سرنوشت «جنگ» ایران با آمریکا و اسرائیل؛ چقدر طول میکشد و چگونه تمام میشود؟

رویداد۲۴| «برای آمریکا، تغییر نظام در ایران چندان اهمیتی ندارد، بلکه اسرائیل به دنبال فروپاشی و زمین گیر کردن ایران، به عنوان کشوری قدرتمند است. اسرائیل ترجیح میدهد ایران تبدیل به کشوری فرومانده و فروپاشیده شود. این در حالیست که آمریکا چنین اهدافی را دنبال نمیکند. ترامپ حتی هیچگاه نگرش مثبتی نسبت به جریانهای پهلوی گرا نشان نداده است. با این حال اسرائیل سیاستهای خاص خود را دارد. هرچه جنگ ادامه پیدا کند.»
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین ایران و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی به بررسی این موضوعات پرداخته است:
اگرچه جنگ با حمله به بیت رهبری آغاز شد، میزان حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به ایران در روزهای نخست جنگ، نسبت به ترورها بیشتر بود، اما از نیمه دوم جنگ تا کنون، بار دیگر ترورها افزایش یافته و اکنون به ترور رئیس شورای عالی امنیت رسیده است. آیا میتوان گفت این ترور با هدف تغییر تاکتیکهای جنگ انجام شده است؟
کوروش احمدی: اگر به عقب و به دوران جنگ ۱۲ روزه برگردیم، در آن موقع دیدیم که اساسا شروع جنگ و عملیات جنگی اسرائیل با ترور بود. قبل از این که حمله به ایران آغاز شود، در رابطه با حماس و حزب الله نیز تجاوزات اسرائیل با ترور رهبران و فرماندهان شروع شد؛ بنابراین تمرکز در جنگ ۱۲ روزه (حداقل در روزهای اول) بر ترور بود. حتی در جریان جنگ ۱۲ روزه و در تلاشی ناموفق جلسه شورای امنیت ملی را نیز که اکثر حاضران در آن غیرنظامی بودند نیز مورد حمله قرار گرفت.
بر این اساس، عملیاتهایی که اکنون با ترور اشخاصی از جمله مرحوم علی لاریجانی ادامه پیدا کرده است، در امتداد اقدامات پیشین است. روشن است که ترور رهبران سیاسی و فرماندهان که در خانه خود ترور شدند، غیرقانونی است. مطابق کنوانسیونهای حقوق جنگ و کنوانسیونهای ۴ گانه ژنو، ترور رهبران سیاسی و ترور نظامیانی که در حالت فعال عملیاتی نیستند غیرقانونی است. عرف کشورها و جامعه بین المللی این است که حتی در شرایط جنگی هم کشورها دست به این نوع ترورها نمیزند و ندیدهایم که در جریان دیگر جنگها چنین اتفاقاتی افتاده باشد. اما به هر حال این سیاستی بوده که اسرائیل از ابتدا داشته و کار خود را با ترور شروع کرد و شواهد و قرائن نشان میدهد که همچنان نظر اسرائیل بر این است که تا حدی که مقدور و ممکن است از امکانات اطلاعاتی و عملیاتی خود استفاده و این ترورها را ادامه دهد.
نکته مهم این است که گرچه آمریکا مستقیما مسئولیت ترورهای اخیر را به عهده نگرفته است، اما به نحوی در این ترورها مشارکت داشته و نشانههایی نیز وجود دارد که در عملیات ترور روز اول جنگ و حمله به بیت رهبری، آمریکا نقش داشته است. ظاهرا اینطور صلاح دیدهاند که مسئولیت این ترورها عمدتا و عملا بر دوش اسرائیل باشد. کما اینکه اسرائیل همیشه گفته است که مترصد انجام ترورها است.
در روزهای نخست جنگ ترامپ صحبت از جنگ ۴ روزه و نتانیاهو صحبت از جنگ یک هفتهای میکرد، اما اکنون مدت زمانی که جنگ ادامه پیدا کرده، از این اعداد فاصله زیادی گرفته است، آیا نشانههایی از فرسایشی شدن جنگ دیده میشود؟
کوروش احمدی: در ابتدا تصور آمریکا و اسرائیل این بود که، جنگ طولانی نخواهد بود. البته همه حرفهایی را که ترامپ میزند، نباید خیلی جدی گرفت و مبنای کار قرار داد، چرا که ترامپ هم زیاد حرف میزند و هم سخنان بسیار ضد و نقیض میگوید. اصلا مشخص نیست که روی کدام حرف ترامپ میتوان حساب باز کرد و کدام حرفهای او، قابل اعتنا نیست. اما شواهد نشان میدهد که بخشی از خواستهها و انتظاراتی که از جنگ داشت، محقق نشده است. انتظار اسرائیل و آمریکا این بود که با همان حملات اولیه و ترور تعدادی از مقامات، ایران، آماده شود که توافقی را با آمریکا امضا کند و مواردی را که مورد نظر آمریکا است بپذیرد. اما این انتظار تحقق پیدا نکرد و بعد از ادامه جنگ، به لحاظ نظامی، ایران موفق شد، توانایی از خود نشان دهد. بویژه در خصوص حمله به اسرائیل و حمله به تعدادی از پایگاهها و اهداف آمریکا در منطقه و در ارتباط با تنگه هرمز.
اتفاقاتی که در تنگه هرمز رخ داده و کنترلی که نظامیان ایرانی موفق شدهاند بر تنگه هرمز اعمال کنند، فاکتوری مهم است که در عین حال ممکن است بر کوتاه یا طولانی شدن جنگ نیز اثر داشته باشد. درواقع مادامی که این مسئله حل نشود و توافقی حاصل نشود یا مادامی که آمریکاییها نتوانند کنترلی را که ایران بر ترددها شناورها در این آبراه مهم دارد، از بین ببرند، جنگ تمام نمیشود. این موضوع صرف نظر از حملاتی است که ایران و اسرائیل و آمریکا علیه یکدیگر انجام میدهند. تا زمانی که وضعیت تنگه هرمز عادی نشده و امکان تردد آزادنه کشتیها و نفت کشها فراهم نشده، بعید به نظر میرسد که جنگ خاتمه پیدا کند. ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز به منزله شکست ترامپ و عدم موفقیت وی در جنگ است. چنین نتیجهای از جنگ، برای ترامپ و برای سیاست داخلی وی و آینده سیاسی وی بسیار خسارت بار خواهد بود.
در چنین شرایطی آیا ایالات متحده برای پیشگیری از ناکامی در تنگه هرمز، اقدام به پیاده کردن نیروی زمینی در خارک خواهد کرد؟ آیا سناریوی تصرف جزایر محقق میشود؟ به ویژه با توجه به عدم اقبال درخواست وی برای همراهی ناتو در موضوع هرمز، وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
کوروش احمدی: اکنون در تنگه هرمز یک جنگ نامتقارن در جریان است. نیروی دریایی ایران و آمریکا با یکدیگر به شکل متقارن درگیر نیستند. بلکه نیروی دریایی آمریکا در فاصله دوری از تنگه هرمز مستقر است و حملاتی هم که علیه امکانات ایران در تنگه هرمز و خلیح فارس انجام شده از راه دور و با موشک بوده است. ایران با امکاناتی مثل پهپادهای کوچک و موشکهای کوچک کوتاه برد از مناطق مختلف در خشکی و در دریا و از مبداء پناهگاهها و مخفیگاههایی که مخصوص پرتاب این ادوات طراحی شده، اقدام به تهدید شناورهای عبوری از تنگه هرمز کرده است. همین پایگاههای کوچک و پراکنده در خشکی و دریا و در قایقهای تندرو و مانند آن میتوانند تردد کشتیها را در تنگه هرمز کنترل کنند و کشتیهایی را که بدون هماهنگی و موافقت قبلی با ایران، عازم عبور از تنگه هرمز میشوند، در خطر قرار دارند.
تا کنون نیز کشتیها و نفت کشهایی در تنگه هرمز هدف قرار گرفتهاند و به همین دلیل است که تردد از تنگه محدود شده است. خطری که برای نفت کشها و کشتیها وجود دارد بیشتر از ناحیه همین پهپادها و موشکهای کوتاه برد است. این ابزار و ادوات به تعداد زیاد در خشکی و دریا و جزایر پراکندهاند؛ بنابراین برای ایالات متحده اصلا کار سادهای نیست که بتواند، مبادی پرتاب این ادوات را از بین ببرد. به همین دلیل نیز آمریکا امیدوار است بتواند ائتلافی شکل دهد تا کشورهای دیگر نیز در موضوع تنگه هرمز مشارکت کنند؛ بویژه شاید ترجیح ترامپ این است که نیروی زمینی دیگر کشورها در خشکی و جزایری که احتمالا محل استقرار پایگاه پرتاب پهپادها و موشکها است، ورود کنند.
با این وجود حداقل تا کنون میدانیم که اغلب کشورهای اروپایی، با این خواسته ترامپ همراه نشدهاند و موافقت و آمادگی خود را برای مشارکت در ائتلاف بین المللی اعلام نکردهاند. در خاور دور نیز کره جنوبی و ژاپن، تردیدهایی برای مشارکت دارند. با این حال، وزیر خارجه آمریکا گفته است، تا اواخر هفته جاری، فهرستی از کشورهایی که حاضرند در رابطه با تنگه هرمز مشارکت کنند، اعلام میکند. در حال حاضر حتی با وجود مشارکت دیگر کشورها نیز به نظر نمیرسد کار بازگشایی تنگه هرمز، کار سادهای باشد.
با توجه به این که جزیره خارک، دور از تنگه هرمز است و دسترسی مستقیم به تنگه هرمز ندارد، آمریکا فقط با همان حملاتی که مدعی بود علیه پایگاههای نظامی در جزیره انجام داده است، تلاش کرده ضربهای بزند و هشداری به ایران بدهد. هدف از این هشدار این بوده که به ایران پیام برسانند اگر ایران از مواضع خود کوتاه نیاید، ممکن است پایانههای نفتی و امکاناتی که برای ذخیره سازی نفت وجود دارد، مورد حمله قرار گیرد.
پرسش آخر را با بازگشت به پرسش اول مطرح کنیم: آقای لاریجانی به عنوان شخصیتی تفسیر میشوند که در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی، به دیپلماسی نیز مسلط و قائل بودند و اگر مسیری برای استفاده از دیپلماسی وجود داشت از آن استفاده میکردند. اکنون در فقدان ایشان، نگرانیهایی در خصوص افزایش تنشها و خشونتهای فی مابین وجود دارد. آیا اسرائیل عامدانه در تلاش است مسیر دیپلماسی را به طور کامل مسدود کند؟
کوروش احمدی: یکی از مفروضات اصلی درباره ترور آقای لاریجانی، همین موضوع است. آقای لاریجانی همیشه نیم نگاهی به دیپلماسی داشت و این که اسرائیل ایشان را هدف ترور قرار داده، میتواند تلاشی باشد برای این که راه حلهای دیپلماتیک مسدود شود. روشن نیست آیا آمریکا هم در این موضوع دست داشته یا نه. درباره اینکه آیا این ترور با چراغ سبز آمریکا انجام شده یا خیر، سوال وجود دارد. ممکن است این ترور با مجوز آمریکا انجام شده باشد تا مسیر دیپلماسی کور شود. البته در این مورد نیز مسئله این است که ترامپ با شخصی سازی سیاست خارجی و تضعیف و یا حتی حذب نهادهای مربوط به سیاست خارجی آمریکا، عملا از مشورت و هدایتهای معمول و روند معمول تصمیم گیری که توسط نهادها انجام میشود، خود را محروم کرده و در نتیجه بسیار بیشتر از روسای جمهور سابق در برابر فشارهای اسرائیل و لابی اسرائیل در آمریکا آسیب پذیر و بی سلاح شده است. یکی از نگرانیهای احتمالی نتانیاهو و افراطیهای اسرائیل این است که ترامپ به سمت توقف جنگ تمایل پیدا کند و هدفی که اسرائیل دنبال میکند، یعنی فروپاشی عمومی در ایران محقق نشود.
برای آمریکا، تغییر نظام در ایران چندان اهمیتی ندارد، بلکه اسرائیل به دنبال فروپاشی و زمین گیر کردن ایران، به عنوان کشوری قدرتمند است. اسرائیل ترجیح میدهد ایران تبدیل به کشوری فرومانده و فروپاشیده شود. این در حالیست که آمریکا چنین اهدافی را دنبال نمیکند. ترامپ حتی هیچگاه نگرش مثبتی نسبت به جریانهای پهلوی گرا نشان نداده است. با این حال اسرائیل سیاستهای خاص خود را دارد. هرچه جنگ ادامه پیدا کند، ماجرا بیشتر در چارچوب نظرات جنایتکارانه اسرائیل پیش میرود و آمریکا را نیز به دنبال خود خواهد کشید.


