی و مجموعه فعالیتهای آموزش عالی ما جایگاه خوبی در بحث پژوهش در دنیا به دست آوردهایم. رتبه علمی ایران از لحاظ چاپ مقالات در دنیا 16 است یا از لحاظ سرعت رشد علمی ما رتبه دوم را در منطقه داریم و این شاخصها نشان میدهد که در پژوهش هم دانشگاههای ما بسیار موفق بودهاند. این هم نشان میدهد دانشگاههای ایران اعضای هیأت علمی خوبی دارد. با این همه مهمترین مشکلی که داریم این است که بحث پژوهشهای کاربردی و ارتباط صنعت و جامعه به معنای حل مشکلات موجود در این دو بخش در کشور وجود ندارد. این موضوع دلایل مختلفی دارد که نمیشود بهعنوان ضعف دانشگاهها قلمداد کنیم. باید بگویم دانشگاههای ما مورد مراجعه برای حل مشکلات صنعت برای جامعه نبودند یا صنعت خیلی توجهی به دانشگاه در این باره نداشته است.
چرا؟
همه میدانند که ارتباط صنعت با دانشگاه بسیار ضعیف است. متأسفانه شرایط کار برای دانشگاهها در این زمینه هم کم است. شما توجه کنید شرایط کار و بعد هم امتیازدهیهای صنعت به اعضای هیأت علمی در دانشگاهها اصلاً مناسب نیست به طوری که علاقه جدی برای کار با صنعت وجود ندارد. نیاز است کمی در این باره کار شود. باید بگویم که صنعت و بخش اقتصادی آن احساس نیاز را به استادان و دانشگاهها ندارد. از سوی دیگر فعالیت دانشگاه با صنعت موردی بوده است اما در کل در این بخش بسیار ضعیف هستیم.
هماکنون وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
بخشی از صنعت توجه خاصی به دانشگاه دارد. مثلاً بخشی از وزارت صنایع پژوهشهای مورد نیازشان را به دانشگاهیان سفارش دادهاند و البته دانشگاه هم توانسته کارهای خوبی انجام دهد. صنایع دیگر مثلاً در صنعت خودروسازی به ندرت سفارشهای جدی به دانشگاهها داشتهاند. صنایع کوچکتر ما هم متأسفانه پژوهشگر ندارند و اصلاً هم نمیخواهند جای خالی نداشتن پژوهشگر برتر را با دانشگاهیان پر کنند. اگر از خودشان بپرسیم چرا به دانشگاهیان اعتماد نمیکنید؟ شاید جوابهای مختلفی بدهند. برخی میگویند فاصله صنعت و دانشگاه زیاد است. برخی هم میگویند اختلاف عقیده دانشگاه با صنعت بسیار است. اما باید بدانیم که در اقتصاد و تجارت وقتی احساس نیاز در رقابت داشته باشیم میتوانیم بهدنبال افزایش کیفیت باشیم و آنجا مجبوریم به سمت متخصصان برویم. با این همه اکنون احساس نیاز به پژوهشگران در بین صنعتگران وجود ندارد.
در این باره شما چه پیشنهادی دارید؟ آیا نیاز به آیین نامه یا مصوبه از شخص رئیس جمهوری داریم؟
بهنظر میآید با آیین نامه نمیتوانیم کاری انجام دهیم. این بخش، جزو بخشهای دستوری نیست. باید یک جریان طبیعی از رونق اقتصادی و ایجاد فضای رقابتی در کشور به وجود آید. هماکنون بخشهایی از صنایع نمیتوانند رقابت زیادی در کشور داشته باشند. برای اینکه بتوانیم رقابت را در بین صنعتگران زیاد کنیم باید تولیدات را به سمت بازار جهانی هدایت کنیم. اگر این اتفاق بیفتد میتوانیم رقابت را در داخل هم ایجاد کنیم. البته شرایط را در دانشگاه باید به سمتی ببریم که دانشگاه از آموزش صرف دانشجویان خارج شود و پژوهشگر تربیت کند؛ این اتفاق چند سالی است که در دانشگاهها میافتد و فضای تحقیق و کارهای پژوهشی در دانشگاهها تقویت شده است. ضمن اینکه خود وزارت علوم هم میخواهد دانشگاهها را از آموزش به سمت پژوهش ببرد تا دانشگاهها به سمت ارتباط با صنعت و کارآفرینی پیش بروند.
