به بهانه هتاکی و تهمت های نشریه تندرو به مسئولین نظام
ای کاش نام «حسین (ع)» را یدک نمی کشیدید
چگونه است در حالی که برخی رسانه ها بابت چاپ و انتشار کوچک ترین مطالب هم باید همواره پاسخگو باشند، نشریه ای که از بد حادثه نام یکی از پاکان عالم را یدک می کشد و داعیه ارزشی بودن دارد، چنین بی وحشت به عالی ترین مقامات مملکت می تازد و ابایی هم ندارد؟

سرویس جامعه و فرهنگ سایت خبری رویداد24: به قلم و آن چه می نویسد سوگند خورد تا درسی باشد برای ما. برای ما که قلم به دست گرفته ایم و پای در عرصه رسانه های مکتوب نهاده ایم تا بدانیم آن چه در اختیار داریم حرمتی دارد و قداستی.
به قلم و آن چه می نویسد سوگند خورد تا اتمام حجتی باشد برای ما تا بدانیم آن چه در اختیار داریم وسیله آزمون است و حساب و کتاب اخروی.
قلم شرف بیان است و بیان مسیر انتقال اندیشه. پس بیراه نمی تواند بود اگر بگوییم آن که دشنام می دهد و تهمت می زند، از اندیشه تهی است که اگر غیر از این بود نیازی به عربده نبود که اندیشه آرامش با خود می آورد.
آن چه در این چند روز قلب اهالی راستین رسانه و فرهنگ را فارغ از نگرش های سیاسی و خطوط جناحی به درد آورده، توهین ها، تهمت ها و هجمه های بی سابقه ای است که نشریه ای معلوم الحال نسبت به عالی ترین مقامات اجرایی کشور روا داشته. اتفاقی شوم که جز آهی و افسوسی برای ما که برای قلم و رسانه تقدسی قائلیم در پی ندارد.
به راستی چگونه است در حالی که برخی رسانه ها بابت چاپ و انتشار کوچک ترین مطالب هم باید همواره پاسخگو باشند، نشریه ای که از بد حادثه نام یکی از پاکان عالم را یدک می کشد و داعیه ارزشی بودن دارد، چنین بی وحشت به عالی ترین مقامات مملکت می تازد و ابایی هم ندارد؟
به راستی چگونه است در کشوری اسلامی که مزین است به خون هزاران لاله خونین که جان در راه اعتلا و سربلندی این ملک نهادند، عده ای این چنین زبان به دشنام و تهمت می گشایند؟! این همه تهمت آن هم با سخیف ترین و زننده ترین واژه ها نسبت به مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی، گناهی است نابخشودنی که نشان از بی وجدانی عوامل آن نشریه و نویسنده آن مطلب موهن دارد.
به راستی اینان از شهدا، خانواده های ایثارگران و رهبر جانباز این سرزمین شرم نکردند که چنین بی پروا زبان به دشنام و تهمت گشوده اند؟ آن که چنین بی ادبانه به دیگران می تازد، نه شرم را در وجودش نشانی است و نه مروت را.
چنین بی پروایی در قبال بانویی مومنه و بستن چنین تهمت های ناروایی به وی، جز از ذهنی بیمار و مجنون متبادر نیست. من درد در رگانم، چیزی شبیه حسرت در استخوانم می پیچد که قلم را چنین گروگان اندیشه های مخوف و دست های آلوده می بینم.
آقایان! آن چه با آن دشنام ساز می کنید و تهمت به دیگران می بندید، همان است که باری تعالی به آن سوگند یاد کرده است. به آن و آن چه می نویسد. حضرات داعیه دار دین، نخوانده اید در آموزه های اسلامی که حفظ آبروی مومن جایگاهی دارد هم پای جهاد در راه خدا؟ و وای بر شمایانی که با سوگند حق تعالی و آبروی مومنین چنین می کنید. وای بر شما!
شکست خوردگان خرداد92 این روزها شمشیر را به ناجوانمردانه ترین شکل ممکن از رو بسته اند و می تازند، بی آن که بدانند و آگاه باشند آن چه بر آن چنین گستاخانه می تازند، خاکی است مقدس که هرسویش نامی و یادی از نیکان عالم دارد.
این سرزمین مزین به نام سیدالشهدا(ع) است و در سایه توجهات رهبر فرزانه مان در انتظار صاحب اصلی اش منجی عالم مهدی موعود (عج).
آقایان این ملک کنام کفتاران و روبه صفتان نیست. این سرزمین اهورایی جایی برای هتاکان و عربده جویان در خود ندارد. این ملک نجیب است با مردمانی نجیب و سربلند.
دعوتتان می کنیم به بازگشت از راهی که در پیش گرفته اید. دعوتتان می کنیم به تمسک بر همان که نامش را زینت نشریه تان کرده اید. همان که در کارزار نبرد تنها یک خواسته داشت. خواسته ای که هنوز در گوش فلک زنگ می زند و در ذهنش تکرار می شود تا ابد. «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»
آن چه امروز شمایان کردید، عرق شرم بر جبین هر خداشناس و خداترسی نشاند. هبوط اخلاقیات آن هم در جبهه داعیه داران اخلاق؟ وامصیبتا!
به راه صداقت بازگردید که مردمان این سرزمین بزرگوارند و بخشنده.
حرمت قلم را نگه دارید. حرمت انسانیت، شرافت و آبروی مومن را نگه دارید. یا اگر جز این راه ورسم شماست، نام امام عشق، حسین(ع) را از نشریه تان پاک کنید که نه وارثان خوبی برای راه او هستید و نه مبلغان نیک سیرتی.
ای کاش حالا که چنین بی پروایید و نامرد، نام حسین(ع) را یدک نمی کشیدید.
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم
گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
سری سربلند و دلی سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
(قیصر امین پور)