نقد رویداد۲۴ بر دومین ساخته هادی محمدیان
فیلشاه؛ تجربه و تکامل
ساخت انیمیشن بلند سینمایی تاریخچه طولانی در سینمای ایران ندارد. صنعت انیمیشن چون به شدت وابسته به تکنولوژی است و برای گسترش و رونق آن لازم است کشورها به تکنولوژی روز مجهز باشند نتوانسته در ایران چندان رشد کند. به همین خاطر انیمیشن بلند سینمایی سابقه چندانی در سینمای ایران ندارد.

رویداد۲۴- مازیار وکیلی: ساخت انیمیشن بلند سینمایی تاریخچه طولانی در سینمای ایران ندارد. صنعت انیمیشن چون به شدت وابسته به تکنولوژی است و برای گسترش و رونق آن لازم است کشورها به تکنولوژی روز مجهز باشند نتوانسته در ایران چندان رشد کند. به همین خاطر انیمیشن بلند سینمایی سابقه چندانی در سینمای ایران ندارد.
نبود تکنولوژی در کنار نداشتن عظم جدی برای تولید انیمیشن بلند سینمایی باعث شد تا همین چند سال پیش انیمیشن سهمی از اکران سینمای ایران نداشته باشد. اما سرانجام بهرام عظیمی با ساخت تهران 1500 این آرزوی به ظاهر محال را بدل به واقعیت کرد. به خاطر سابقه نه چندان طولانی سینمای ایران در ساخت انیمیشن بلند سینمایی نمیتوان انیمیشنهای ساخته شده در سالهای اخیر را با محصولات پیش از خود مقایسه کرد. از طرف دیگر مقایسه انیمیشنهای داخلی با نمونههای خارجی هم بیانصافی است.
سینمای جهان (خصوصاً سینمای آمریکا) سالهاست که به ساخت انیمیشن بلند سینمایی مشغول هستند. در سینمای جهان انیمیشن به بلوغ و تکامل درخور توجهی رسیده است. در حالی که انیمیشن در سینمای ایران طفل نوپایی است که هنوز مراحل اولیه رشد را طی میکند. به همین خاطر باید به ضعفهای احتمالی فیلمهای انیمیشن ایرانی با دیده اغماض نگریست و سعی کرد با حمایت همه جانبه زمینه رشد و تکامل انیمیشنهای ایرانی را فراهم آورد. این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که سازندگان انیمیشن بلند سینمایی در ایران کار سختی را برای جلب مخاطب پیش رو دارند.
کودکان ایرانی سالهاست که به محصولات روز سینمای دنیا دسترسی دارند و به راحتی جدیدترین انیمیشنهای روز دنیا را میبینند. به همین خاطر ناخودآگاه در ذهن خود انیمیشنها داخلی را با نمونههای خارجی مقایسه میکنند و همین مسئله سبب میشود ضعفهای محصولات داخلی بیشتر به چشمشان بیاید. بنابراین ساخت انیمیشنهای داخلی صبر و مشقت زیادی میطلبد، چرا که این فرم سینمایی هنوز در ابتدای راه است و برای جا انداختن کیفیت خود مسیر طولانی را پیش رو دارد. فیلشاه هم از این قاعده مستثنی نیست. فیلم تا آنجایی که مربوط به تصویرپردازی میشود محصول قابل دفاعی است. فیلم پُر از رنگهای شاد و طراحیهای دقیق است.
فیلهای فیلم بامزه از کاردآمدند و به مدد دوبله خوب دوبلورها بدل به موجوداتی جذاب و دوست داشتنی شدهاند. شخصیتپردازی خوبی هم دارند و کارگردان توانسته ویژگیهای شخصیتی آنها را به خوبی در ظاهر فیلها هم بازتاب دهد. شادفیل به عنوان قهرمان اصلی فیلم فیلی تُپل، بامزه و تا اندازهای دست و پا چلفتی است که به مرور هرچه فیلم پیش میرود ویژگیهای قهرمانانه بیشتری از خود بروز میدهد. کارگردان تا آنجایی که توانسته و توانش اجازه داده شادفیل را به عنوان قهرمان اصلی فیلم غیرشعاری از کار درآورده است.
محمدیان همه سعی خود را کرده که پیامهای فیلم را غیر مستقیم به کودکان منتقل کند و در این راه تا حد زیادی موفق بوده. مشکلی اگر هست به سایر شخصیتهای فیلم مثل بابا برنابا، مریم و اَبرهه برمیگردد که به اندازه قهرمان اصلی(و کلیه شخصیتهای حیوانی فیلم) جذاب از کار در نیامدهاند. آنها شخصیتهایی کلیشهای و شعاری هستند که به خاطر همین کلیشهای بودن یکدستی فیلم را مخدوش میکنند.
در میان کاراکترهای غیرحیوانی فیلم تنها اَسفل است که تا حدی از دام کلیشههای شعاری سایر شخصیتها نجات یافته و صاحب هویتی مستقل شده. دست خرچنگی اسفل به عنوان یک ویژگی ظاهری متمایز به او ظاهری کاریکاتوری و جذاب بخشیده که میتواند توجه بچهها را جلب کند. اما در سایر کاراکترهای انسانی فیلم چنین ویژگیهای بامزهای به چشم نمیخورد. شخصیتهای یک انیمیشن سینمایی باید کاریکاتوری باشند و لازم نیست برای پردازش آنها چندان به واقعیت تکیه کرد. این نکتهای است که محمدیان و تیم سازنده فیلشاه از آن غافل بودند و به تصویری کلیشهای از شخصیتهای انسانی فیلم بسنده کردهاند.
نقطه ضعف دیگری که فیلشاه به عنوان یک انیمیشن سینمایی دارد ریتم کند آن است. فیلم طولانی نیست اما به شدت کند به نظر میرسد. داستان فیلشاه برای یک انیمیشن بلند سینمایی ماجرا کم دارد. محمدیان و گروه نویسندگان فیلشاه تلاش کردهاند داستان بارها گفته شده خود را از زاویه دید جدیدی تعریف کنند. ایدهشان، ایده جالبی است اما این ایده جالب کامل نشده و به همین خاطر داستان فیلم برای کودکان خُردسال بسیار گُنگ و نامفهوم از کار درآمده است. از طرف دیگر فیلم صحنههای شاد و موزیکال کم دارد. صحنههایی که تماشای آنها کودکان درون سالن را به وجد بیاورد.
از نیمه فیلم بسیاری از کودکان داخل سالن حوصلهشان سررفته بود و روی صندلیهایشان جابهجا میشدند. این نشان میدهد فیلم صحنههای هیجانآوری که برای کودکان جذابیت داشته باشد کم دارد. صحنهای مثل مبارزه گلادیاتوری شادفیل و حیوانات از کاراُفتاده با ببرها و شیرها. این صحنه جدا از آنکه طراحی خوبی دارد و لحظات بامزه در آن به وفور یافت میشود، اکشن، جزئیات و هیجان دارد و همین کمبود هیجان است که باعث شده فیلشاه تا حدی برای تماشاگر ملالآور شود. همانطور که قبلتر گفتیم فیلشاه به لحاظ تصویری محصول قابل دفاعی است. هنگام تماشای آن روی پرده بزرگ ضعف مشهودی ندارد. تصاویرش شاد و لذتبخش هستند و همین نکته نشان میدهد سازندگان آن انرژی و حوصله فراوانی برای ساخت فیلم صرف کردهاند. مشکل اصلی فیلشاه در داستان آن است که به شدت کند و مبهم از کار درآمده.
انیمیشنهای معتبر سینمای دنیا اگر موفق میشوند بیشتر از آنکه به تصویرپردازی قدرتمند خود وابسته باشند به قدرت داستانگویی بینظیرشان تکیه میکنند . محمدیان و تیمش برای اینکه بتوانند داستان فیلمهای خود را به بهترین شکل ممکن روایت کنند بهتر است انیمیشنهای کمپانی معتبری مثل پیکسار را با دقت بیشتری تماشا کنند. فیلمهای آنها را از زاویه داستانپردازی نگاه کنند و سعی کنند ترفندهای استفاده شده در آن انیمیشنها را در محصولات بعدی خود به کار ببرند. با همه این ضعفها فیلشاه تجربه ارزشمندی برای سینمای ایران است.
انیمیشن سازان ایرانی هنوز اول راه هستند و دارند تجربه میکنند. فیلشاه برای سینمای ایران با این سابقه کم در انیمیشن سازی محصول بسیار خوبی است. فیلشاه نشان میدهد که انیمیشن ایران مراحل رشد و تکامل را به خوبی طی میکند و اگر بستر و زمینه مهیا باشد میتواند محصولاتی تولید کند که قابلیت عرضه به بازار جهانی را هم داشته باشند.