تحلیل زیدآبادی از پایانبندی مذاکرات استانبول

رویداد۲۴| احمد زیدآبادی، فعال رسانه، در کانال تلگرامی خود نوشت: هر ایرانی که دلش برای کشورش میسوزد اگر آتئیست است باید آرزو کند و اگر اهل ایمان است باید از خدا بخواهد که مذاکرات استانبول به توافق و سرانجامی خوش منجر شود.
در پشت شکست مذاکرات، نه دمکراسی در انتظار است، نه تغییر رژیم، نه توسعه، نه رفاه، نه آرامش و نه یک زندگی عادی حداقلی! آنچه هست بیثباتی است و ناامنی و برادرکشی و از دست رفتن امکانات زیربنایی و تخریب زیستمحیط و قحطی و آوارگی و چه بسا نابودی ایرانزمین!
پیش از این، هرگاه در بارهی خطرات پیش روی بیثباتی در کشور هشدار داده میشد، جمعی خیالپرور معترض میشدند که نخیر! ما ایرانیان مردمی متمدن و بافرهنگیم و به خلاف سوریها و لیبیاییها و سودانیها هرگز در دام خشونت و تخریب و انتقامجویی و کشت و کشتار نمیافتیم!
فاجعهای که در دی ماه در کشور ما رخ داد و هزاران جان عزیزی که در دو شب از دست رفت، تمام این نوع خیالات خام را در چشم جهانیان باطل کرد، اما عدهای همچنان مرغشان یک پا دارد!
از قضا ما ایرانیها در هنگامهی کین و غضب، نسبت به دیگر ملتها در برابر مخالفان خود بیرحمتریم و تا آنها را «کفن نکنیم» آرام نمیگیریم. این شعار «کفن کردن» که در انقلاب ۵۷ بر سر زبان میلیونها تظاهرکننده بود و اکنون نیز دوباره احیا شده است، خود گواه میزان تحمل و رواداری و قدرت صلح و سازش بسیاری از ایرانیان در هنگامهی خشم و خروش است!
پس دلداری بیدلیل به خود ندهیم!
باری، جمهوری اسلامی باید بداند که در صورت شکست مذاکرات و شروع جنگ، کشور ما با وضعیتی بینهایت مهیب روبهرو میشود و حتی توان به آتش کشیدن منطقه و فرض وارد کردن تلفات بسیار به ارتش متخاصم، تغییری در معادلهی شوم اضمحلال کشور وارد نمیکند!
مخالفان برانداز جمهوری اسلامی هم باید بدانند که جنگ هیچ خیری برای هیچ ایرانی از جمله برای خود آنها ندارد و نه تنها پست و مقام و موقعیتی در انتظارشان نیست، بلکه به مجرد ظهور فجایع جنگ، به هدف نخست خشم مردمان جنگزده و به فلاکت افتاده تبدیل میشوند؛ بنابراین برای نجات ایران، هیچ راهی نیست جز اینکه همگی با اجماع و اتحادی ملی، خواهان حل و فصل این بحران بیسابقه از راه مذاکره و توافق شویم و از این طریق کشورمان را به مسیر توسعه و روال طبیعی بکشانیم.



جناب زیدآبادی با حرف شما کاملاً موافقم ولی اینجا سه تا مشکل وجود دارد: اول اینکه آن کسی که باید این صلح را بپذیرد خودش می داند که پذیرش این صلح، خساراتی برایش کمتر از جنگیدن ندارد. دوم آنکه معمار قضایای فعلی برای ایران، صفحه شطرنج را جوری چیده است که همه مهره ها گیر کرده اند و فقط یک حرکت تا مات کردن حریف باقی مانده است حالا فرقی نمی کند کدام مهره را طرف ایرانی می خواهد جابجا کند. سوم اینکه مردم ایران مصداق بارز گوسفند قربانی شده اند هم در عزا سرشان را می برند و هم در عروسی الان هم اینطور شده است ولی مردم به قدری ناراحت هستند که می گویند اگر به دست آمریکا کشته شویم بهتر و شرافتمندانه تر است تا به دست خودی کشته شویم و بعد به ما انگ تروریسم و داعشی بزنند. پس مرده به آبرو به از زنده به ننگ
