تاریخ انتشار: ۰۷:۲۹ - ۲۹ دی ۱۴۰۴

درس‌هایی که باید از اعتراضات دی ماه گرفت؛ بیداد را نیست با داد راه

روزنامه اطلاعات نوشت: باید همه بیدار شویم درس‌های این بحران، از توطئه‌های صهیونیستی در قتل و قتال خیابانی، صدمات و حملات به اماکن و بانک‌ها و مساجد و شعار‌های ساختارشکن و نکوهیده، باید همه ما را بیدار کند. ایران، ظرف حیات و شرف و امنیت همه ماست. اگر این ظرف بشکند، هیچ مأمن دیگری نخواهیم داشت.

اعتراضات

رویداد۲۴| کشور عزیز ما ایران، همواره درگیر بحران‌ها و جنگ‌هایی بوده که از خارج به آن تحمیل شده‌اند یا انقلاب‌ها و جنبش‌هایی که در درون این وطن کهنسال برآمده است. موقعیت بسیار مهم و حساس ایران، همراه با تاریخ و فرهنگ ویژه‌ای که دارد، اهمیتی فراتر از حدّ تصور به ایران بخشیده است.

برای درک اهمیت ژئوپولیتیک ایران و نقش آن در نقشۀ جهان، کافی است بدانیم که در خاورمیانه، تنها کشور غیرساختگی که به صورت طبیعی هزاران سال ملّت داشته و از حکومت مستقل و جهان‌بینی و زبان ویژه برخوردار بوده، ایران است. از قضا زیباترین تصویر در نقشۀ منطقه نیز متعلق به وطن گرامی ماست. بقیه از سی‌وپنج سال تا حداکثر یکصدوسی سال بیشتر تاریخ ندارند. بگذریم که برخی می‌کوشند با گره زدن خود به تواریخ جعلی یا آرزوی خلافت، ریشه و پیشینه‌ای بیابند یا با دعاوی نامربوط از امپراتوری استپ‌های دوردست و زبان شش هفت هزار ساله و تخیّلات مشابه برای خودنمایی بهره گیرند!

ایران، زمین جنگ‌های بزرگ بوده است. در جنگ میان روسیه تزاری و ناپلئون بناپارت، مسألۀ اصلی در معاهدۀ تیلسیت، روشن شدن وضع ایران بود. در جنگ اول جهانی، روس و انگلیس، ایران را از شمال و جنوب مورد حمله و اشغال قرار دادند و به عنوان دو ابرقدرت آن زمان، توانستند عثمانی و سپاهیان ویلهلم در اتریش هنگری را شکست دهند. در دومین جنگ بین‌الملل هم، سه ابرقدرت آمریکا، روس و بریتانیا (متفقین)، ایران را اشغال کردند تا بتوانند بر متخاصمان که متحدین نامیده می‌شدند، پیروز شوند.

در تمام دورۀ موسوم به جنگ سرد نیز ایران خط اول و از مهم‌ترین سنگر‌های مقابله با کمونیسم توسعه طلب، تحت عنوان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود. سپس انقلاب ۱۳۵۷ درگرفت و آثار آن، سراسر خاورمیانه و بلکه جهان را دچار و درگیر ساخت. ایران همواره یکی از دو سه نقطه کلیدی و مهم جهان بوده، هست و بی‌گمان خواهد بود؛ بنابراین هجوم بیگانگان به ایران، از یورش سکا‌های شرقی تا حملۀ اسکندر مقدونی و از آن زمان تا جنگ ۱۲ روزه، دلایل روشن دارد. بسیاری از مورخان و جغرافی‌دانان، ایران را پل فیروزه و چهارراه جهان نامیده‌اند و در متون کهن پیشا اسلامی، ایرانویچ مهم‌ترین و بهترین زمین و سرزمین جهان خوانده شده است. اما بحران‌های ایران، بیش از آن که محصول تحمیل و تهدید و توطئه و هجوم بیگانه باشد، حاصل پویایی و جوشش ذاتی نیز بوده است.

برای مثال، انقلاب که امری نادر و تاریخی در حیات برخی کشور‌ها بوده است، در ایران، طی هفتاد سال دو بار و به قولی دیگر، سه بار رخ داده است. پس از انقلاب مردمی ۱۳۵۷ نیز دو جنگ بسیار بزرگ داشتیم: یکی نبرد هشت ساله با نوکر حلقه به گوش ابرقدرت‌ها، صدام بعثی، و دیگری جنگ دوازده روزه در درگیری با ابرقدرت آمریکا و مستعمره صهیونیستی آن!

هر کشور دیگری غیر از این بود در زیر این ضربات، خرد و تباه می‌شد، چنان که خلافت عثمانی و اتحاد جماهیر شوروی، در ابتدا و انتهای قرن بیستم میلادی، همچون تکه‌های یک ظرف شیشه‌ای شکستند و پراکنده شدند.

باری، ایرانیان همواره طالب شرایط بهتر بوده‌اند و تاریخ پرفراز و نشیب این میهن ورجاوند، گواهی بر آگاهی و دانایی و تحول‌خواهی مردم این سرزمین است. هیچ کشوری، این همه تکثر در اقوام، عقاید، فرهنگ و زبان‌ها ندارد. نام ایران بر تمام آنها صادق است و زبان فارسی میانجی گفتگوی آنها بوده و هست. در طول سال‌های پس از انقلاب، از همان ابتدا چندین صدا و گرایش متفاوت وجود داشت و موجب تنش و درگیری با حکومت نوپای جمهوری اسلامی شد. پس از حمله صدام به مرز‌های ایران، این صدا‌ها خاموش شد، زیرا مردم به سوی جبهه‌ها هجوم بردند و اولویت اول، شکست دشمن و آزادی خاک میهن بود.

پس از آن دوران، قرار بر سازندگی و بهبود وضع مردم و احقاق حقوق و آزادی‌های قانونی و توسعه کشور بود، اما رقابت فرساینده دو جریان اصلی سیاسی در کشور، نه تنها مانع این قرار و تغییر شد، بلکه پیشرفت کشور را با تاخیر و گاهی تعطیل مواجه کرد و بار‌ها تنش و تشنج در خیابان‌ها و صدمات مالی و جانی به کشور و مردم را سبب شد. باید اندیشید که چرا چنین اعتراضاتی صورت می‌گیرد و اساساً صدای نقد و اعتراض چگونه باید باشد و بیان شود و بالاتر از آن، شنیده شود.

بار‌ها از سوی دلسوزان گفته شد که باید فضای خاص و مجوز‌های ویژه برای اعتراضات و میتینگ‌های جریانات سیاسی صادر و فراهم شود تا هزینه‌های جانی و مالی و سیاسی به حداقل برسد و زیرساخت‌های توسعه و زمینه‌های رشد و رفعت جامعه پدیدار شود.

بی‌توجهی به این مسائل، متأسفانه همانند بسیاری از مشکلات، مثل بازسازی مناطق جنگی یا جلوگیری از فساد‌های سازمان یافته یا نوسازی صنایع و زیرساخت‌هایی که امروز دچار ناترازی شده‌اند، بخش زیادی از مردم ایران را آزرده ساخت.

عدم پاسخگویی و توسل به نظم سخت، اگرچه ضروری و غیرقابل اجتناب است، اما اثر کوتاه مدت دارد و موجب اضطراب سیستم و جامعه می‌شود، لذا هیچ نظام و حکومتی نمی‌تواند با گام‌های کوتاه و مضطرب به توسعه و امنیت و اقتدار برسد. حکومت ایران از ابتدا با خیزش و حضور ملت ایران برقرار شد و بر اساس عهد و قانون و خواست ملی، می‌باید بر دوش و خروش ملت بزرگ و شرافتمند این سرزمین استمرار یابد.

وقایع مؤلمه و مصایب اخیر، نشان‌دهندۀ بسیاری از مشکلات و فقدان‌ها در جامعه، و سستی‌ها و آسیب‌های درون نظام و دولت است. پس از جنگ ۱۲ روزه که انسجام ملی به اوج رسید، فرصت بزرگی برای ترمیم شکاف دولت ـ ملت به وجود آمد. متأسفانه اتحاد شوم راست‌گرایی افراطی، انجمن حجتیه و مافیای تراستی و کاسبان تحریم، سمت و سوی وفاق و همدلی و اصلاح جامعه و نوسازی نظام اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را نمی‌توانست بپذیرد.

پس با ادبیات تحکّم و تحجّر به دولت وفاق به ریاست مسعود پزشکیان حمله‌ور شدند و به جای کوشش در رفع ناترازی‌ها و بهبود مشکلاتی نظیر تورم و فقر و نارسایی‌های اقتصادی و اجتماعی، مسائل فرعی و کوچک را برنامه‌ریزی و برجسته ساختند. آزرده کردن چهره‌های ورزشی و هنری، به هم زدن جلسات قانونی و دارای مجوز نظیر کنسرت‌ها و میزگرد‌های استادان و دانشجویان، سرکشی در خیابان به بهانه پوشش، اشاعۀ فرهنگ لمپنی از طریق فیلم فارسی‌های جدید، دخالت در امور دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی و آموزشی و...، نه تنها مردم را آزرده کرد، که دولت را نیز دچار آشفتگی نمود و سرعت آن در خدمت‌رسانی به ملت را به صورت چشمگیری کاهش داد.

اما بدتر از همه، حضور جاسوسان و عوامل صهیونیستی بود که در جنگ ۱۲ روزه، خیانت بزرگ کردند و صدمات عظیم وارد ساختند. لطف الهی و حضور مستمر ملت و خلوص دولت سبب شد تا آن یورش شیطانی و توطئۀ جنایتکارانه به سرانجام نرسد و مقاومت جانانه به نقطۀ اوج رسیده، ضربات کاری به رژیم صهیونیستی وارد آید. پایان جنگ ۱۲ روزه، سرآغازی جدید برای دولت و مردم بود، اما با بی‌توجهی و عدم پیگیری توطئه‌ها و خدعه‌های خرابکارانه و تروریستی، اعتراض مسالمت‌آمیز مردم به خون و آتش و مرگ و آشوب کشیده شد. مصیبت و فاجعه از یک سو، و حضور نیرو‌های انتظامی و امنیتی که فراتر از حدّ تصور به میدان آمدند از سوی دیگر، زمینه را برای کاهش و پایان دادن به این بحران عجیب و دامنه‌دار فراهم کرد.

درس‌های این بحران، از توطئه‌های صهیونیستی در قتل و قتال خیابانی، صدمات و حملات به اماکن و بانک‌ها و مساجد و شعار‌های ساختارشکن و نکوهیده، باید همه ما را بیدار کند. ایران، ظرف حیات و شرف و امنیت همه ماست. اگر این ظرف بشکند، هیچ مأمن دیگری نخواهیم داشت.

پس چگونه و از کدام روزن، چنین آسیب بزرگی وارد شد و دشمنان ایران چنین فاجعه‌ای را رقم زدند؟ این همه تروریست و آدمکش از کجا وارد کشور شدند و به گفته مقام معظم رهبری هزاران نفر از هموطنان را دچار داغ و مصیبت کردند؟ چگونه پای بیگانه به این خاک مقدس باز شد تا بتواند فرزندان برگزیده و برازنده ما را هدف قرار دهد؟

به این پرسش‌ها و زمینه‌های آن بیندیشیم و نگران ایران و منابع و مردم آن باشیم، زیرا هر توطئه و بحرانی، مقدمه و زاینده همان در زمان و مکان دیگر است. تاریخ و تجربه به ما چنین گفته است.

چه گفت آن گرانمایه نیک رای

که بیداد را نیست با داد راه

تو با دشمن بد کنش رزم جوی

نه با آتش، آب اندرآید به جوی

منبع: روزنامه اطلاعات
خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما