سازمان روحانیت در گفت و گو با احمد واعظی: نهادهای حوزوی ترسیم جامعی از وضع مطلوب حوزه و نقشه راه ندارند
واعظی در گفت و گویی صریح با شفقنا، وضعیت فعلی سازمان روحانیت و رسیدن به شرایط مطلوب و نیاز به تحول در این زمینه را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: وقتی راجع به اصلاح، تحول و بهینه سازی حوزه و ایفای نقش عمیق تر و موثرتر حوزه بحث می کنیم، سه محور کلان بحثی را پیش روی داریم؛ اولین محور «وضعیت شناسی حوزه» امروز است، مراد از وضعیت شناسی بررسی آسیب ها، امکانات، فرصت ها، ظرفیت ها و انتظارات بیرونی و هر آنچه که می تواند تصویر روشنی از وضع موجود به ما دهد و توصیف واقع بینانه و همه جانبه ای از حوزه و روحانیت امروز عرضه کند، هست؛ این وضعیت شناسی دیدگان بصیری می خواهد که ابعاد مختلفی را توصیف و تبیین کند، چون توصیف غیر از تبیین است و تبیین بررسی علل است بدین معنا که اگر آسیبی می بینیم به علل آن توجه کنیم تا بتوانیم راجع به آن تصمیماتی بگیریم.
وجود اختلاف نظر در ترسیم وضع مطلوب حوزه
واعظی افزود: فضای کلان دیگر بحث، ترسیم «حوزه مطلوب» است که معرکه آراست، در مورد اینکه حوزه مطلوب چه حوزه ای است و مولفه های آن چیست، اختلاف نظرهای جدی وجود دارد و می توان در این زمینه مثال های بسیار روشنی زد، به عنوان مثال اختلاف نظر است که در ترسیم وضع مطلوب حوزه رویکرد پیشینی داشته باشیم یا رویکرد پسینی.
مفهومی از رویکرد پیشینی و پسینی
رییس دفتر تبلیغات اسلامی توضیحاتی در مورد رویکرد پیشینی و پسینی داد و گفت: «رویکرد پسینی»، رویکرد کارکرد گرایانه است؛ بدین معنا که باید دقت کنیم با توجه به تحولات اجتماعی و تغییراتی که در گروه های مرجع اثرگذار در محیط فرهنگی و دانشی وجود دارد و با توجه به همه تغییراتی که در سبک زندگی مردم متاثر از مدرنیته اتفاق افتاده چه کارکردهایی به طور عینی و بالفعل برای روحانیت باقی مانده و پس از آن عناصر این کارکردها را از عناصر ترسیم وضع مطلوب بدانیم. «رویکرد پیشینی» یک رویکرد هنجاری است، بدین معنا که باید با مراجعه به منابع دینی و بایسته های حوزه اجتماع و فرهنگ یک نگاه ارزشی داشته باشیم چرا که حوزه ها در تعامل با فرهنگ و جامعه هستند؛ گاهی نقطه ثابت پرگار را روی فرهنگ و جامعه می گذاریم و می گوییم هر چه تغییر کرد، حوزه هم به تبع آن تغییر کند و در واقع تعریفی از رویکرد کارکرد گرایانه حوزه مطلوب را ارایه می کنیم و گاهی با یک نگاه هنجاری ارزشی، ما تقدم و پیشینی می گوییم که دین و منابع دینی ما چه وظایفی را به ما محول کرده و آن نگرش های ارزشی که نسبت به انسان، جامعه، فرهنگ و مقولات انسانی داریم چه وظایفی را متوجه حوزه ها می کند؛ اگر بخواهیم وضع مطلوب روحانیت و حوزه ها را براساس این مولفه ها ترسیم کنیم، این خود می تواند در حوزه های مطلوب بسیار تاثیر بگذارد.
حجت الاسلام والمسلمین واعظی به منظور روشن شدن رویکرد پسینی و پیشینی در ترسیم وضع مطلوب حوزه، نمونه های دیگری نیز عنوان و اظهار کرد: اگر عنصر سیاست و انقلاب اسلامی را در نظر بگیریم و اگر حوزه نسبت به سیاست و انقلاب اسلامی درآمیختگی یا مرزگذاری داشته باشد، بسیار بر چگونگی ترسیم حوزه مطلوب تاثیر می گذارد یا مثلاً دایره بحث نیازها، ما می گوییم حوزه های علمیه فقط باید نیازهای دینی مردم را پاسخ دهند، این یک نگرش از وضع مطلوب است، گاهی نیز می گوییم علاوه بر نیازهای فرهنگی و دینی جامعه، نیازهای نظام اسلامی که شکل گرفته را نیز باید برآورده کنیم چرا که این امر در آموزش، کادرسازی، برون داد و تعامل حوزه با نظام از اهمیت بسیاری برخوردار است. گاهی هم می گوییم علاوه بر نیازهای جامعه، نیازهای حوزه بین الملل را باید برطرف کنیم بدین معنا که حیطه تعامل اسلام و حوزه را به داخل جامعه شیعه یا جامعه اسلامی محدود نکنیم، بر این اساس معتقدیم در حوزه بین الملل، رسالت هایی متوجه حوزه است و حوزه باید در این بخش فعال باشد. همه این گزاره ها حیطه نیازهایی که حوزه باید درگیر آن شود را ترسیم می کند و می بینیم که چقدر می تواند در ترسیم وضع مطلوب حوزه تاثیر بگذارد.
وجود اختلاف نظر در نحوه برون رفت از وضع موجود به وضع مطلوب
واعظی حوزه کلان سوم را بحث نحوه برون رفت از وضع موجود به وضع مطلوب عنوان کرد و گفت: این مورد مانند موارد دیگر محل اختلاف است و اینطور نیست که اگر در وضعیت شناسی به یک هم افقی و اجماع نظری رسیدیم و دست بر قضا راجع به حوزه مطلوب هم به یک سازگاری فکری و هم نوایی نظری رسیدیم، بگوییم که اکنون نقشه راه بسیار روشن است بلکه نحوه برون رفت از وضع موجود به وضع مطلوب، خود محل اختلاف است؛ به عنوان مثال میان کسانی که می گویند حوزه باید متحول شود، در مورد اینکه کتاب های درسی باید تغییر کند یا نکند محل بحث وجود دارد حتی در مورد اینکه طلبه چه مباحثی را بخواند، چه کتاب هایی را بخواند و چقدر نیاز است که بخواند، اختلاف نظر وجود دارد.

در حوزه های علمیه از دو ناحیه آشفتگی وجود دارد
او به وجود آشفتگی در حوزه ها اشاره و تصریح کرد: این آشفتگی از دو ناحیه است، یکی اینکه کسانی که دغدغه تحول حوزه را دارند، بدون توجه به وضعیت شناسی لازم، بدون مباحث جدی و عمیق راجع به حوزه مطلوب و بدون ترسیم نقشه راه فعالان عرصه، متحول شدند و برای فعالیت به عرصه آمدند؛ همین امر سبب ایجاد مشکلات بسیاری شده است، در حال حاضر یکی از مشکلات ما، فاعلان عرصه تحول است، آنان فاقد نقشه ماهواره ای هستند بدین معنا که خودشان را در یک سطح بالا نیاوردند تا بتوانند با یک تحلیل عمیق و علمی، وضعیت شناسی کرده باشند. به نظرم مشکل دیگری که وجود دارد، خنثی کردن و آسیب رساندن به مزیت های مطلق و نسبی موجود حوزه است، بدین ترتیب که وقتی چند نفر روی سیستمی که عیب ها و کارکردهایی دارد، کار می کنند تا این سیستم را اصلاح کنند، اصلا با هم هماهنگ نیستند و مدل تعریف شده ای برای اصلاح این سیستم ندارند لذا حرکت آنان غیر از اینکه وضع موجود را بر هم می زند، ثمر دیگری ندارد.
نهاد روحانیت و حوزه های علمیه احتیاج به مفکرین بسیار قوی دارد
واعظی برای حل این نا هماهنگی ها و مشکلات، پیشنهادی داد و اظهار کرد: پیشنهاد عینی و عملی بنده این است که مقوله تحول و ایجاد پیشرفت در حوزه و بهینه سازی نهاد روحانیت و حوزه های علمیه احتیاج به اتاق فکر بسیار قوی دارد. این اتاق فکر قوی باید با اولیای حوزه مرتبط باشند و به جای انجام اقداماتی که می تواند ویژگی های مثبت وضع موجود را قدری مخدوش کند و ناهنجاری و آشفتگی ایجاد کند و برهم خوردن سیستم را در پی داشته باشد، بتواند با تدبیر و فکر طراحی شده ای، تحول در حوزه ها را به وجود بیاورد؛ به عنوان مثال در حال حاضر صداهایی از ناحیه بعضی تحول خواهان به گوش رسیده می شود که حاکی از کمال ناپختگی و نا آشنایی است، مثلا برخی طلاب کم سابقه جمع می شوند و پیشنهادهایی که گاهی توسط آنها مطرح می شود برای دلسوزان حوزه و کسانی که سابقه و ریشه عمیقی در علوم اسلامی دارند، جز ضربه زدن به مطلوبیت های موجود حوزه چیز دیگری نیست، گاهی به اصل علم اصول حمله می کنند و خواهان حذف بعضی از ابواب علم اصول هستند در حالی که کسی که اندک آشنایی به اجتهاد فقهی داشته باشد می داند که بدون پشتوانه علم اصول، اجتهادی صورت نمی گیرد. این مثال نشان دهنده این است که ما فاعلانی داریم که نه تنها از وضع موجود بلکه از وضع مطلوب هم ترسیم روشنی ندارند و وارد میدان شدند و زمینه را برای اقداماتی که می تواند، انجام گیرد، خراب می کنند.
نهادهای حوزوی ترسیم درستی از وضع مطلوب حوزه و نقشه راه ندارند
رییس دفتر تبلیغات اسلامی قم در پاسخ به اینکه نهادهای حوزوی نقشه راه ندارند یا این نقشه را اعلام نکردند؟ گفت: نهادهای حوزوی که شامل بسیاری از سازمان ها می شود، نه ترسیم درستی از وضع مطلوب حوزه دارند و نه نقشه راه دارند. اوضاع بیشتر به مانند این می ماند که یک خود آگاهی ایجاد شده که حوزه و روحانیت امروز در مقابل سیل نیازها و انتظارات کفایت نمی کند و باید تحول پیدا کند. منتها سامانه برای این کار به وجود نیامده و با توجه به شناختی که از بافت و تاریخ حوزه و واقعیت و هویت این نهاد وجود دارد، مسیر بهینه کردن اوضاع و ایجاد تحول این نیست که اکنون در حال رخ دادن است. هیچ کسی تعریفی از اینکه چه تحولی و چه کسی و چگونه باید انجام شود، ندارد؛ در صورتی که هرجا که از تغییر صحبت می کنیم و می خواهیم مهندسی شده و طراحی شده و برنامه ریزی شده تحولی ایجاد کنیم به یک تغییری احتیاج داریم؛ ما باید یک صورت وضعیت مطلوب داشته باشیم در غیر این صورت بعدها نمی توانیم برای فعالیت ها سنجش و ارزیابی داشته باشیم.
او مثالی در مورد وجود معیار وضعیت مطلوب و سنجش آن در گذشته حوزه اشاره و اظهار کرد: حوزه دیروز با حوزه امروز تفاوت دارد، اکنون سطح و کمیت انتظارات به غایت گسترده شده است، حوزه در گذشته کار ویژه های بسیار محدودی داشت و از آن حیث موفق بود، مثلا در شاخه های مختلف علوم اسلامی وضعیت مطلوب این بود که می توانست مجتهدان و عالمانی را بپروراند، در فقه و اصول، کتب درسی، سیستم آموزشی و انتخاب استاد یک بازار رقابت آزاد علمی و آموزشی وجود داشت بدین ترتیب که این طلاب و فضلا بودند که انتخاب می کردند به درس کدام استاد بروند و این کیفیت درس ها بود که مرغب افراد برای حضور در کلاس های درس می شدند، در واقع این مقبولیت طبیعی بود و به خاطر اعمال مدیریت از ناحیه یک نهاد رسمی در حوزه ها نبود، به همین دلیل حوزه ها خروجی های خوبی داشتند و این نظام قوام و رشد داشت و در کارکرد تبلیغی هم تا حدی خطبای خوبی پرورش پیدا می کرد و کار انجام می گرفت.
در کارکردهای کلان حوزه و روحانیت، بازیگران صحنه متکثر شدند اما نقشه راه وجود ندارد
این استاد حوزه علمیه قم وضع موجود حوزه و به طورکلی سازمان روحانیت را تبیین کرد و گفت: در حال حاضر یکی از نکاتی که باید در وضعیت شناسی به آن توجه کنیم، این است که آیا نهاد حوزه به لحاظ نهادها و عناصر اثرگذار همان وضع گذشته را دارند یا تغییراتی در میان آنها اتفاق افتاده، باید بگویم تعریف حوزه و نقش ایفا کنندگان در کلان حوزه، با گذشته و حال فرق می کند. در گذشته مراجع در اعمال مدیریت نقش اصلی داشتند، حتی حوزه ها نهاد اداری نداشتند، اما بعد از انقلاب مرکز مدیریت تاسیس شد و یک شکل رسمی پیدا کرده در عین حال که نهادهای دیگر عهدهدار امور آموزشی، پژوهشی و تبلیغ نیز هستند به گونه ای که اکنون شاهد یک وضعیت پیچیده هستیم. به عنوان مثال در عرصه تبلیغ، بازیگران صحنه تبلیغ حوزوی و روحانیون متکثری داریم، از دفتر تبلیغات سازمان، تبلیغات دفاتر مراجع و اوقاف به این بخش ورود می کنند، حتی گاهی برخی از نهادهای غیر حوزوی روی علاقه مندی خود به فضای فرهنگ دینی می آیند و نظری می دهند. مثال دیگر اینکه در حوزه علمیه قم حدود ۷۰۰ موسسه آموزشی و پژوهشی وجود دارد که از یک مرکز واحد مدیریت نمی شوند.
او بخش آموزشی را دارای سه بخش دانست و خاطر نشان ساخت: در حوزه، آموزش های منتهی به مدرک دانشگاهی داریم که توسط نهادهای حوزوی و شخصیت های حوزوی تاسیس شده و دانش آموختگان عمدتا از حوزویان هستند که به آنجا می آیند مثل دانشگاه باقرالعلوم، موسسه امام خمینی(ره)، دانشگاه مفید و دارالحدیث. بخش دوم آموزش، آموزش های منتهی به مدرک حوزوی است که سطح ۲ و ۳ می دهند و بخش سوم موسسات آموزشی هستند که منتهی به مدرک نیستند، اما آموزش هایی که طلبه ها در دانش افزایی و مهارت افزایی نیاز دارند به آنها آموزش داده می شود. برخی از این بخش ها از نظر مالی توسط نهادهای حوزوی پشتیبانی می شوند، بعضی ها بودجه دولتی دریافت می کنند و برخی توسط خود حوزه پشتیبانی می شوند و برخی توسط مراجع پشتیبانی می شوند و برخی دیگر خود منابع مالی متکثر دارند و برخی از اطراف جذب امکانات می کنند. کلیت کلامم این است که در کارکردهای کلان حوزه و روحانیت، بازیگران صحنه به قدر توانشان متکثر شدند و ما یک مرکزیتی نداریم که بخواهد تمام این امور را مدیریت کند.
واعظی در پاسخ به اینکه در وضعیت شناسی معاصر حوزه باید چه نکاتی را مدنظر قرار دهیم، گفت: در وضعیت شناسی معاصر حوزه، باید این را بفهمیم که بازیگران صحنه یا فاعلان متکثر هستند، بحث هنجاری این است که آیا این تکثر مطلوبیت هایی داشته یا خیر؟! قطعا این تکثر برآمده از احساس نیازها بوده بدین ترتیب که وقتی می دیدند وضع موجود کافی نیست، سراغ گشودن عرصه های جدید می رفتند ولی نقشه راهی برای آن وجود نداشته است.
نکاه سخت گیرانه در صلاحیت تدریس را نمی پسندم
حجت الاسلام والمسلمین واعظی در پاسخ به اینکه این درست است که ما در همه عرصه های حوزه و روحانیت خواستار تمرکز و اعمال مهندسی باشیم؟ اظهار کرد: بنده شخصا مخالف این هستم که آزادی عمل طلاب، فضلا و علما در درس دادن و درس رفتن گرفته یا محدود شود، البته این درست است که کسانی که می خواهند درس بدهند باید صلاحیت هایی داشته باشند منتها این نگاه سخت گیرانه در قضیه صلاحیت ها را نمی پسندم. البته ممکن است نظری مخالف من هم وجود داشته باشد، مثلا عده ای معتقدند کسی تا فلان سطح را نداشته باشد نمی تواند درس خارج دهد؛ یا عده ای دیگر از ابتدای ورود طلبه به حوزه تا خروج او، خواستار عدم اعمال مدیریت هستند.
او ادامه داد: ممکن است یک نگاه رادیکال آزادی گرا تا نگاهی که می خواهد همه چیز را متمرکز کند و تحت مهندسی و مدیریت در بیاورد، در حوزه وجود داشته باشد، من شخصا این افراط و تفریط را نمی پسندم، به نظر من ما هم باید بازیگران را بشناسیم و هم بدانیم که بازیگران صحنه چه کسانی هستند و با یک دقت نظر به برخی از تکثرها، نمره مثبت دهیم.
واعظی در یک نگاه اجمالی به مولفههای مثبت و به اصطلاح فضاهایی که اکنون در حوزه های علمیه گشوده شده، اشاره و تصریح کرد: یکی از امتیازات و تغییراتی که بعد از انقلاب در حوزه اتفاق افتاده، بالا رفتن سطح تماس علمی و آشنایی حوزه امروز با علوم انسانی به ویژه در حوزه فلسفه و شاخههای مختلف فلسفه، حوزه تفکر سیاسی و اندیشه سیاسی، حوزه اقتصاد، روان شناسی و علوم تربیتی است؛ عده ای از فضلا و روحانیون آشنایی بسیار قابل قبولی از این حوزه ها دارند و این یک امتیاز و در واقع پیشرفتی است که حوزه امروز نسبت به گذشته دارد.
او یادآور شد: در گذشته ما تک ستاره هایی داشتیم در حوزه که در واقع از فضای علوم رسمی حوزوی پا را فراتر میگذاشتند و سعی میکردند آشنایی هایی با حوزههای علمی پیدا کنند آن هم اغلب از طریق ترجمه ها و کتب فارسی موجود بوده است اما اکنون اتفاق خوبی که در حوزه ها افتاده، این است که آشنایی با فضاهای دانشی بیرونی گاهی اوقات از طریق مراجعه مستقیم به منابع دست اول حاصل میشود و این هم یک امتیازی است که در این فضا ایجاد شده است. امتیاز و تغییر دوم که می تواند وضع موجود را ترسیم کند، این است که حوزه امروز درک عینی تر و واقعی تری از مشکلات و موانع تحقق بخشیدن به وجه اجتماعی دین پیدا کرده است؛ قبل از انقلاب برخی متفکرین حوزوی و برخی از شخصیتهای آن روز، فضلا و علمای حوزه عطف توجه به مباحث اجتماعی دین میکردند و در زمینه لزوم عینیت بخشی به آموزه ها و ارزشهای اجتماعی دین و اینکه اسلام در بستر جامعه پیاده شود، نوشتههای متعددی وجود داشت و سخنرانی هایی میشد مخصوصاً در طیف انقلابیون حوزه که در واقع همسو با جریانات اصلاح طلب جهان اسلام بودند یعنی حرکتهای اصلاحی که با سید جمال اسد آبادی شروع شد و با ادامه آن توسط کواکبی در سوریه، مصر و کشورهای دیگر موجی درست شد که اسلام تنها یک دین فردی و انزوا طلبانه نیست بلکه وجه حکومتی و اجتماعی هم دارد، این نگاه قبل از انقلاب خوب بود و منادیانی هم داشت.

بین ارزشهای کلی تا بستر عینی جامعه، نیازمند حلقههای واسطه ای از نظریه پردازی هستیم
رییس دفتر تبلیغات اسلامی قم، اظهار داشت: به نظرم اتفاق خوبی که اکنون افتاده این است که تشکیل جمهوری اسلامی و آغاز شدن فعالیت ها در جهت به کرسی نشاندن و عملی کردن آموزههای دینی در عرصه اجتماع و تشکیل حکومت و جامعه دینی این پیامد و دستاورد را برای حوزه امروز ما داشته که حوزه امروز با دشواری ها، مشاکل و موانع پیاده کردن وجه اجتماعی دین بیشتر آشنا شده است، یعنی درک کرده که مطالب کلی در این زمینه ها دردی را دوا نمیکند و احتیاج به نظریه پردازی و ارایه راهکارهای عینی در جهت عملیاتی کردن آن ارزش یا آموزه های کلان دینی در بستر جامعه است. به عنوان مثال اینکه بخواهیم اقتصاد ما اسلامی شود و بدین منظور برخی احکام کلی اسلامی را داشته باشیم، کفایت نمی کند. حوزه امروز ما درک میکند برای داشتن اقتصاد اسلامی، باید بانکداری را اسلامی کنیم، بانکداری را بخواهید اسلامی کنید با انواع و اقسام مشکلات دنیای امروز و نظام مالی امروز روبرو هستیم؛ اکنون مشکل ما این است که بین احکام و ارزشهای کلی تا بستر عینی جامعه، یک حلقههای واسطه ای از نظریه پردازی احتیاج داریم که آن هم احتیاج به داشتن اطلاعات خوب از دانش اقتصاد و ساختار اقتصاد ایران دارد.
در حوزه تعلیم و تربیت نیز اگر بخواهیم نظام آموزشی و تربیتی را اسلامی کنیم چند آموزه کلی در زمینه مسائل تربیتی به تعبیر آیات و روایاتی که در این حوزه ها هست، حکم ارائه جهت گیری ها را دارد، اما وقتی می خواهید واقعیتهای عینی این جامعه را عملیاتی کنید، کار علمی خاصی از حوزویان، مجریان و متخصصان این حوزه ها میبرد.
او با بیان اینکه قبل از انقلاب تصور می شد که به سهولت می توان جامعه را دینی و مناسبات اجتماعی را اسلامی کرد، اما به نظرم اکنون این درک درحال حاصل شدن است که این کار به آسانی نیست؛ در حقیقت درک بسیط جای خود را به درک پیچیده داده است، گفت: میان فضلایی که به هر صورت در این حوزه ها مشغول هستند و در حقیقت دغدغه احیای تمدن اسلامی یا اقتصاد اسلامی را دارند، فضلایی هستند که دستی در علوم انسانی و اسلامی دارند و متوجه شدند که این کار آسان نیست، قبل از انقلاب تصور این بود که بین آموزههای اسلامی و پیاده شدن در جامعه فقط عنصر مانع وجود دارد یعنی یک حکومت طاغوتی مانع است و اگر این حکومت کنار رود، برای تحقق این امور بسیاری از موانع و مشکلات از بین می روند؛ گمان می کنم در حال حاضر برخی از حوزویان در حال رسیدن به این جمع بندی هستند که کارهای جدی علمی برای حل این مشکلات و موانع نیاز است.
در حال حاضر خروجی کار فقهی حوزه، کفایت نمیکند
رییس دفتر تبلیغات اسلامی قم یادآور شد: در حال حاضر خروجی کار فقهی حوزه، کفایت نمیکند و باید با پیچیدگیهای دنیای امروز بیشتر آشنا شد و به فقه البته فقه جواهری با حفظ اصول اجتهاد پویایی داد، اما باید دید را باز کرد، واقعیتهای پیچیده جهان امروز را درک کرد و نوعی اجتهاد را رقم زد تا بتوان گره ها را باز کرد، تشخیص و سفارش امام خمینی(ره) هم همین بود، اما متأسفانه باید بگویم در تریبونهای رسمی که امروز به نام حوزه در حال فعالیت هستند، چنین مساله ای حس نمی شود. محققین و کسانی که فارغ از وجوه رسمی، اعلامی یا مدیریتی دستی بر آتش دارند به لایه هایی که به امور فکری، تحقیقاتی، اندیشه ورزی و به وجه اجتماعی دین معطوف است، میپردازند و کم کم در حال رسیدن به این خودآگاهی هستند که کار به آن آسانی که فکر می کردند، نیست و باید در حوزههای مختلفی کار کنیم. گاهی شخصی به دلیل خیال و اندیشه ای خام اینطور فکر میکند که همه چیز حاضر و آماده در منابع دینی وجود دارد و تنها باید برداریم و مصرف کنیم، گاهی هم این نگاه وجود دارد که آنها منابع استنباط هستند و میتوان به عنوان منبع استخراج و استنباط نگاه دینی از آنها استفاده شود، اما این استنباط، تلاش علمی میخواهد.
واعظی ادامه داد: آموزه ها، یک ارزش، هدایتگر و امری مطلوب هستند، اگر شما بخواهید در بستر عینی جامعه مناسبات را بر وفق آموزه یا ارزش تغییر دهید، نظریه های واسطی برای این امر لازم است یعنی شما در حوزه اقتصاد باید راجع به خدمات، تولید، بانکداری و نقش پول نظریه داشته باشید و از سوی دیگر واقعیتهای ملموس حوزه اقتصاد، نابسمانیهای عینی و ضعفهای ساختاری موجود را بدانید تا نسخهای که مبتنی بر این نظریههای واسط پیاده می کنید، نسخه ای اعلا باشد و با واقعیت گره بخورد تا بتواند واقعیت را تغییر دهد.
*شفقنا