بحث دانشجویان کارآفرین را مطرح کردید؛ اما در سالهای قبل ما شاهد یک رشد بیرویه مراکز آموزش عالی و دانشگاههای غیردولتی بودیم همین موضوع موجب شد تا آموزش عالی لطمه جدی ببیند. در حال حاضر هم دانشگاه پیام نور و آزاد اسلامی را داریم که خیلی از کارشناسان آموزش عالی میگویند این دانشگاهها کیفیت لازم را ندارند. شما برنامه جدی برای بهبود کیفیت این دانشگاهها دارید؟
بله، قبول دارم که در یک دورهای به هر دلیلی یک توسعه کمی در آموزش عالی داشتیم. اما باید بگویم علاوه بر مزایای شخصی که تأسیس این دانشگاهها برای برخی داشتهاند موجب شدند تا توزیع امکانات آموزش عالی در واحدهای کوچک بیشتر از قبل شود.همان زمان اگر یک یا چند واحد کوچک در یک استان تجمیع میشد میتوانست یک واحد توانمند را به وجود آورد که اکنون با رشد بیرویه مراکز آموزشی مواجه نشویم. به همین خاطر است که شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبهای را تصویب کرده تا وزارت علوم را به طور خاص موظف کند مجموعه مراکز آموزش عالی کشور را ساماندهی کند.
این مصوبه دقیقاً کی ابلاغ شد؟
اواخر سال 94 بود. اما به طور جدی اوایل سال 95 ما کار خودمان را اجرایی کردیم و در حال بررسی و سازماندهی مراکز آموزشی هستیم. هماکنون این طرح با عنوان ساماندهی آموزش عالی در معاونت آموزشی در حال اجراست. ما در این ساماندهی میخواهیم از گسترش بیشتر مراکز جلوگیری کنیم و در سوی دیگر میخواهیم بررسی جامعی انجام دهیم تا مراکزی که ضرورت آموزشی ندارد جمع شوند. این کار سختیهای خودش را دارد اما عزم خودمان را جزم کردیم تا ساماندهی مراکز آموزشی را اجرایی کنیم. هماکنون کل دانشگاههای دولتی و غیردولتی را در
10 منطقه سازماندهی کردیم و در این 10 منطقه اقدامات ساماندهی انجام میشود.
دانشگاه آزاد هم جزو این ساماندهی میشود؟
بررسی دانشگاه آزاد کمی متفاوتتر است. بهطور کلی بر اساس اصل 44 قانون اساسی دولت باید بسیاری از بخشهای خدماتی خود را به بخشهای خصوصی واگذار کند. در حوزه آموزش عالی این اتفاق افتاده است. ما معتقدیم در این سالها دانشگاه آزاد هم مجوزهای بسیاری برای توسعه فعالیت خود گرفته است. اما چون بخش خصوصی است خودشان تشخیص میدهند که بمانند یا بروند. لذا با بررسیهایی که انجام دادهایم تعداد محدودی از دانشگاههای آزاد که در سالهای پیش تأسیس شدند تعطیل کردند. البته یک تعدادی هم بهدنبال این هستند که اگر برخی شرایط فراهم شود با دانشگاههای آزادی که در اطراف شهر یا شهرستانها هستند تجمیع شوند. وزارت علوم سعی میکند آنها را تا حدودی که میشود حمایت کند تا این زحمتی که برای به وجود آمدن توانمندیها در بخش خصوصی به وجود آمده از بین نرود. اما آنها هم باید به کیفیسازی توجه کنند.
یعنی وزارت علوم مستقیماً درباره کیفیت دانشگاه آزاد تصمیمگیری میکند؟
بله، تا آنجا که قانون به ما اجازه داده است باید نظارت کنیم و در حال حاضر دانشگاه آزاد برای هر کدام از رشتهها و دورههایش باید مجوز شورای عالی گسترش را بگیرد و تاکنون شورای گسترش با لحاظ کردن اینکه دانشگاه آزاد یک واحد غیردولتی است سعی کرده بر این دانشگاه کنترل و نظارت داشته باشد. ما درباره برخی رشتهها تذکر دادهایم و تعداد زیادی از رشتهها و کد رشتههایی که داشتند در سال 95 و 96 بازنگری شده و البته برای برخی از کد رشتهها اجازه پذیرش دانشجو صادر نشده است. برای برخی هم با آن حداقلهایی که لازم بوده است با ملاحظاتی که داشتیم رشتهها را باز گذاشتیم و وزارت علوم شرط گذاشته تا دانشگاه آزاد این رشتهها و دانشگاهها را تقویت کند. لذا دانشگاه آزاد هم از یک طرف واحدهای کوچکش جمع میشود و از طرف دیگر هم بر اساس نظارت دفتر گسترش وزارت علوم گروههای ضعیف و رشتههای بدون هیأت علمی اجازه ادامه فعالیت ندارند.
چون بحث دانشگاه آزاد هست باید اشاره کنم اخیراً این دانشگاه برای برخی از استادانش محدودیتهایی ایجاد کرده است. شما میدانید که استادان و اعضای هیأت علمی جزو سرمایههای اصلی این نظام هستند و حذف آنها موجب دلسردیشان میشود. شما آیا این موضوع را بررسی کرده اید؟
گزارش این موضوع به ما هم رسیده است و این مسأله را بررسی کردیم. دانشگاه آزاد دورهای طولانی از اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی به شکلهای مختلف برای اداره کلاسهایش استفاده میکرد. حتی برخی از اعضای هیأت علمی دانشگاههای دولتی وقتهای اداریشان را در دانشگاه آزاد میگذراندند. در سالهای اخیر هم دانشگاه دولتی و هم دانشگاه آزاد به این موضوع حساس شدند که در ساعت اداری نباید اعضای هیأت علمی که استخدام دولت هستند در دانشگاه آزاد باشند. اما برای ساعت غیراداری منعی وجود ندارد. دانشگاه آزاد هم با توجه به اینکه باید رشتهها و امکاناتش را گسترش میداد موظف بود اعضای هیأت علمی جوان را معرفی کند. ما نمیتوانستیم اعضای هیأت علمی دولتی را از آنها قبول کنیم. برای همین آنها مجبور شدند برخی از استادانی را که با آنها کار میکردند، تعدیل کنند. این یک بخش طبیعی بوده است.
یعنی مورد خاص سیاسی نبوده است؟
ممکن است در یک جایی هم موارد خاصی اتفاق افتاده باشد که اعضای هیأت علمی مورد بیاحترامی قرار گرفته باشند. ما تذکر لازم را میدهیم. اما به لحاظ کلیت همین است و موضوع سیاسی نبوده است.
بحث کنکور هم این روزها بسیار داغ است؛ وزارت علوم توپ را به زمین وزارت آموزش و پرورش میاندازد و می گوید آنها نمیتوانند سوابق تحصیلی را ارائه دهند و وزارت آموزش و پرورش هم به سازمان سنجش خرده میگیرد. آیا عزم جدی برای حذف کنکور وجود ندارد؟
موضوع حذف کنکور به طور جدی در حال بررسی کارشناسی است که مدل منطقی برای داوطلبان شکل بگیرد. برنامهای هست که در آینده کنکور به روش جدیدی از گزینش دانشجو به نام گزینش علمی تبدیل شود. حذف کنکور در دستور کار است، همین حالا هم در انتخاب دانشجویان برای ورود به دانشگاه بخش اصلی کار و امتیازها مربوط به سوابق تحصیلی است. در بسیاری رشتهها صرفاً با همین سوابق وارد دانشگاه میشوند؛ در رشتههایی که پرطرفدار هستند و محدودیت برای ورود همه وجود دارد، قطعاً سهمی که از طریق آزمون سراسری صورت میگیرد تأثیرگذار است. برنامهای هست که در آینده کنکور به روش جدیدی از گزینش بهعنوان گزینش علمی دانشجو تبدیل شود. ضرورتاً این برنامه باید از آموزش و پرورش شروع شود، یعنی باید دانشآموزان را از زمانی آماده کنیم که مثلاً طی 5 سال آینده مدل آزمون سراسری نخواهیم داشت. در این رابطه آموزش و پرورش باید برنامه لازم را برای آمادهسازی دانشآموزان برای ارزیابی سوابق تحصیلی به اجرا درآورد. نظر شخصی من این است که دانشآموزان باید بدانند بر اساس چه معیاری در آینده مشخصی قرار است انتخاب رشته کرده و وارد دانشگاه شوند به این دلیل که باید خود را با آن ضوابط وارد دانشگاه کنند.
موضوع کرسیهای آزاد اندیشی هم بسیار مهم است برخی از دانشجویان میگویند کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها اجرایی نمیشود. آیا رؤسای دانشگاهها در این باره سلیقهای رفتار میکنند؟
مقام معظم رهبری به بحث کرسی آزاد اندیشی در دانشگاهها بسیار تأکید دارند. بنابراین باید مسئولان دانشگاهها این فضا را طوری ترتیب دهند که اگر صحبتی پیش میآید خدایی نکرده برای گوینده آنها نگرانی ایجاد نشود. تعداد زیادی کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها برگزار کردهایم اما این مسأله که احیاناً در بعضی از دانشگاهها برخی از افراد از روی احتیاط در این نشستها شرکت نمیکنند به معنای آن نیست که تصورات آنان واقعی است. عقیده من این است بحث کرسیهای آزاد اندیشی در اجرا و طرح موضوع خوب مطرح نشده است. باید بگویم کرسیهای آزاد اندیشی نشستهای علمی هستند و نباید نشستهای سیاسی قلمداد شوند. دانشگاهها وظیفهشان مباحث علمی است حتی اگر وارد بخشهای سیاسی میشوند باید نگاه علمی به موضوع داشته باشند. قاعدتاً در کرسیهای آزاداندیشی باید فضای گفتوگو وجود داشته باشد که بارها شنیدیم رهبرمعظم انقلاب هم از اینکه برداشتهای آزاد از کرسیهای آزاداندیشی میشود ابراز نگرانی کردند. باید مجموعهها به گونهای مدیریت کنند که بحثها بین افراد صاحبنظر باشد. این موضوع خوب اجرا
نشده است.
الان اجرا میشود؟
تلاش کردیم تا اجرایی شود. ما در سال 96 موارد زیادی از برگزاری کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها داشتهایم.