اقتصاد ایران در آستانه توافق؛ منتظر معجزه باشیم یا گشایش محدود؟

رویداد۲۴| با حصول توافق بین ایران و آمریکا و خروج از وضعیت جنگی، نگاهها به سمت آینده اقتصاد ایران برگشته است؛ اما واقعیت این است که حتی اگر بعد از مذاکرات دو ماهه پیش رو، توافقی شکل بگیرد، آنچه در پیش است نه یک جهش اقتصادی، بلکه ورود به دورهای از «بازتعریف انتظارات» خواهد بود؛ دورهای که در آن اقتصاد بیش از هر چیز با عدم قطعیت قیمتگذاری میشود.
در چنین فضایی، آنچه اهمیت دارد نه فقط امضای یک توافق، بلکه کیفیت اجرا، میزان دسترسی به منابع و توان داخلی برای استفاده از فرصتهای احتمالی است. به همین دلیل، اقتصاد ایران در آستانه وضعیتی قرار گرفته که میتوان آن را «پساتفاهم» نامید، اما این عنوان هنوز به معنای ثبات یا بهبود قطعی نیست.
توافق احتمالی؛ کاهش فشار، نه پایان چالشها
اگر مسیر دیپلماسی به توافق برسد، نخستین اثر آن احتمالاً در کاهش فشارهای بیرونی و بهبود نسبی دسترسیهای مالی دیده میشود. اما این به معنای حل فوری مشکلات ساختاری اقتصاد نیست.
واقعیت این است که اقتصاد ایران در سالهای گذشته با مجموعهای از مسائل انباشته روبهرو شده؛ از تورم مزمن گرفته تا کاهش سرمایهگذاری و محدودیتهای تولید؛ بنابراین حتی در شرایط کاهش تنش، این مشکلات بهصورت خودکار از بین نمیروند، بلکه وارد مرحله مدیریت تدریجی میشوند.
به همین دلیل، توافق اگر رخ دهد، بیشتر نقش «تغییر مسیر فشارها» را دارد تا ایجاد یک نقطه پایان برای بحرانهای اقتصادی.
اقتصاد در حالت انتظار؛ بازارها قبل از سیاست واکنش نشان دادهاند
در ماههای اخیر، رفتار بازارها نشان داده که اقتصاد بیش از آنکه به واقعیتهای جاری واکنش نشان دهد، به احتمالهای آینده حساس شده است. نرخ ارز، طلا و حتی انتظارات تورمی، پیش از هر تغییر رسمی، در حال تنظیم خود بر اساس سناریوهای سیاسی هستند.
این وضعیت باعث شده اقتصاد در یک حالت تعلیق قرار بگیرد؛ نه ثبات کامل وجود دارد و نه شوک قطعی. همین بلاتکلیفی، خود به یک عامل مستقل در نوسانات تبدیل شده است، چون تصمیمگیری اقتصادی را کوتاهمدت و محتاط کرده است.
در چنین فضایی، حتی شایعه یا احتمال توافق هم میتواند اثر واقعی بر رفتار بازارها بگذارد، بدون اینکه هنوز تغییری در متغیرهای بنیادین رخ داده باشد.
سه مسیر پیش روی اقتصاد؛ از گشایش محدود تا ادامه فرسایش
اقتصاد ایران در نقطهای ایستاده که میتواند به چند مسیر متفاوت حرکت کند. در سناریوی اول، یعنی تحقق توافق و کاهش محدود فشارها، اقتصاد وارد دورهای از آرامش نسبی میشود. اما این آرامش بیشتر به معنای کاهش تنش است تا آغاز یک رشد پرشتاب.
در این حالت، بهبود تجارت خارجی و ورود سرمایه میتواند آغاز شود، اما سرعت آن پایین و وابسته به شرایط داخلی خواهد بود.
در سناریوی دوم، یعنی ادامه وضعیت فعلی، اقتصاد در یک چرخه فرسایشی باقی میماند؛ چرخهای که در آن رشد اقتصادی محدود، تورم بالا و سرمایهگذاری کمجان، ویژگیهای اصلی آن هستند.
سناریوی سوم نیز به تشدید تنشها مربوط میشود؛ حالتی که میتواند فشار بیشتری بر بازار ارز، تجارت خارجی و بودجه دولت وارد کند و فضای تصمیمگیری اقتصادی را سختتر سازد.
پساتفاهم؛ گشایش تدریجی به جای تغییر ناگهانی
حتی اگر توافقی شکل بگیرد، اثر آن در اقتصاد بهصورت فوری و یکدست ظاهر نخواهد شد. تجربه اقتصادهای مشابه نشان میدهد که گشایشهای سیاسی معمولاً مرحلهای و زمانبر هستند.
در ایران نیز محتملترین حالت، یک روند تدریجی از کاهش محدودیتها، بهبود روابط مالی و افزایش تعاملات تجاری است. این روند اگرچه میتواند به آرامتر شدن فضای اقتصادی کمک کند، اما بهتنهایی کافی نیست.
در واقع، اگر اصلاحات داخلی همزمان با تغییرات خارجی اتفاق نیفتد، اثر توافق محدود و کوتاهمدت خواهد بود؛ بنابراین «پساتفاهم» بیش از آنکه یک نقطه پایان باشد، یک شروع مشروط است.
اقتصاد در نقطه تصمیم، نه پایان بحران
اقتصاد ایران امروز در وضعیتی قرار دارد که میتوان آن را یک نقطه تصمیم دانست. تصمیمی که نتیجه آن میتواند از آرامش نسبی تا ادامه فرسایش اقتصادی را رقم بزند.
اما در هر سناریویی، یک نکته ثابت است: حتی در صورت توافق، مسیر اقتصاد مسیر ساده و کوتاه نخواهد بود. آنچه پیش روست، دورهای از تغییر تدریجی، مدیریت انتظارات و وابستگی همزمان به سیاست خارجی و اصلاحات داخلی است.
به همین دلیل، «پساتفاهم»، نه یک نقطه پایان برای بحرانهاست و نه یک جهش ناگهانی؛ بلکه آغاز مرحلهای پیچیدهتر از اقتصاد ایران است.