تاریخ انتشار: ۱۰:۲۶ - ۱۸ فروردين ۱۴۰۵

محمد مهاجری: هنوز بخش‌هایی از جامعه منتقد جدی جمهوری اسلامی هستند، اما در برابر دشمن بیرونی موضع دفاعی از وطن دارند

محمد مهاجری گفت:‌هیچ جنگی نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد. واقعیت این است که دیر یا زود، هر درگیری به نقطه‌ای می‌رسد که طرف‌ها ناگزیر می‌شوند درباره آتش بس، توافق یا نوعی مدیریت بحران گفت‌و‌گو کنند.

محمد مهاجری

رویداد۲۴|  محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا با روزنامه اعتماد گفت‌و‌گو کرده است.

به گزارش اعتماد، بخش‌های مهم این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید.

یکی از نخستین داوری‌هایی که در این جنگ صورت گرفت، درباره خود جمهوری اسلامی و استراتژی‌های دفاعی‌اش بود. سال‌ها طرح و برنامه‌ریزی نظامی، سرمایه‌گذاری روی توان موشکی، پهپادی و شبکه‌ای از قدرت منطقه‌ای، در این ۴۰ روز از حوزه تئوریک خارج و به عرصه آزمون میدانی وارد شد. ایران نه‌تنها از هم نپاشید، بلکه توانست حملات متقابل خود را ادامه بدهد و نشان دهد که تهدید نظامی خارجی، به سادگی نمی‌تواند ساختار سیاسی و امنیتی کشور را فروبپاشد.

ظرفیتی از قدرت در ایران عیان شد که حتی بخش‌هایی از جامعه هم قبلا آن را در این سطح باور نداشتند.

این ۴۰ روز برای جامعه ایرانی فقط روز‌های اضطراب و نگرانی نبود؛ روز‌های تجدیدنظر در برخی پیش فرض‌ها هم بود. پیش از آغاز این جنگ، تصوری پررنگ وجود داشت که به دلیل خستگی و نارضایتی گسترده از وضعیت اقتصادی، فساد یا ناکارآمدی، مردم حاضر نخواهند شد در بزنگاه‌ها پای جمهوری اسلامی بایستند. اما حمله خارجی معادله را عوض کرد. وقتی افکار عمومی احساس کرد که هدف تنها حکومت نیست، بلکه ایران به مثابه یک کل (با تمامیت ارضی، هویت تاریخی و آینده اقتصادی‌اش) زیر ضرب قرار گرفته، نوعی همگرایی حول دفاع از وطن شکل گرفت. این همگرایی به معنای رفع انتقاد‌ها از حکومت نیست.

هنوز بخش‌هایی از جامعه، منتقد جدی عملکرد جمهوری اسلامی هستند و این انتقاد‌ها کاملا قابل فهم است، اما تجربه جنگ نشان داد که برای بخش قابل توجهی از مردم، مرزی میان نزاع داخلی و تهدید خارجی وجود دارد. تا وقتی اختلافات درون خانوادگی است، امکان اعتراض و نقد وجود دارد، اما وقتی خطر از بیرون سر برسد و کشور در معرض تهاجم خارجی قرار بگیرد، بخش مهمی از جامعه (حتی منتقدان) در برابر دشمن بیرونی موضعی دفاعی نسبت به وطن اتخاذ می‌کنند.

برخلاف شایعاتی که گاه در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد و از پنهان شدن مسوولان در پناهگاه‌ها خبر می‌داد، حضور میدانی برخی چهره‌های ارشد و شهادت تعدادی از آنها، پیام متفاوتی به جامعه منتقل کرد. مردم دیدند کسانی که تصمیم می‌گیرند، خود نیز در معرض خطرند و تاوان می‌دهند. این تصویر در کاهش شکاف روانی میان «حاکمیت» و «مردم» در بحبوحه جنگ، بی‌تاثیر نبود.

یکی از برگ‌های مهمی که در این ۴۰ روز رو شد، نقش تنگه هرمز و توان ایران در کنترل این شاه‌راه حیاتی انرژی بود. جهان بیش از پیش درک کرد که هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، فقط یک نزاع منطقه‌ای نیست؛ بحران در تنگه هرمز می‌تواند تبعات اقتصادی گسترده‌ای برای بازار جهانی انرژی و اقتصاد کشور‌های بزرگ صنعتی داشته باشد.

هیچ جنگی نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد. واقعیت این است که دیر یا زود، هر درگیری به نقطه‌ای می‌رسد که طرف‌ها ناگزیر می‌شوند درباره آتش بس، توافق یا نوعی مدیریت بحران گفت‌و‌گو کنند.

امریکا اکنون دریافته است هدف‌هایی مانند «از بین بردن جمهوری اسلامی» یا «شکست کامل ایران» نه واقع‌بینانه است و نه به‌صرفه. ازسوی دیگر، ایران نیز با تکیه بر توان بازدارندگی و فشار بر منافع امریکا و اسراییل، توانسته خود را به عنوان بازیگری تثبیت کند که نادیده گرفتنش ممکن نیست. در چنین شرایطی، مذاکره نه نشانه ضعف که نتیجه تغییر موازنه قدرت است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
برچسب ها: محمد مهاجری
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما