تاریخ انتشار: ۱۲:۰۰ - ۱۹ شهريور ۱۳۹۸
عوامل اجتماعی و روانی و آنچه تحت عنوان «تربیت خانوادگی» از آن یاد می شود، نقش بسزایی در ذهنیت زنان و مردان، نسبت به آنچه زنان در جامعه هستند و می توانند باشند، دارد؛ نقشی که آگاهی از اهمیت آن می تواند گام اول در جهت تغییر و به روز رسانی مسائل باشد.
تربیت جنسیت زده؛ خشت کج اول
رویداد۲۴  به رغم توسعه و پیشرفت های بزرگی که هم در زمینه فرهنگ مادی و هم مفاهیم و فرهنگ غیرمادی در دهه های اخیر در جهان و متعاقبا در کشور ما رخ داده است، همچنان ضعف ها و گره هایی در زندگی اجتماعی وجود دارند که امروز نیاز به گشودن آنان بسیار احساس می شود. یکی از این گره های زندگی اجتماعی، شیوه و جنس برخورد با زنان است که تقریبا تمام جوامع مختلف در سده اخیر کوشیده اند تا براساس شرایط فرهنگی و متن اجتماعی خویش آن را بهبود بخشند. در کشور ما نیز اگرچه در سال های اخیر این وضعیت با پیشرفت های امیدبخشی توام بوده است اما هنوز هم موانعی بر سر راه زنان در برخی موارد وجود دارد؛ یکی از این موارد بحث قدرت سیاسی و جایگاه قدرتی است که یک زن در کشور می تواند به آن دست یابد. قطعا موانع دستیابی زنان به قدرت به یک عامل محدود نبوده و عوامل چندگانه و ابعاد متعددی در ترکیب با یکدیگر این دسترسی را با مشکل مواجه ساخته اند.

یکی از این ابعاد، ابعاد اجتماعی و روانی است که به ویژه در نگرش ها، تفکرات و متعاقب آن رفتارهای فرهنگی در هر جامعه نمود می یابد. دراین سامانه، به دلیل قدمت طولانی تفکرات قالبی و نگرش های منفی، این تفکرات و رفتار در یک دور باطل تکرار و بازتکرار شده و باعث می شوند که به رغم گذشت زمان و جهانی شدن، جامعه هنوز در باورهای غلط گذشته اش باقی بماند. ضمن این که نباید از قدرت تربیتی خانواده و نقش مهمی که والدین می توانند در شکل گیری ذهنیت هم زنان و هم مردان داشته باشند، غافل شد.

نارسایی‌های فرهنگ عمومی

آنچه در ادامه می آید گفت وگو با «محمدرضا ایمانی» روانشناس و مدرس مهارت زندگی است.

ایمانی در ابتدا عدم عمومیت یافتن اجازه ورود زنان به حوزه‌های قدرت، به رغم تجربه مثبت جامعه از موفقیت‌های ایشان را یک عامل منفی برشمرد و بیان داشت: در چند سال گذشته اتفاق مثبتی که افتاد این بود که خانم ها با مدارج علمی مناسبی که پیدا کرده اند و خودباوری که در آنها شکل گرفته است، به لحاظ علمی رشد خوبی داشتند؛ هم رتبه های خوب دانشگاهی را به دست آوردند و هم در عرصه اجتماعی توانستند به حوزه هایی حرفه ای ورود کنند؛ در نتیجه بخش هایی از کشور توانست در حوزه هایی، مدیریت را در اختیار خانم ها قرار دهد که اتفاقا این حوزه ها با ورود خانم ها شرایط مناسب تر و به سامان تری را هم پیدا کرد؛ ولی متاسفانه این موضوع همچنان عمومیت ندارد و از چند بعد در کشور، ما دچار مشکل و ضعف جدی برای این که خانم ها را در ساختار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بپذیریم، هستیم.

وی افزود: بخشی به سابقه تاریخی و ذهنیت منفی‌ای باز می‌گردد که جامعه نسبت به توانایی خانم ها دارد که این سوگیری ای غلط است؛ اصولا شما باید یک کاری را به گروهی بسپارید و آزمون و خطا کنید و بعد اعلام کنید که توانایی وجود داشته است یا خیر؛ یعنی ریسک ها را در نظر بگیرید نه این که بدون این مراحل اعلام ناتوانی برای آن گروه کنید.

از سوی دیگر بخشی از زدودن این ذهنیت و رویکرد جامعه، به این باز می گردد که آیا این تقاضا از طرف خانم ها هم در جامعه ما وجود داشته است و یا خیر؛ یعنی بستری که در جامعه برای شما وجود دارد یک مساله است و این که شما آمادگی پذیرفتن این مسوولیت ها را داشته باشید هم مساله ای دیگر است. شجاعت پذیرش مسوولیت، این که در کارها و خروجی ها خانم ها بتوانند با شجاعت اعلام موجودیت کنند و حضور و قدرت خودشان را نشان و سطحی از تفکرات و قابلیت های مدیریتی خودشان را بروز بدهند، یکی از مصادیقی است که می توانید اعلام کنید که این جرئت و جسارت وجود دارد؛ چنانچه خانم ها در عرصه اجتماعی وارد شده اند و موضوعاتی جدی را بر عهده گرفته اند و خروجی اتفاقات مثبت است.

این روانشناس با مثالی توضیح داد: انتخابات کشور مثالی از این عرصه است که چه در شورای شهر و چه در مجلس، شرایطی ایجاد شده و خانم ها کاندیدا شده اند و ما به آنها رای داده ایم و آنها به عنوان نماینده ما حضور دارند؛ اما وقتی جلوه های جدی و اثرگذاری را از همین نمایندگان عزیز که با رای من و شما وارد این فضا شده اند، نمی بینیم، می شود که گفت که جامعه هم آمادگی پذیریش سطوح بالای مدیریتی را برای زنان ندارد.

آن جایی که خانم ها مسوولیت پذیرفته اند و وارد شده اند، اگر موفق و درخشان حضور خودشان را بروز بدهند، کم کم جا باز می شود و شما می توانید اعتماد عمومی یا اقبال عمومی بیشتری را برای پست های بالاتر که به زنان سپرد، مشاهده کنید.

وی افزود: بنابراین اگر کسانی که امروز به عنوان نمایندگان خانم در مجلس و شورای شهر حضور دارند، حضوری موثر و اثرگذار داشته باشند، بخشی از این مسیر حل می شود. بخش دیگر این مسیر به فرهنگ عمومی ما باز می گردد؛ ما در جامعه ای زندگی می کنیم که همچنان با نگرش و ذهنیتی قدیمی نسبت به خانم ها، مسائل و موضوعات را پیش می گیرد. در بسیاری از مسائل بر اساس همان ذهنیت غلطی که وجود داشته است، نقش و مقدار پذیرش قابل قبولی برای خانم ها نداشته ایم؛ کماینکه وقتی وارد حوزه های علمی، حوزه های مختلف اقتصادی و حتی آموزشی می شویم، این قدرت زنان را به شکل بسیار درخشانی می بینیم. برداشت من این است که به ویژه در حوزه هایی چون وزارت آموزش و پرورش یا بخش های مطالعاتی کشور و حتی بخش های فنی، حداقل بر اساس مشاهدات، خانم ها می توانند نقش موثری داشته باشند.

ایمانی تصریح کرد: یکی دیگر از موانع اجتماعی این است که مسوولیت زنان در کشور ما به موضوعات خانواده محدود شده است؛ یک خانم می تواند در عین حال که یک مادر و یک همسر باشد، یک مدیر هم باشد اما پذیرش اجتماعی این موضوع با چند مساله همراه است، چنانچه زنان باید با موانعی که پس از ازدواج برای یک زن به وجود می آید، دست و پنجه نرم کند،

در چند سال گذشته تحصیلات و عملکرد زنان خیلی خوب بوده است و یکی از شاخص ها این است که زنان در عرصه فسادپذیری موضوعیت کمتری نسبت به آقایان دارند، در دقت و تمرکز همپای مردان پیش می روند و چون انگیزه های زیادی هم دارند، تلاش می کنند تا کیفیت بالاتری در کار خود بروز دهند. بنابراین اینها شایستگی های کیفی است که زنان دارند و به نظرم می ارزد که به آنها اعتماد کنیم و این عرصه را برای ایشان ایجاد کنیم ضمن اینکه به لحاظ کمی تقریبا ۵۰ درصد جامعه را زنان تشکیل می دهند و ما می توانیم از حضور آنان استفاده کنیم.

این روانشناس در واکنش به این مطلب که بعضا مساله کیفیت کار نیست و برغم تعداد بسیار زیاد تجربیات مثبت و عملکرد موفق، اولین اشتباه، آخرین اشتباه زنان شده و آنان این گونه قضاوت می شوند، بیان داشت: در همین عرصه مجلس، عزیزانی که به عنوان نماینده حضور داشتند و بسیار خوب و قوی کار کرده بودند، با اقبال عمومی بیشتری مواجه می شوند و این یک فرصت است. متاسفانه قدر این فرصت ها در برخی موارد ندانسته ایم.

وی افزود: مساله دیگر نگاه تربیتی ما در جامعه است که متاسفانه ذهنیت مردان نسبت به زنان همچنان جنسیتی است. و این یکی از آسیب ها و بلاهای موجود در کشور ما است؛ وقتی شما می خواهید با یک خانم مواجه شوید، پیش از این که به قدرت و توانایی و اصول کاری پایبند باشید، به موضوعات دیگری توجه می کنید و این نگاه نگاهی بسیار زشت و مخربی است که متاسفانه در جامعه وجود دارد و گاهی خانم ها در حوزه کاری خودشان مورد سوءاستفاده قرار می گیرند؛ که این سوءاستفاده ها انواع و اقسام مختلفی دارد؛ از کم دادن حقوق آنان و بیمه رد نکردن گرفته تا مورد تعرض قرار گرفتن، تحقیر شدن و متلک شنیدن که باعث احساس سرخوردگی و افسردگی و گاهی موجب خروج فرد از کار می شود یا می مانند اما تحمل می کنند و با شرایط نابسامانی کار و زندگی می کنند؛ اینها مشکلاتی است که باید رفع شود و این نگاه ها عوض شود.

 

در تربیت‌هایمان جنسیت زده هستیم

 
ایمانی در تبیین راه حل های اجتماعی برای کاهش موانع دستیابی زنان به قدرت تصریح کرد: نگاهی که در خانواده ها وجود دارد، ناخودگاه در ذهن پسران ما قرار می گیرد. این نگاه از بچگی همراه پسران است؛ وقتی مدام با تکه ها و متلک ها و الفاظ منفی مختلف خانم ها را صدا و به آنها اشاره می کنیم، این پسران که قرار است به جامعه بیایند و مردان جامعه ما شوند، با این نگاه رشد پیدا می کنند که نگاه درستی نیست.

برخی از متلک هایی که در خانواده ها نسبت به دختران شکل می گیرد، استمرار می یابد و این بسیار مخرب است؛ شاید باور پذیر نباشد که چه تعداد زیادی از طلاق ها که دلایل عاطفی دارند، بخش زیادی بابت همین تحقیر و تخریب ها و متلک هایی است که در خانواده ها نسبت به زنان اعمال می شود. اینها روح و روان یک زن و دختر را در خانواده و جامعه تخریب می کند و ما زنان را دائما با یک استرس و ترس و گفت وگوی درونی منفی همراه می کنیم؛ یعنی عوض بهسازی شرایط عمومی جامعه و کشور، به سمت ترساندن و سرکوب و تحدید زنان رفته ایم.

ضمن اینکه رفتارها در خانواده با دختران ملایم تر و با کلمات توام با عاطفه و ابراز احساسات است؛ در حالی که با پسران شدیدتر و محکم تر صحبت می کنیم، چون می خواهیم او را قوی بار بیاوریم. توجه نمی کنیم که همین قوی بار آوردن، برای یک دختر هم بخشی از مسوولیت ما در درون خانواده است؛ چرا که قرار است دختران ما هم مانند پسران، در جامعه حضور یابند، درس بخوانند، کار کنند و مسوولیت های مهمی (تربیت فرزندان یک مسوولیت مهم است که بر دوش زنان قرار گرفته) را برعهده گیرند. ما به صورتی با پسران رفتار می کنیم که آنان را آماده پذیرش مسوولیت زندگی و جامعه می کنیم اما این رفتار را در مورد خانم ها اعمال نمی کنیم.

مثلا برای آوردن جعبه ابزار یا یک سری کارهای دیگر به دختر نمی گوییم، به پسر می گوییم و اینها چیزهایی است که این تفکر را که خانم ها ضعیف هستند و توانایی فنی ندارد، استمرار می بخشد؛ این را چه کسی گفته است و این استاندارد را چه کسی تعریف کرده است؟
 
وی افزود: شما اگر از همان ابتدا این نگاه تربیتی را داشته باشید که هرکاری که پسرتان می تواند انجام دهد،
دخترتان هم می تواند یا همان خصوصیاتی که پسرتان دارد؛ دخترتان هم دارد، می شود گفت آنها را آماده موضوعات بعدی در جامعه می کنید؛ و زنان را آماده می کنید تا شجاعت لازم را برای زندگی داشته باشند که به راحتی حرفشان را بزنند و خجالت بیجا نداشته باشند. ما خجالت و حیا را برای دختران یکی می دانیم، در صورتی که خجالت باعث خودخوری کردن و نادیده گرفتن حقوق خودش است. این ها موضوعاتی است که در خانواده شکل می گیرد و در جامعه استمرار می یابد.
منبع: ایرنا
خبر های مرتبط
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر: