تاریخ انتشار: ۱۳:۰۳ - ۱۱ دی ۱۴۰۴
در رویداد۲۴ بخوانید:

دوراهی سخت انکار بحران و جراحی ساختار | آیا واقعاً به بن‌بست رسیده‌ایم؟

آملی لاریجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گوید: عده‌ای تحلیل می‌دهند که ما به بن‌بست رسیده‌ایم، فساد همه‌جا را گرفته و کشور در آستانه فروپاشی است؛ این سخنان خلاف واقع است.

ایران

رویداد۲۴| در روز‌های اخیر، فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور تحت تأثیر دو رویداد موازی قرار گرفته است؛ از یک سو جابه‌جایی مهره‌های آشنا در شطرنج اقتصادی دولت و از سوی دیگر، واکنش‌های تند و تیز به کلیدواژه «بن‌بست». در این میان، سخنان آملی لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، که ادعای بن‌بست و فروپاشی کشور را «خلاف واقع و بازی در زمین دشمن» توصیف کرده، باب جدیدی را برای تحلیل وضعیت فعلی گشوده است. او با تکیه بر سرمایه‌های عظیم مادی و انسانی و حضور جوانان فداکار، معتقد است که ریشه مشکلات را باید در برخی مدیریت‌ها یا تحلیل‌های نادرست جست‌و‌جو کرد، نه در ذاتِ ساختار کشور. اما پرسش اساسی اینجاست که فاصله میان این نگاه خوش‌بینانه و واقعیت‌های عینیِ سفره مردم چگونه پر خواهد شد؟

به آخر خط رسیدیم؟

حقیقت آن است که در دنیای سیاست و حکمرانی، «بن‌بست مطلق» به معنای فیزیکی آن وجود ندارد، چرا که همیشه راهکار‌های نرفته و ظرفیت‌های آزادنشده‌ای برای نجات یک اقتصاد وجود دارد. اما آنچه جامعه امروز ایران حس می‌کند، نه لزوماً بن‌بست جغرافیایی، بلکه نوعی «انسداد در اثرگذاریِ» است. وقتی مردم شاهدند که برای حل بحران‌های عمیق ارزی و معیشتی، مدیرانی جابه‌جا می‌شوند که پیش‌تر در آزمون‌های مشابه، نمره‌ی قبولی نگرفته‌اند، به این نتیجه می‌رسند که اراده‌ای برای تغییر ریل‌گذاری‌های غلط وجود ندارد. جابه‌جا کردن مسئولانی که کارنامه‌شان با نوسانات تند بازار ارز و کاهش ارزش پول ملی گره خورده، بیش از آنکه پیامی برای حل مشکل باشد، نوعی «تکرار مکررات» به نظر می‌رسد که به جای آرامش، بر آتش عصبانیت و ناامیدی جامعه می‌دمد.

عبور از گردنه سخت

شرایط فعلی ایران در حالی با تهدیدات خارجی و فشار‌های بین‌المللی پیچیده‌تر شده است که تنگنا‌های معیشتی، آستانه تحمل جامعه را به شدت کاهش داده است. در چنین وضعیتی، نفیِ بن‌بست توسط مسئولان زمانی برای افکار عمومی باورپذیر می‌شود که خروجیِ این مدیریت‌ها در زندگی روزمره مردم لمس شود. نمی‌توان از وجود سرمایه‌های عظیم زیرزمینی و انسانی سخن گفت، اما در عمل شاهد ناترازی‌های گسترده در انرژی، قطعی برق صنایع و تورمی بود که هر روز بخشی از قدرت خرید طبقه متوسط و ضعیف را می‌بلعد. این تضاد میان «داشته‌ها» و «خروجی‌ها»، همان نقطه‌ای است که تحلیل‌های رسمی را با چالش مواجه می‌کند و بهانه به دست بدخواهان می‌دهد تا تصویر فروپاشی را ترسیم کنند.

راه خروج از این وضعیت، نه در صندلی‌بازی‌های تکراری، بلکه در پذیرش شجاعانه‌ی ضرورت تغییر در سیاست‌های کلان نهفته است. اگر بپذیریم که به گفته رئیس مجمع تشخیص، مشکل در برخی مدیریت‌هاست، پس گام اول باید عبور از دایره بسته مدیران تکراری و باز کردن فضا برای ایده‌های نوین و جراحی‌های ساختاری باشد. ایران برای عبور از این گردنه دشوار و بی‌اثر کردن تهدیدات خارجی، بیش از هر چیز به ترمیم رابطه دولت و ملت نیاز دارد. این ترمیم تنها زمانی رخ می‌دهد که مردم حس کنند سیاست‌ها نه برای حفظ منافع گروه‌های خاص، بلکه برای نجات معیشت آنها طراحی شده است. بن‌بست زمانی شکست می‌خورد که مدیریت کشور به جای جابه‌جایی مهره‌ها، به سمت تغییر قواعد بازی حرکت کند و از پتانسیل‌های عظیمی که آملی لاریجانی به آنها اشاره کرده، برای باز کردن گره‌های واقعی زندگی مردم استفاده نماید.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما