همایون همتی: چرا امروز، روانشناسان جای فقیهان نشسته اند؟
رویداد۲۴-تمام ادیان یک هستی شناسی دارند که متناسب با آن توصیه ها و هنجارهایی ارائه می کنند، کاری که امروز علوم طبیعی و علوم انسانی انجام می دهند. به نظر می رسد که علوم امروز رقیب دین شده اند و خود را برتر می دانند تا آنجا که امروز روانشناسان جای فقیهان و معلمان اخلاق نشسته اند. باید ها و نباید های فقهی تعیین می کنند. در این فضا، این سوال مطرح می شود که دین چه کارکردی دارد که علوم به آن نپرداخته است؟گروه اندیشه:
دکتر همایون همتی استاد فلسفۀ دین و دکتری عرفان و ادیان و استاد دانشگاه بیلفلد آلمان، در سی و دومین نشست از سلسله نشست های آفاق اندیشه که با عنوان «رابطه علم و دین» در حسینیه ارشاد برگزار شد، گفت: تعابیر عامیانه و خرافی و متناقض زیادی از دین وجود دارد. دینی که تفاسیر مختلف از آن ارائه شده است، با خرافات آمیخته شده است.
تمام ادیان یک هستی شناسی دارند که متناسب با آن توصیه ها و هنجارهایی ارائه می کنند، کاری که امروز علوم طبیعی و علوم انسانی انجام می دهند. به نظر می رسد که علوم امروز رقیب دین شده اند و خود را برتر می دانند تا آنجا که امروز روانشناسان جای فقیهان و معلمان اخلاق نشسته اند. باید ها و نباید های فقهی تعیین می کنند. در این فضا، این سوال مطرح می شود که دین چه کارکردی دارد که علوم به آن نپرداخته است؟
همایون همتی سپس عنوان کرد: از سویی دین داران نیز بی کار ننشسته اند. الهی دانان مسیحی در این زمینه خیلی کار کرده اند. برخی از این ها گفته اند علم با دین متمایز است. نه متضاد و متباین. دشمنی و ناسازگاری ندارند بلکه متمایزند. دو چیز متمایز را اساساً نباید با هم مقایسه کرد. از علی (ع) پرسیدند کدام یک از این دو شاعر بهتر اند؟ ایشان پاسخ دادن که این دو در یک میدان حرکت نکرده اند پس قابل مقایسه نیستند.
برخی گفته اند علم و دین روش شناسی متفاوت برای تفسیر جهان دارند. علم روش تجربی دارد و دین روش وحیانی، عقلانی و اشراقی. حتی برخی بر این باورند که هدف و غایت این دو با هم متفاوت است. علم به دنیال کشف و پیش بینی است اما دین، در پی نشان دادن راه زندگی است.
وی افزود: شلایر ماخر اولین کسی بود که در قرن ۱۷ و ۱۸ نظریه تمایز را مطرح کرد. از این نظریه تفسیرهای گوناگون مطرح شده است. کارل بارت که الهی دانی پروتستان است بعداً همین حرف را به گونه ای دیگر زد و گفت دین و علم سرا پا متمایز اند. تمایز در روش، قلمرو، کارکرد، غایت ها و ... . تئوری کارل بارت خیلی خطرناک است چون جایی برای گفتگو میان این دو عرصه نمی گذارد چه برسد به همکاری. اساساً دین را مانند سکولاریست ها از تمام عرصه های اجتماعی اخراج می کند. بیشترین تعارض میان علم و دین میان مسیحیت و یهود با علم مدرن است و این مسأله درباره اسلام خیلی مطرح نیست.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: ما باید مراقب باشیم که به سرنوشت مسیحیان در تجربه تشکیل نظام و حکومت دینی دچار نشویم. باید اشتباهات را بشناسیم و اصلاح کنیم. حضرت امام (ره) بارها نسبت به این مسأله هشدار داده بودند. گروه دیگر فیدئیست ها (ایمان گرایان) هستند. مانند کیر کگورد که اساسا می گویند علم و ایمان با هم ارتباطی ندارند. چون ایمان با شور و حرارت و عشق ورزی با خدا سر و کار دارد اما علم پدیده ها را فریز می کند و بی طرفانه و عینیت گرایانه بررسی می کند. در عقل بشری جایی برای شور و عشق نیست. کیر کگورد می گوید ایمان خصم برهان است. شکل افراطی این دیدگاه در کیر کگورد است و شکل مدرن و اعتدالی آن در ویتکنشتاین است. ویتکنشتاین می گوید علی رغم این عدم ارتباط میان علم و ایمان، می توان ایمان را پذیرفت.
وی همچنین اظهار داشت: باید توجه داشت که ایمان تنها شور نیست، بلکه عقلانیت و همچنین عمل نیز هست ایمان چندین بُعد دارد. نباید آن را دچار تقلیل گرایی کرد و فروکاست.