تاریخ انتشار: ۱۵:۳۷ - ۱۵ بهمن ۱۴۰۴

زنگ خطر در ایران پسااعتراضات؛ جامعه مدت‌هاست تاب‌آوری را از دست داده و وارد مکانیزم بقا شده است

امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن علمی روانپزشکی ایران، با اشاره به پیامد‌های روانی و اجتماعی اعتراضات اخیر، هشدار داد جامعه ایران مدت‌هاست تاب‌آوری خود را از دست داده و وارد «مکانیزم بقا» شده است؛ وضعیتی که به گفته او با بی‌چشم‌اندازی، فرسودگی و خطر واکنش‌های مخرب‌تر همراه خواهد بود.

جامعه

رویداد۲۴| اعتراضات فروکش کرده‌اند، اما جامعه هنوز به حالت عادی برنگشته است؛ خیابان‌ها آرام‌تر شده‌اند، اما زیر پوست زندگی روزمره چیزی شبیه ثبات دیده نمی‌شود. بسیاری از ایرانی‌ها از «بی‌چشم‌اندازی» حرف می‌زنند؛ از آینده‌ای که قابل تصور نیست، از ناتوانی در برنامه‌ریزی و از زیستی که به جای ساختن، به «تاب آوردن» و بقا تقلیل یافته است.

در همین زمینه، امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن علمی روانپزشکی ایران، در گفت‌وگویی با اقتصادنیوز تلاش کرده تصویری روشن‌تر از وضعیت روانی جامعه ارائه دهد؛ تصویری که در آن، انباشت بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، امید را فرسوده و «پیش‌بینی‌پذیری» را از زندگی روزمره گرفته است.

جلالی تأکید می‌کند هر جامعه‌ای برای زندگی کردن ــ نه فقط زنده ماندن ــ به چشم‌انداز و امید نیاز دارد؛ امیدی که صرفاً یک مفهوم ذهنی نیست و بدون نشانه‌های عینی شکل نمی‌گیرد. از نگاه او، مردم برای سنجش وضعیت نیازی به آمار‌های کلان ندارند؛ کافی است ببینند قدرت خریدشان بهتر شده یا بدتر، ارزش پول ملی چه مسیری را طی می‌کند و آیا حداقل‌های زندگی، از خوراک تا آموزش فرزندان، قابل تأمین است یا نه.

او در بخش دیگری از گفت‌و‌گو، «پیش‌بینی‌پذیری» را ضلع دوم بحران می‌داند؛ از ثبات اقتصادی گرفته تا ثبات قوانین و امکان برنامه‌ریزی. به گفته جلالی، وقتی مردم احساس کنند ممکن است یک‌شبه اینترنت قطع شود، قوانین تغییر کند یا وعده‌های انتخاباتی هیچ امکان تحقق نداشته باشد، جامعه وارد وضعیت دائمی نااطمینانی می‌شود؛ وضعیتی که نتیجه آن، «روزمره‌زیستی» و بلاتکلیفی است.

«ابن‌الوقت» شدن جامعه و توقف سازندگی

جلالی معتقد است پیامد این وضعیت آن است که جامعه دیگر نمی‌سازد، برنامه‌ریزی نمی‌کند و به جای آینده، فقط امروز را مدیریت می‌کند. او حتی تأکید می‌کند در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، کشور بیشتر از آنکه در مسیر تصمیم‌سازی و حرکت باشد، در وضعیت انتظار و تعلیق قرار گرفته؛ شرایطی که به گفته او در آموزش، پژوهش، صنعت و اقتصاد هم قابل مشاهده است.

از نگاه سخنگوی انجمن علمی روانپزشکی ایران، یکی از آسیب‌های مهم این وضعیت، از دست رفتن فرصت آموزش و اجتماعی‌شدن نسل نوجوان است؛ نسلی که باید نیروی کار و نیروی سازنده آینده باشد، اما در چرخه تعطیلی‌ها، آموزش آنلاین و بی‌ثباتی‌های پی‌درپی، بخش مهمی از بهترین سال‌های زندگی‌اش را از دست می‌دهد.

تاب‌آوری تمام شده؛ جامعه وارد «مکانیزم بقا» شده است

اما شاید مهم‌ترین بخش این گفت‌و‌گو، جایی است که جلالی درباره مفهوم «تاب‌آوری» صحبت می‌کند. او می‌گوید یک سوءتعبیر رایج در ایران این است که تاب‌آوری را مربوط به «بعد از بحران» می‌دانند، در حالی که تاب‌آوری در اصل باید قبل از بحران وجود داشته باشد. پس از بحران، جامعه نیازمند بازسازی و بازتوانی است، نه صرفاً تحمل کردن.

او در توصیف وضعیت کنونی جامعه ایران صریح‌تر می‌شود: «ما مدت‌هاست با جامعه‌ای روبه‌رو هستیم که تاب‌آوری‌اش را از دست داده است… وقتی جامعه‌ای وارد مکانیزم‌های بقا می‌شود، یعنی تاب‌آوری‌اش را از دست داده است.»

جلالی توضیح می‌دهد جامعه‌ای که درگیر بقاست، دیگر امکان خلاقیت ندارد، امیدش کاهش یافته، دستش خالی است و حتی تأمین حداقل‌های زندگی مثل تغذیه کافی هم دشوار شده است. او حتی می‌گوید در چنین شرایطی، جامعه بیش از هر هیجان دیگری «شرم» را تجربه می‌کند؛ شرمی که جای شادی را گرفته و احساس بن‌بست را تشدید کرده است.

خودتخریبی، اعتیاد و فروپاشی خاموش

به گفته جلالی، وقتی احساس «عدم عاملیت» در جامعه شکل می‌گیرد، مسیر‌های خطرناک‌تری باز می‌شود؛ از خودکشی گرفته تا خودتخریبی‌هایی که شاید کمتر دیده شوند، اما اثرات بلندمدت دارند: مصرف مواد، اختلال خواب، بی‌توجهی به تغذیه، بی‌تحرکی و رها شدن بهداشت فردی.

او در ادامه، با اشاره به خبر‌هایی مثل خودکشی برخی نخبگان یا واکنش‌ها به نادیده گرفتن خانواده‌های داغدار، هشدار می‌دهد چنین رخداد‌هایی پیام مهمی به جامعه می‌دهند: اینکه انگار راه‌حل مشخصی پیش روی مردم نیست.

زخم‌های اعتراضات؛ فقط داغداران نیستند

جلالی تأکید می‌کند جامعه فقط با خانواده‌های جانباختگان روبه‌رو نیست؛ بلکه تعداد زیادی مجروح وجود دارند که برخی یک یا دو چشم خود را از دست داده‌اند، برخی آسیب‌های جدی دیده‌اند و حتی ممکن است دچار ناتوانی مادام‌العمر شوند. به گفته او، این وضعیت برای بازداشتی‌ها، خانواده‌ها، مجروحان و حتی شاهدان، پیامد‌های روانی عمیق و درازمدت دارد.

اما مسئله اصلی از نگاه او، نوعی «عدم مسئولیت‌پذیری» است؛ چه در به رسمیت شناختن همه قربانیان، چه در پاسخ‌گویی نهاد‌هایی که وظیفه پیشگیری و حفاظت داشته‌اند.

هشدار نهایی: خطر بزرگ «نادیده گرفته شدن» است

جلالی در جمع‌بندی گفت‌و‌گو، مهم‌ترین خطر پیش روی جامعه ایران را «نادیده گرفته شدن» می‌داند و می‌گوید اگر زخم‌های عمیق اجتماعی دیده نشوند و درمان نشوند، می‌توانند به خشم عمومی دامن بزنند و وحدت ملی را آسیب‌پذیر کنند.

او هشدار می‌دهد: «جامعه‌ای که احساس کند کسی مسئول نیست، کسی پاسخ‌گو نیست و کسی صدای او را نمی‌شنود، دیر یا زود واکنش‌های شدیدتر و مخرب‌تری نشان خواهد داد.»

به گفته سخنگوی انجمن علمی روانپزشکی ایران، ساختن آینده بدون بازسازی اعتماد، بدون پذیرش مسئولیت و بدون ایجاد چشم‌انداز عینی و قابل پیش‌بینی ممکن نیست؛ و دقیقاً همین نقطه، جایی است که ایرانِ پساعتراضات با خطر بزرگ‌تری روبه‌روست.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما