ترامپ و رؤیای آمریکایی
حامد نوریان*
رأی آمریکاییان به ترامپ برای تحلیلگران و مردم دیگر کشورهای جهان که با این سونامی سیاسی مواجه شدند، بهت آور بود. در طول ادوار مختلف، تب انتخابات آمریکا هیچ زمان به این اندازه بالا نرفته بود و به این میزان در سایر کشورهای جهان پیگیری نمی شد. با غلبه دونالد بر هیلاری این رقابت نفس گیر انتخاباتی به شگفتی بزرگ و غیر منتظره ای برای بسیاری از تحلیگران سیاسی تبدیل شد. دونالد ترامپ مردی که هیچ سابقه سیاسی نداشت توانست از هیلاری کهنه کار که لبخند می زند و به قواعد بازی مسلط است سبقت بگیرد. این در حالی بود که تا ساعات آغازین رأی گیری اکثر نظر سنجی ها و تحلیل ها حاکی از آن بود که هیلاری کلینتون پیروزی آسانی خواهد داشت.
در بررسی این دگرگونی سیاسی، یکی از مسائل مهم رفتار انتخاباتی رأیدهندگان آمریکایی میباشد. انتخابات و حواشی پیرامون آن در هر کشوری کلید گشاینده بسیاری از رازها و واقعیتهای آن کشور است که میتوان به تماشای بدون روتوش حقیقت پیرامون آن جامعه نشست. در تحلیل رفتار رأیدهندگان آمریکایی، انتخاب دونالد ترامپ به زبان ساده «نه» به سیستم فعلی حاکم بر ایالاتمتحده است که میتوان از آن بهعنوان یک انقلاب رفتاری یادکرد. ترامپ بیشتر از آنکه یک سیاستمدار باشد و یا نماینده جمهوری خواهان، نماد مخالفت یا روند سیاسی حاکم بر آمریکا بود که از سوی سیاستمداران محافظهکار و دموکرات در این سالها اجراشده بود. ادبیات ترامپ در فرآیند انتخابات آمریکا، هیچ سنخیتی با ادبیات جمهوری خواهان و دموکراتها نداشت. در برآیند افکار عمومی آمریکا نیز این مسئله نمود داشت که سیاست حزبی همواره فرد و نقش منافع فردی را نادیده گرفته است. این وضعیت به زبان ساده به این معنا است که پشتیبانی حزبی توسط شهروندان در ایالاتمتحده در وضعیت مساعدی به سر نمیبرد و روزبهروز در حال ضعیفتر شدن است. رأی آوردن ترامپ در انتخابات ۸ نوامبر بهبیاندیگر حکایت از کاهش تعهد مردم به احساس یگانگی با سیستم حزبی و جریانات سیاسی در ایالاتمتحده دارد. موضوعی دیگری که در این انتخابات در رفتار رأیدهندگان قابلبررسی است گستردگی قشر خاکستری در جامعه آمریکا و دودلی این افراد در رأی دادن به تداوم وضع موجود بود. در بعضی از ایالتها چرخش رأیدهندگان در دقیقه ۹۰ به دونالد ترامپ مهر تأییدی بر متغیر بودن رأیدهندگان آمریکایی در این انتخابات داشت. انتخابات ۲۰۱۶ ایالاتمتحده نمایانگر سرخوردگی و سردرگمی آمریکاییان از سیاستهای متعارف سیاستمداران محافظهکار و دموکرات بود. تجربه رئیسجمهور شدن یک تاجر برای بسیاری آمریکاییان هیجانانگیز به نظر میرسید. ترامپ مانند مردم آمریکا سخن گفت و در این انتخابات بر روی قشری سرمایهگذاری کرد که آرزوهای خود را ازدسترفته میدیدند. ترامپ همچنین بهخوبی میدانست که افراد در آمریکا چه چیزی را نمیخواهند! به جمله چند رو پیش او دقت کنید؛ «برنده شوم به واشنگتن میروم و سیفون را میکشم!». ترامپ و کمپین انتخاباتی او درواقع با برجستهسازی مشکلات جامعه آمریکا سعی کردند برند تجاری موفق ترامپ را نمونه ایده آل یک رؤیای آمریکایی تحققیافته نشان دهند که بدون رعایت کردند چارچوبهای سیاسی رایج آمریکایی توانسته است موفق باشد. میتوان گفت کمپین انتخاباتی ترامپ با طراحی شخصیت بیپروا، یاغی و طغیانگر ترامپ که از گفتن چیزی ابایی ندارد، توانستند از بحران سیاسی موجود در آمریکا و خستگی مردم از سیستم حزبی نهایت بهره را ببرند و با دوقطبی سازی جامعه، ترامپ را ناجی رؤیای آمریکایی معرفی نمایند.
*کارشناس مسائل سیاسی

شرایط تقریبا یکسان حال و هوای انتخاباتی آمریکائیان و ایرانیان شاید از وجود یک نوع سیستم و شیوه ی حکومتی ، سردمدارانشان حکایت داشته باشد . . . !