چرا زنان جوان نیازمند حمایت مضاعفاند؟
مرجان کاووسی*
این روزها از سهمیه زنان برای انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی فراوان شنیده می شود و بسیاری در این زمینه می نویسند و می گویند وعده ای نیزانتقاد می کنند.
ضرورتی که برای جبران یک عقب ماندگی چندین ساله زنان را به یافتن راه حلی جبرانی برای آن واداشت و در دوسال اخیر راهی که در پیش گرفته شد ،قائل شدن به سهمیه ای درخور برای زنان در لیست های انتخاباتی و نهایتاً کرسی های مجلس بود.
اما در کنار کلیات این رویکرد ضروی و مطالبه به حق زنان ، نکته ای نهفته است و آن اینکه برای استفاده از این سهمیه چه افرادی و یا بهتر است بگوئیم چه زنانی حائز شرایط و دارای آمادگی می باشند.به هر حال در دوسال گذشته طی برنامه ای مدون تلاش در جهت شناسائی کاندیدهای احتمالی و توانمند سازی آنها انجام شده است و نباید از نقش مهم احزاب و تشکل های اصلاح طلب در تولید و ترویج این مطالبه که اکنون منجر به ایجاد وحدت دیدگاه و رویکرد در این زمینه شده است غافل بود.
اما یک نکته در پاسخ به پرسش فوق وجود دارد و آن در نظر گرفتن رویکردی است برای جایگزینی تدریجی نسلها در درون جریان اصلاح طلبی که بدون شک این رویکرد جوانگرایی و اعتماد به نسل نو بایستی درروند اقدامات زنان اصلاحطلب بهعنوان بخشی از کل جریان قرار گیرد. به دیگر سخن وقتی سیاست کلی جریان اصلاحات بر جوانگرایی است، پس بدیهی است که زنان نیز لاجرم بایستی این رویکرد را در پیش بگیرند.اما در وانفسای تثبیت اختصاص سهمیه به زنان و تمرکز زنان اصلاحطلب بر این موضوع ،گرچه دیدگاههایی جوان گرایانه در این جریان وجود داشته و ازنظر پیشکسوتان دور نمانده است،اما در سایه مطالبه کلی کمرنگ شده و در حقیقت کمتر به آن پرداختهشده است و به نظر میرسد در آستانه انتخابات بد نیست که توجه بیشتری به زنان جوان و توانمندی داشته باشیم که با انباشتگی تجارب نسلهای پیش از خود و با تخصص و مهارتهای بیشمار و از سوی دیگر سابقه فعالیتهای سیاسی و تشکیلاتی آماده ورود به صحنه قدرتاند و با نیروی جوانی و در کنار آن دغدغههایی که از مطالبات انباشتهشده زنان جامعه ایران دارند بیشک با قرار گرفتن در کنار زنان باتجربهتر میتوانند در این مسیر راهگشا باشند.
ضمن اینکه از منظر دیگری هم اگر به این موضوع بنگریم درخواهیم یافت که نباید برای به دست آوردن این تعداد از کرسیهای مجلس فقط به تعداد زنان باتجربه این راه دلخوش بود چراکه عملاً ازنظر کمی تعدادشان اندک است و اگر چنین نبود امروز به فکر افزایش این تعداد برنمیآمدیم.
اما چرا حمایت از زنان جوان باید مضاعف باشد؟ زن جوان در موقعیتی رقابتی قرار دارد که در کارزار مبارزات انتخاباتی خود سه گروه را در موقعیتی تثبیتشدهتر از خویش میبیند.
یکی از آنها رقیب کل جریان اصلاحات است و آنهم جریان اصولگرایی است . دومین گروه که از باب غلبه فضای سیاسی توانسته جایگاه و سهم خود را از قدرت تثبیت کند گروه مردان است و سومین گروه که در اثر تجارب پیشین و اقتضای سن وسال در موقعیت مناسب تری قرار دارند زنان نسلهای پیش هستند.
اما باید دانست که در جریان اصلاحطلبی در مورد دو گروه اخیر تا حدود بسیار زیادی جنبه رقابتی درون گروهی به وضعیتی حمایتی تبدیلشده و امکان بروز و حضور زنان جوان را در کارزار انتخابات فراهم آورده است.
لکن معتقدیم این رویکرد گرچه لازم است اما کافی نیست و باید علاوه بر حمایت از زنان جوان دارای ویژگیها و شاخصهای نمایندگی مجلس،سازوکارهایی وجود داشته باشد که این کاندیداها عملاً از هر گونه حمایت و تجربه زنان نسلهای قبل و مردان بهرهمند شوند و با صرف کمترین انرژی و هزینه بر موانع اجتماعی و فرهنگی نائل آیند و شاهد حضور هر چه بیشتر و مؤثرتر آنان در کرسیهای مجلس باشیم .و اطمینان داریم که فضا دادن و اعتماد به جوانان و بهویژه زنان جوان با ویژگیهای منحصربهفرد و قابلیتهای خاص با توجه به دغدغه مندی ارزشی و اخلاقی که از کل جریان اصلاح طلبی به آنها رسیده است،منشاء اثرات مثبت فراوانی از حیث اجتماعی ، فرهنگی،اقتصادی و سیاسی برای ایران اسلامی خواهد بود.
*عضو شورای مرکزی و رئیس کمیته بانوان حزب اراده ملت ایران