تاریخ انتشار: ۲۳:۲۷ - ۱۷ فروردين ۱۴۰۵
در رویداد۲۴ بخوانید؛

آب، نان، بمب و آزادی

محمد فاضلی: من از ابتدا تکلیفم با خودم مشخص بوده است. معتقد بوده‌ام حمله به ایران شرمطلق است و جز فقر و فلاکت و ویرانی به بار نمی‌آورد.

رویداد۲۴|  محمد فاضلی نوشت: برق هنوز اختراع نشده بود اما انگلیسی‌ها، فرانسوی‌ها و آمریکایی‌ها قبل از آن‌که به آزادی و دموکراسی برسند، کم‌و بیش آب و نان داشتند. راستش به قول داگلاس نورث (برنده جایزه نوبل) در کل تاریخ ده هزار ساله ثبت‌شده بشر، آزادی سیاسی و دموکراسی، ویژه همین دویست سال اخیر و آن هم در معدود کشورهایی است. 
 
نورث می‌گفت اگر هر صد سال را یک صفحه از دفتر تاریخ فرض کنیم، و ده هزار سال تاریخ بشر را هم دفتر صد برگ در نظر بگیریم، تا صفحه ۹۸ این دفتر، دیکتاتوری، اقتدارگرایی، نفی آزادی و سلطه حک شده است، و فقط در دو صفحه آخر است که در برخی کشورها نشانی از آزادی و دموکراسی به چشم می‌خورد. 
 
اما در همه این ده هزار سال، بشر آب، نان و انرژی داشته است که اگر نداشت، زنده نمی‌ماند تا جامعه بسازد، سیاست و تمدن بنا کند، زندگی سیاسی بیافریند و سخن گفتن از آزادی و دموکراسی ممکن شود. روی همه صفحات دفتر صدبرگ تاریخ، اگر آزادی نیست اما نقش پررنگ آب، نان و انرژی حک شده است. 
 
آزادی و دموکراسی اهداف متعالی هستند اما فقط وقتی زیست، تمدن و سرزمین زیست‌پذیر برقرار باشد؛ و سیاست و سرزمین حکمرانی‌پذیر باشد؛ می‌شود از آزادی و دموکراسی هم گفت. وقتی زیست، زیست‌پذیری سرزمین و حکمرانی‌پذیری سیاست سلاخی شوند، فقط خشونت می‌ماند، بدون اخلاق، بدون انسانیت فراگیر و بدون آینده‌ای که امید در آن بروید. 
 
جنگ، آن هم جنگی نابرابر با آمریکا، زیست‌پذیری و حکمرانی‌پذیری را تهدید می‌کند. تخریب کارخانجات، شهرک‌های صنعتی، مجتمع‌های فولاد و پتروشیمی؛ بمباران پل‌ها و نیروگاه‌ها؛ و هر آسیبی که وارد شود، زیست، زیست‌پذیری و حکمرانی‌پذیری را از بین می‌برد. تخریب در چند ثانیه با انفجار رخ می‌دهد و ملتی برای چند نسل منفجر می‌شود. 
 
من از ابتدا تکلیفم با خودم مشخص بوده است. معتقد بوده‌ام حمله به ایران شرمطلق است و جز فقر و فلاکت و ویرانی به بار نمی‌آورد. جنگ برای آلمان و ژاپن هم ویرانی و فلاکت به بار آورد؛ و بعد از جنگ تحت سازوکارها و جهان متفاوتی، با هزینه‌های گزاف انسانی و اقتصادی، خودشان را بازسازی و نوسازی کردند. تکلیفم با  نظام سیاسی هم مشخص است. عمر حرفه‌ای من در نقد سیاسی و اجتماعی، آگاهی‌رسانی اجتماعی و کمک به اصلاح حکمرانی گذشت. تلاش کردم منتقد واقع‌بینی باشم که گفتار و عملش بر درد و رنج مردم نیفزاید، و به قدر ذره‌ای به تلاش تاریخی ایرانیان برای ساختن، توسعه، آزادی و دموکراسی کمک کند. آینده هم نویسنده‌ی منتقدِ سکولار به زعم خودم واقع‌بینِ نظام سیاسی خواهم بود. 
 
عطف به موضع خودم نسبت به جنگ و نظام سیاسی، معتقدم قدرت‌های استعماری منطق منافع خود را دارند و این جنگ در درجه اول محصول مناقشات ژئوپلتیک است. اما گروهی آرزوی جنگ داشتند، هر چند مدعی‌اند عاملیتی در شروع آن نداشته‌اند اما بالاخره آن‌قدر عاملیت داشتند که ترامپ امروز گفته «وقتی مردم ایران صدای بمب‌ها را نمی‌شنوند ناراحت می‌شوند. آن‌ها می‌خواهند صداهای بمب‌ها را بشنوند، چون می‌خواهند آزاد باشند.» از این‌رو:
 
یک. امید که اثری بر وقوع جنگ نداشته‌اند و این جنگ هم در شرایطی پایان یابد که ایران استوار بماند؛ آب، نان و انرژی مردم هم از بین نرود؛ و زیست، زیست‌پذیری و حکمرانی‌پذیری کشور بیش از این تخریب نشود. اگر چنین شد، دیگر جنگ آرزو نکنیم؛ برای ویرانی شادمان نشویم؛ تخریب بنیان‌های تأمین آب، نان و انرژی ایرانیان را نخواهیم؛ و با گفتار و کردار خود بخشی از زمینه‌سازی سیاسی و روانی آوار شدن شر مطلق بر این سرزمین نباشیم. 
 
دو. آزادی‌خواه هستیم یا اقتدارگرا؛ جمهوری‌خواه یا سلطنت‌طلب؛ طرفدار دو آتشه جمهوری اسلامی یا دشمن خونی‌اش؛ حرفی نزنیم و کاری نکنیم که ترامپ فکر کند دوست داریم بمباران شویم. بگذاریم سرزمینی بماند، زندگی‌ جاری شود و آب، نان و انرژی و مواهب زندگی به اندازه‌ای (بکوشیم برای همه و عادلانه) باشد که بتوانیم ایده‌های‌مان را – هر چه هست، از اسلام‌گرایی گرفته تا جمهوری‌خواهی یا سلطنت‌طلبی – دنبال کنیم. 
 
سه. ایران تنها دارایی مشترک ماست، برای ویرانی آن شادی نکنیم. بدون جغرافیایی که در آن زندگی امن و انسانی امکان‌پذیر باشد (هر قدر عادلانه‌تر، بهتر)، تحقیر می‌شویم؛ و بدون آن، آزادی که هیچ، فقط خشونت کور سر برمی‌آورد و جز رنج نصیب‌مان نمی‌شود. 
 
چهار. مسئولیت درمان دردهای ایران را – هر قدر سخت و طولانی - خودمان بپذیریم، هزینه‌اش را خودمان بپردازیم، و حتی در ذهن نیز رسیدن به آزادی را به بمب‌ها برون‌سپاری نکنیم. 
 
ایران جان، دردت به جانم، تو بمان! عزیزِ دلم، تو خانه ما باش! ما به خون جگر، دردهایت را درمان می‌کنیم؛ آزادی و عدالت را هم به چنگ می‌آوریم. تو بمان!

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما