پیشنویس تهران؛ برگ برنده دیپلماسی یا آخرین تلاش قبل از جنگ؟

رویداد۲۴| مذاکرات ایران و آمریکا دوباره به نقطهای رسیده که همزمان میتوان آن را «فرصت» و «لبه پرتگاه» توصیف کرد. از یکسو خبر دیدارهای غیرعلنی و تهیه پیشنویس توافق منتشر میشود و از سوی دیگر، گزارشهایی درباره افزایش فشار نظامی و ضربالاجلهای سیاسی روی میز قرار دارد. پرسش اصلی، اما این است: در این شرایط، چقدر میتوان به ادامه مذاکره امید داشت و آیا پیشنویس ایران میتواند معادله را تغییر دهد؟
روایت آمریکایی؛ فشار حداکثری با چاشنی انعطاف
گزارش اخیر آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی، از پیامی صریح به تهران حکایت دارد مبنی بر اینکه موضع دونالد ترامپ توقف غنیسازی در داخل ایران است. این پیام از سوی استیو ویتکاف و جرد کوشنر به طرف ایرانی منتقل شده؛ چهرههایی که حضورشان نشان میدهد پرونده ایران مستقیماً در سطح حلقه نزدیک به رئیسجمهور آمریکا مدیریت میشود.
اما همین روایت آمریکایی یک لایه پنهان هم دارد. برخی منابع غربی همزمان از بررسی «گزینههای انعطافپذیرتر» سخن میگویند؛ از جمله محدودسازی سطح و حجم غنیسازی به جای توقف کامل آن. این دوگانه ـ اعلام رسمیِ غنیسازی صفر و بررسی سناریوهای میانه ـ نشان میدهد واشنگتن هنوز تصمیم نهایی را نگرفته و در حال سنجش واکنش تهران است.
به بیان دیگر، آمریکا با یک دست فشار میآورد و با دست دیگر روزنه مذاکره را نیمهباز نگه میدارد.
موضع تهران؛ پیشنویس به مثابه ابتکار عمل
در سوی مقابل، عباس عراقچی از آماده شدن پیشنویس توافق خبر داده است؛ سندی که قرار است چارچوب پیشنهادی ایران برای حل اختلافها باشد. اهمیت این پیشنویس در این است که تهران از موضع واکنشی فاصله گرفته و تلاش کرده ابتکار عمل را در دست بگیرد.
ایران بهطور رسمی توقف غنیسازی را رد کرده، اما همزمان تأکید دارد که آماده ارائه تضمین درباره صلحآمیز بودن برنامه هستهای است. این همان نقطهای است که میتواند محل چانهزنی باشد: نه «تعلیق کامل»، نه «وضعیت فعلی بدون تغییر»؛ بلکه یک مدل کنترلشده با نظارتهای فنی و محدودیتهای قابل مذاکره. اما آیا این پیشنویس میتواند فضای متشنج کنونی را تغییر دهد؟
متغیر سوم: سایه منطقه و زمان محدود
مذاکرات با میانجیگری عمان در مسیرهای غیرمستقیم ادامه دارد و برخی نشستها در ژنو برگزار شده است. اما همزمان گزارشهایی از تحرکات نظامی آمریکا در منطقه منتشر میشود؛ اخباری که عملاً فضای روانی مذاکرات را سنگین میکند.
واقعیت این است که دیپلماسی در خلأ اتفاق نمیافتد. هرچه تهدید نظامی پررنگتر شود، دست تیمهای مذاکرهکننده برای انعطاف سیاسی بستهتر میشود. در واشنگتن، مخالفان هرگونه توافق با ایران فعالاند و در تهران نیز هر نشانهای از عقبنشینی میتواند هزینه داخلی داشته باشد.
به همین دلیل، پیشنویس ایران اگر بخواهد مؤثر باشد، باید دو ویژگی همزمان داشته باشد. اول اینکه امکان پذیرش از سوی آمریکا را داشته باشد و دوم اینکه در داخل و مقابل طیف رادیکال قابل دفاع باشد. ترکیب این دو شرط نیز اصلا ساده نیست.
آیا امید واقعی وجود دارد؟
اگر از هیاهوی رسانهای فاصله بگیریم، چند نشانه نشان میدهد مسیر مذاکره هنوز بسته نشده است؛ به هر حال هنوز تماسها ادامه دارد و کانالهای ارتباطی فعالاند. هیچکدام از طرفین رسماً اعلام خروج از روند گفتوگو نکردهاند و بحث بر سر «جزئیات» است، نه اصل مذاکره. ضمن اینکه ترامپ هنوز مجوز حمله نظامی به ایران را از کنگره نگرفته است. این یعنی هنوز اراده سیاسی برای آزمودن مسیر توافق وجود دارد.
اما در عین حال، اختلاف بر سر ماهیت غنیسازی یک اختلاف بنیادی است، نه صرفاً فنی. برای آمریکا، توقف یا محدودسازی شدید غنیسازی نماد کنترل برنامه هستهای ایران است. همچنان که حفظ آن برای تهران نماد حاکمیت و استقلال فناوری است. عبور از این تعارض نمادین دشوارتر از حل اختلافهای عددی و فنی است.
فرصت محدود است، اما هست
در این شرایط، پیشنویس ایران میتواند «برگ برنده» باشد، به شرطی که بتواند چارچوبی ارائه کند که به واشنگتن امکان اعلام پیروزی بدهد، بدون آنکه تهران احساس عقبنشینی راهبردی و شکست کند. اگر چنین توازنی شکل بگیرد، مذاکرات میتواند وارد مرحله نهایی شود. اما اگر پیشنویس صرفاً بازنویسی مواضع پیشین باشد، احتمالاً به بنبست سرعت میبخشد.
در حال حاضر، دیپلماسی هنوز نفس میکشد؛ اما زیر فشار زمان، تهدید نظامی و رقابتهای داخلی. امید به توافق وجود دارد، اما این امید «محدود و مشروط» است. آینده مذاکرات نه در شعارها، بلکه در ظرافت خطوطی رقم میخورد که در متن پیشنویس ایران نوشته خواهد شد؛ و شاید همه چیز به همان چند جمله کلیدی بستگی داشته باشد: اینکه غنیسازی چگونه تعریف شود، چگونه محدود شود و چه تضمینی پشت آن قرار گیرد.


